تبليغاتX

JavaScript Codes ریاضی زیباست = زندگی زیباست

یکشنبه 10 شهریور1387

ریاضی وعکاسی طلایی

امروزدربخش مجله ی الکترونیک سایت می خوانیم: ریاضی وعکاسی طلایی

 
 امروزدربخش مجله ی الکترونیک سایت می خوانیم:
ریاضی وعکاسی طلایی

نویسنده:نبی اله ابراهیمی

چکیده:

  مهمترين عاملی که عکس شما را از یک عکس معمولی به یک عکس هنری تبدیل می‌کند ، کادربندی است . امروزه ، دوربین‌های دیجیتال و نرم افزارهای ویرایشی ، کنترل های پیشرفته‌ای روی نور و رنگ دارند . اما اگر موضوعات عکس با هم هماهنگ نباشد عکس های شما هیچگاه موفق نمی شوند . درست مانند یک موزیک‌دان که قطعات موسیقی را کنار یکدیگر می‌چیند و تصمیم می‌گیرد که کدام قطعات موسیقی باید با هم کار کنند ، یک عکاس نیز باید با ضربات محکم و در جهت های گوناگون عکس های قوی بگیرد ...دریافت مقاله

با تشکر از آقای نبی اله ابراهیمی نویسنده و فرستنده مطلب ,لازم به ذکر است این مقاله توسط ایشان در نهمین کنفرانس آموزش ریاضی ارائه شده است.

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 8:3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 شهریور1387

روش تدريس رياضي

بحث در روش تدريس رياضي به زمان ما منحصر نمي شود. از هنگامي كه تدريس رياضي مطرح بوده است، روش تدريس آن نيز مورد بحث و مطالعه بوده است. با مطالعه تاريخ آموزش و پرورش، ملاحظه مي كنيم كه همواره دو نوع آموزش درمقابل هم قرار داشت هاند. دسته اول، روشهاي تدريس سنتي، كه در گذشته هاي دور به كار مي رفته اند و دسته دوم، روشهاي مبتني بر يافته هاي روانشناسي است كه به طور عمده از قرن بيستم به بعد تكوين يافته اند و به روشهاي جديد شهرت دارند. از ميان روشهاي سنتي مي توان از روش سقراطي و روش مكتبخانه اي در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي نام برد. از روش هاي جديد در تدريس رياضي مي توان به روش توضيحي، روش سخنراني، روش اكتشافي، روش حل مساله، روش بحث در كلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال، روش قياسي و استقرايي آموزش مهارتهاي فراشناختي نام برد. در اين فصل انواع روشهاي تدريس رياضي كه به پنج دسته، روش كلامي، روش مكاشفه اي، روش مفهومي، روش فعال و روش الگوريتمي مورد بررسي و نقد قرار مي گيرند. در پايان اين فصل از خوانندگان انتظار مي رود كه بتواند با تكيه بر انواع روشهاي تدريس ذكر شده، در يك يا چند موضوع درسي، تدريسي را طراحي نمايند و در صورت امكان آن را اجرا نمايند تا به نقاط قوت و ضعف خود آشنا شوند و نقاط قوت خود را در تدريس هاي بعدي، پر رنگ تر نموده و برضعف هاي خود چيره شوند.

2-1 روش كلامي (زباني)

در اين روش معلم به اصطلاح متكلم وحده است. همه چيز را بيان مي كند، قواعد را بررسي مي كند، نتيجه گيري مي كند و طراح مساله است. خلاصه معلم همه كاره و دانش آموز هيچ كاره است. معلم مساله گو و شاگرد مساله حل كن، معلم متكلم و شاگرد مستمع است. اين نكته جالب است كه طرفداران اين روش دو گروه مخالفند، عده اي موافق روش زبان ماشيني و عده اي موافق روش زباني استدلالي هستند.

الف) روش تدريس زبان ماشيني (قاعده گويي):

اين گروه اعتقاد دارند كه دانستن قواعد و فنون محاسبه براي دانش آموزان كافي است. اگر دانش آموز ادامه تحصيل دهد آنگاه برايش استدلال خواهد شد و مطالب را خواهد فهميد و در صورتي كه ادامه ندهد اين محاسبات هست كه به دردش مي خورد و چه كار دارد كه چرا فلان مطلب چنين است و چنان نيست. حسن اين روش در آن است كه تدريس به سرعت انجام مي شود ولي معايب آن عبارتند از:

1- دانش آموز قواعدي را بدون آنكه آنها را درك كرده و منطقي بودن آنها را پذيرفته باشد، آنها را حفظ مي كند و به همين سرعت هم فراموش مي كند.

2- نسبت به مطالبي كه مي خواند احساس بيگانگي مي كند و نسبت به آنچه ياد گرفته است علاقه اي نشان نمي دهد.

3- اين آموزش پاسخگوي نيازهاي طبيعي دانش آموز به كنجكاوي و حقيقت جويي نمي باشد.

4- طرفداران اين روش جالب پرورش را به طور كلي ناديده مي گيرند.

ب) روش تدريس زبان استدلالي:

طرفداران اين شيوه برخلاف گروه قبل تدريس رياضي را توام با استدلال قبول دارند. آنها معتقدند كه رياضي با منطق آميخته است. پس بايد با استدلال و برهان به امر تدريس رياضي همت گماشت. ابتدا بايد تعريف و اصول گفته شود و به دنبال آن مي توان نتيجه گيري ها را با استفاده از قوانين منطق آغاز نمود. حسن اين روش آن است كه با طبيعت رياضي سازگاري دارد ولي معايب آن عبارتند از:

1- از روش استدلالي در هر سني نمي توان استفاده نمود.

2- قدرت ابتكار رشد نمي كند و دانش آموز جستجوگر نخواهد شد.

3-  معلم و شاگرد به تدريج از جهان واقعي دور مي شوند.

 

 

نقد و خلاصه روش هاي كلامي (زباني):

روشهاي زباني همان طور كه از نامشان پيداست، بر زبان و كلام معلم تكيه دارد. در اين روشها، معلم و مدرس متكلم وحده است و كمتر مجال سئوال كردن، توضيح دادن، درك و فهم واقعي به دانش آموزان داده مي شود.

تنها مزيت ظاهري روشهاي زباني اين است كه تصور مي شود كه دانش آموزان به ظاهر در درس پيش مي روند. اين باور درست نيست، زيرا در دراز مدت، اثرات نادرستي در پرورش فكر و استعداد دانش آموزان مي گذارد و در سنين بالاتر اگر مطالب رياضي را دير مي فهمند، علت عمده اش اين است كه قبلا در آموزش مطالب بنيادي به آنها عجله كرده ايم. به عبارت ديگر، در مراحل بعدي آموزش، دانش آموزان ناچارند از معلوماتي استفاده كنند كه قبلاً آنها را خوب فرا نگرفته و به درستي نفهميده اند.

2-2 روش اكتشافي

يادگيري اكتشافي فرايندي است كه دانش آموز به طور مستقل و با راهنمايي معلم يا بدون آن، اصل يا قانوني را كشف نموده و مساله اي را حل مي كند. ويژگي عمده روش اكتشافي، درجه و ميزان راهنمايي شدن شاگرد (به وسيله معلم) براي اكتشاف است كه اين ويژگي به عواملي مانند استعداد دانش، مهارت شاگرد و درجه دشواري خود مساله بستگي دارد و مي تواند در چهار محدوده قرار گيرد.

1- معلم مي تواند اصول و راه حل مساله را براي شاگرد توضيح دهد، اما پاسخ مساله را نگويد (در اينجا معلم از روش توضيحي بهره مي گيرد)؛ اين نوع راهنمايي براي دانش آموزان ضعيف ضرورت مي يابد.

2-  معلم مي تواند فقط اصولي را كه براي كشف آن به كار مي رود به شاگرد توضيح دهد، اما راه حل و جواب مساله را در اختيار او قرار ندهد.

3-معلم مي تواند اصول را ارائه ندهد؛ اما راه حل را بگويد.

4- معلم مي تواند اصول و راه حل را به شاگرد نگويد؛ كه آن را يادگيري راهنمايي نشده مي ناميم.

از آن جايي كه اين روش بر پاسخ مداوم دانش آموزان به سئوالات مختلف در كلاس درس تا حدودي متكي است، لذا تدريس به وسيله آن مشكل است و لذا معلم نياز به صبر بيشتر و وقت زيادتري دارد و نقش معلم در اين روش هدايت نمودن دانش آموزان در ارتباط دادن مطالب جديد با تجارب و محفوظات گذشته نشان مي باشد. حدسيات، تخمين ها و آزمايش و خطا، آزمايشهايي هستند كه در روش اكتشافي براي يافتن ايده هاي جديد و ارتباط آنها با مفاهيم گذشته به كار مي روند.

معلم با طرح سئوالات مناسب مي تواند جواب هاي نادرست دانش آموزان را به سمت جواب هاي درست هدايت نمايد. معلم بايد كلاس را در جهت صحيح و مسير معيني حفظ نمايد به طوري كه از حالت كاوش و پويايي شاگردان كاسته نشود. در اين روش، معلم دانش آموزان را وادار به فكر كردن مي كند و آنها را براي رسيدن به پاسخ درست تشويق مي نمايد لذا دانش آموز در فرايند يادگيري سهيم است.

تكنيك هاي تدريس به روش مكاشفه اي:

1- معلم، سئوالي را براي بررسي كردن به دانش آموزان ارائه مي نمايد. معلم بايد اطمينان حاصل كند كه دانش آموزان مساله را فهيمده اند و بدانند كه دنبال چه چيزي مي گردند و چگونه بايد اين راه را ادامه دهند و چگونه مسير درست را انتخاب نمايند.

2-معلم فكر كردن را در دانش آموزان با گفتگو و پرسش برانيگزاند و از آنها بخواهد با ارائه مثال ها و نامثال ها، مساله را دنبال كنند.

3-معلم فعاليت هايي طرح ريزي نمايد كه الگوهاي جديد را ايجاد نمايد.

4- معلم از مدل هاي مختلف آموزشي و ابزار كمك آموزشي باري تدريس بهره برد.

5-   در ارزشيابي نيز از مسايل استفاده نمايد كه توانايي آنها را در كشف مقاصد جديد بسنجد.

6-  از نتيجه گيري سريع براساس يك يا دو نمونه به عنوان شاهد خوددداري كنيد.

اكتشاف يك مطلب در كلاس درس بايد روال منطقي داشته باشد و تا حدودي نمايانگر يك مكاشفه واقعي با محيطي منطقي باشد.

7- دانش آموزان را به طور مرتب در جريان پيشرفت هايشان قرار دهيد.

محاسن روش اكتشافي از ديدگاه برونر:

1- يادگيري اكتشافي، توانايي ذهني دانش آموزان را تقويت مي كند.

2-يادگيري اكتشافي، انگيزه دروني دانش آموز را افزايش مي دهد، زيرا در اين يادگيري شاگرد به طور خودجوش فعاليت هاي آموختن را دنبال مي كند و پاداشي هم كه مي گيرد، از فعاليت هاي خود اوست.

3-   يادگيري اكتشافي، فنون اكتشاف را به شاگرد مي آموزد و او را خلاق و كاوشگر بار مي آورد.

4-  يادگيري اكتشافي موجب دوام بهتر آموخته ها مي شود. زيرا دانش آموز خود آموخته هايش را سازمان مي دهد و مي داند كه چه موقع و چگونه آنها را به دست آورد.

5-  از آنجا كه در اين روش از مشاهده اشكال، اشيا، و تصاوير براي تدريس استفاده مي شود. درك حقايق و روابط را تا حدي براي دانش آموزان آسان مي كند.

معايب روش اكتشافي:

1-                  قدرت استدلال و ارتباط بين مفاهيم كم مي شود.

2-                  اين روش بسيار وقت گير است.

3-         طرفداران اين روش اهميت فوق العاده اي به احساس و ادراك مي دهند اما بايد توجه داشت كه بعضي از مفاهيم رياضي (مانند اعداد منفي) را نمي توان از راه حواس درك نمود.

4-         مكاشفه در بدو امر خوب است ولي نتيجه اساسي نه از راه مكاشفه بلكه از كوششي كه در نباله اين رغبت براي توضيح و تنظيم روابط صورت مي گيرد، حاصل مي شود. به عنوان مثال نيوتن با مشاهده سقوط سيب از درخت، وجود رابطه اي بين زمين و اجسام پيرامون آن را احساس كرد (مكاشفه) ولي مشاهدات مذكور به تنهايي ارزش چنداني نداشت و اگر به همين جا خاتمه يافته بود، هيچ نتيجه عملي از آن به دست نمي آمد.

5-         اگر هر تصوري را به كمك شكل و به طور يكنواخت به دانش آموزان عرضه كنيم، بيم آن مي رود كه ذهن آنها، به جاي رابطه مورد نظر، توجه شان به شكل يا تصوير جلب شود و به كلي از حقيقي كه در نظر داريم بي اطلاع بماند.

2-3- روش مفهومي

در اين روش بيشتر تاكيد بر مفاهيم رياضي است و تكيه كمتري بر مهارت ها مي شود. ما معتقديم كه تكيه بيش از حد بر يكي، ما را از ديگري دور مي سازد لذا يايد به طور متعادل بين مفاهيم و استفاده از روش ها تاكيد نمود. ذكر اين نكته ضروري است كه تا هنگامي كه مفاهيم در ذهن دانش آموزان شكل نگرفته است، نبايد به سراغ تكنيك ها و مهارت ها رفت. تفاوت روش مفهومي با روش الگوريتمي نيز از همين جا ناشي مي شود كه در روش مفهومي تكيه بر مفاهيم است و در روش الگوريتمي تكيه بر مهارت ها و تكنيك هاست.

2-4- روش فعال

در اين روش، هدف اين است كه دانش آموزان در فرايند آموزش و پرجنب و جوش باشند. البته، هيچ روشي به طور محض غيرفعال نيست. براي مثال، در روش سخنراني، معلم فعال و دانش آموزان ظاهراً غيرفعالند اما در حقيقت، به طور ذهني فعالند؛ زيرا به سخنان معلم گوش مي كنند و درباره مطالب آن مي انديشند و يادداشت برمي دارند.

برخلاف روش هاي منفعل كه « معلم محور» است روش فعالي « دانش آموز محور» است. دانش آموز درامر يادگيري شركت فعال دارد، با مسايل مواجه مي شود، راجع به حل آنها فكر مي كند و با راهنمايي معلم به حل آنها مي پردازد. در اثر كارهاي آموزشي خودش، به مفاهيم پي مي برد. در اين صورت است كه دانش آموز به حل مساله ها علاقه مند مي گردد. موفقيت اين روش، به مهارت معلم و تسلط او به درس همبستگي دارد.

در آموزش به روش فعال هر دانش آموز مطالب را به سرعت خود ياد مي گيرد و فرصت دارد كه به مطالب فكر كند.  دانش آموز از طريق حل مساله، طي فرايندي به تدريج به مفاهيم پي مي برد و به جاي آنكه شاهد را رفتن معلم باشد خود قدم به قدم راه رفتن را  تمرين مي كند و مي آموزد. با پي بردن به توانايي هاي خود، در او حس اعتماد به نفس تقويت مي شود چون در به دست آوردن نتيجه ها و كشف قواعد سهيم است و نسبت به مطالب احساس علاقه و مالكيت مي كند و ميل به دانش افزايي در او باور مي شود، در جريان كار فعال، دانش آموز رشد مي كند و تفكر منطقي را تقويت مي كند. در اين روش وظايف معلم عبارتست از توجه به كار يكايك دانش آموزان و دادن راهنمايي در موارد لازم، علاقه مند كردن آنها به كار و فعاليت درسي، شناخت دانش آموزان و پي بردن به توانايي آنها و از همه مهمتر قدم به قدم پيش بردن دانش آموز براي يادگيري يك مطلب درسي جديد طي مراحل مختلف آن. وظيفه دانش آموز هم فهاليت و كارآموزي و كاوشگري در حد توانايي خود مي باشد.

سه اصل آموزش به روش فعال:

معلم بايد بداند كه روند يادگيري چگونه جريان دارد و راه هاي ثمربخش را انتخاب كند. سه اصل براي تدريس ثمربخش وجود دارد كه عبارتند از:

1-         اصل يادگيري فعال (كشف موضوع توسط خود دانش آموز ضمن انجام فعاليت هاي مناسب): البته آنچه در كلاس مورد توجه ملعم است اهميت دارد، ولي هزار بار مهم تر از آن، چيزي است كه مورد توجه دانش آموز است. انديش ها بايد از ذهن خود دانش آموز بيرون بيايد. در اين ميان نقش معلم را مي توان با نقش ماما و قابله مقايسه كرد.

اين، نصيحت رسمي سقراط است. گفتگوي سقراطي، بهترين شكل آموزش با بهترين نتيجه است. درست است كه ميزان وفتي كه، در مدرسه، براي هر ماده درسي گذاشته اند، محدود است كه با اين روش همه درس ها را نمي توان ارائه نمود ولي با همه اين، اصل قديمي ما به قوت خود باقي است كه مي گويد: «با همين امكان هايي كه داريد، حداكثر تلاش خود را به كار بريد، تا خود دانش آموزان، در جريان كشف، شركت داشته باشند».

اگر دانش آموز در تنظيم صورت مساله هايي كه بايد حل كند، شركت داشته باشد، خيلي فعالتر خواهد كوشيد. معلم بايد شرايطي را فراهم آورد كه دانش آموز بتواند مساله هاي خودش را طرح كند چون باعث خواهد شد كه نيروي خلاقيت او شكوفا شود.

2-         اصل بهترين انگيزه: معلم بايد خودش را واسطه اي بداند كه مي خواهد مقداري از رياضياتي را كه مي داند، در اختيار دانش آموزان قرار دهد. اگر واسطه اي در عرصه جنس خود با مشكلي روبرو شود و كالايش روي دستش بماند يا خريداران از خريد كالاي او سرباز زنند، نبايد تقصير را به گردن خريداران بيندازد. به خاطر داشته باشيد كه، معمولاً حق با خريدار است. دانش آموزي كه از يادگرفتن رياضيات سرباز مي زند، ممكن است حق داشته باشد. هيچ دليلي وجود ندارد كه شاگرد شما، تنبل يا كم هوش باشد. بلكه خيلي ساده، ممكن است به چيز ديگري علاقه مند باشد. آخر، دنياي ما پر از چيزهاي جالب است. وظيفه شما، به عنوان يك معلم و به عنوان كسي كه مي خواهد آگاهي ديگران را بالا ببرد، اين است كه دانش آموز را به رياضيات علاقه مند كنيد. بنابراين، معلم بايد تمامي توجه خود را در انتخاب مساله و تنظيم آن به كار برد و آن را به بهترين صورت ممكن، به دانش آموزان عرصه كند. مساله بايد نه تنها از موضع معلم، بلكه از موضع شاگرد هم، جالب باشد. چه بهتر كه بشود درس را، در رابطه با تجربه روزانه شاگردان طرح كرد و آن را به صورت معما درآورد. مساله را مي توان با موضوعي آغاز كرد كه براي دانش آموزان روشن است و چه بهتر كه اين موضوع، امكان كاربرد علمي مساله و يا موضوعي مورد علاقه عموم باشد.  اگر مي خواهيم نيروي خلاقيت دانش آموزان را پرورش دهيم نبايد مبنايي در اختيار آنها بگذاريم تا مطمئن شوند تلاش آنها بيهوده و عبث نيست.

به خصوص، علاقه دانش آموز، بهترين انگيزه او در كار است. ولي، انگيزه هاي ديگري هم وجود دارد كه نبايد آنها را از دست داد. از دانش آموز بخواهيم كه نتيجه را حدس بزند، ولو بخشي از آن را، دانش آموزي كه فرضيه اي را ارائه كند، در واقع خود را به آن وابسته كرده است، حيثيت و احساس او در گرو فرضيه اوست و با بي صبري در انتظار آن است كه ببيند حدس او درست است يا نه، او با اشتياق به سرنوشت مساله و كار كلاس علاقه مند مي شود و در آن لحظه ها هيچ چيز ديگري توجه او را به خود جلب نخواهد كرد.

3-         اصل تسلسل مرحله ها: عيب اصلي كتاب هاي رياضي دراين است كه تقريباً همه مسال هاي موجود در آنها، از صورت هاي متعارف و عادي انتخاب شده است. منظور  از مساله هاي عادي، مساله هايي هستند كه ميدان كاربرد كمتري دارند و تنها به روشن كردن يك قانون خدمت مي كنند و تمرين هاي مناسب براي يك قانون هستند. البته اين مثال ها هم مفيد و هم لازم هستند ولي دو مرحله مهم آموزش در آنها وجود ندارد: مرحله بررسي و پژوهش و مرحله فراگيري. هدف اين دو مرحله اين است كه مساله مورد بررسي را با شرايط موجود و با آگاهي هايي كه قبلا به دست آورده ايم، مربوط مي كند. مساله هاي عادي، اين دو منظور را برنمي آورند، زيرا از قبل معلوم است كه براي روشن شدن قانون معيني طرح شده اند و اهميت آنها، تنها در خدمت كردن به همين قانون است. البته، گاهي در اين مساله ها، به قانون يا قانون هاي ديگري هم توجه مي شود كه در اين صورت، مساله هاي مفيدتري به حساب مي آيند. حقيقت اين است كه بايد در كنار مساله هاي عادي، دست كم گاه به گاه، مساله هاي عميق تري هم به دانش آموزان داده شود، مساله هايي كه زمينه غني تري داشته باشد امكان ورود دانش آموزان به كارهاي جدي تر علمي را فراهم آورد. وقتي مي خواهيد چنين مساله هايي را در كلاس مورد بحث قرار دهيد از همان ابتدا، يك بررسي و پژوهش مقدماتي به دانش آموزان پيشنهاد كنيد. اين كار اشتهاي آنها را در حل مساله و رسيدن به جواب تحريك مي كند. اين مطلب را هم فراموش نكنيد كه مقداري از وقت كلاس را، براي بحث درباره  نتيجه اي كه به دست آمده است باقي بگذاريد. يادگيري توسط سه فاز صورت مي پذيرد: فاز اول: دانش آموز حدس و گمان مي زند. فاز دوم: آن را به صورت كلمات در مي آورد. فاز سوم: براي تثبيت يادگيري تمرين و ممارست انجام دهد.

محاسن روش فعال:

1-                  دانش آموز مفاهيم را درك مي كند.

2-         خود را در به دست آوردن نتيجه ها سهيم مي داند و اين در او علاقه ايجاد مي كند و به تدريج احساس توانايي مي كند كه اين خود موجب به وجود آمدن حس اعتماد به نفس در دانش آموز مي شود.

3-                  اين آموزش نياز به كنجكاوي، پويايي و خلاقيت را برآورده مي سازد و موجب رشد شخصيت در دانش آموز مي شود.

معايب روش فعال:

1-         مدتي صرف خواهد شد تا دانش آموز از طريق حل تمرين هاي كار در كلاس و پاسخ به سئوال هاي مناسب مفاهيم را يكي كي بفهمد و به قاعده ها پي ببرد.

2-                  هر مفهومي را نمي توان با روش فعال آموزش داد.

2-5- روش الگوريتمي:

منظور از روش الگوريتمي، مجموعه دستورالعمل هايي است كه انجام آنها منجر به حصول نتايجي براي دانش آموز گردد. تعدادي از الگوريتم هاي حساب و جبر كه در دوره هاي تحصيلي مورد بحث قرار مي گيرند عبارتند از: چهار عمل اصلي روي اعداد صحيح و اعشاري، تناسب، جذريابي، يافتن بزرگ ترين مقسوم عليه مشترك، نوشتن اعداد به پايه هاي گوناگون، عمليات روي كسرهاي متعارفي، حل معادلات جبري و عمليات جبري روي بردارها در صفحه، در زمينه هندسه نيز به الگوريتم هاي زير بر مي خوريم مانند: ترسيمات با خط كش، پرگار، گونيا و  نقاله مثلا در رسم عمود، نضف كردن پاره خط، ساختن مثلث. هر يك از الگوريتم هاي ذكر شده مبتني بر يك يا چند مفهوم رياضي است. از آن جمله اند مفاهيم:  نوشتن اعداد در يك پايه، جذر، نسبت، عدد اول، مجموعه. علاوه بر مفاهيم و الگوريتم ها، ركن ديگر كاربرد الگوريتم ها در حل مسايل است.

معايب روش الگوريتمي:

1-         تاكيد بيش از حد بر الگوريتم ها شم عددي دانش آموز را كاهش مي دهد. چون كه شم عددي ما را از مرتكب شدن اشتباهات فاحش مصون مي دارد.

2-         دانش آموز تقريباً در هيچ مساله واقعي نياز به اين الگوريتم ها را ندارد. مثلاً الگوريتم جذر بهتر است از روش آزمون و خطا در دوره راهنمايي تحصيلي تدريس گردد.

3-                  معمولاً دليل درستي اين الگوريتم ها مطرح نمي شود.

4-         چون اين الگوريتم ها دشوارند و حفظ كردن آنها نيروي فراواني از دانش آموز مي طلبد، محصل به تدريج نسبت به مفهوم اصلي بيگانه مي شود.

5-         در حال حاضر كه ماشين حسابهاي دستي ارزان قيمت عمليات رياضي را حتي از  انسان سريع تر و دقيق تر انجام مي دهند لذا ضرورتي بر حفظ همه الگوريتم ها نيست.


 

چند توصيه براي بهبود روش الگوريتمي:

1-  به جاي تاكيد بر كسب مهارت در اجراي دقيق دستورالعمل هاي رياضي، تاكيد بيشتري صرف درك مفاهيم گردد و با قرار دادن وقت كافي در اختيار دانش آموز، به او اجازه آزمايش كردن داده شود. دانش آموزي كه وادار شود هر بار با رجوع به مفاهيم اوليه، مسايل قابل فهم خود را حل كند، به تدريج نياز به دستورالعمل را احساس مي كند و ممكن است خود به سوي الگوريتم سازي سوق داده شود.

2-مسايل حرفي متنوع تر، جذاب تر، واقعي تر و بعضاً دشواري تري از آنچه امروزه معمول است در اختيار دانش آموزان قرار گيرد. درك و فهم مفاهيم رياضي در سطح مدرسه، در ميدان به كارگيري آنها در مسايل ملموس و قابل فهم تحقق مي يابد.

3-  تقويت شم عددي دانش آموز كه در حال حاضر بهايي به آن داده نمي شود، به طور جدي مطرح گردد. دانش آموز بايد ياد بگيرد كه حدود نتيجه يك محاسبه را قبل از انجام دقيق آن حدس بزند و با بتواند از عهده تخمين هايي برآيد

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 4:33 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 شهریور1387

تدریس کارآمد

نکات گوناگونی برای کلاسداری و تدریس موثر وجود دارد. در این مجال آنها رابه اختصار مطرح نموده ایم.

 همکاران گرامی هر كلاس چون موجود زنده و متفاوت با ساير كلاس هاست ،غذا مي خواهد، روحيه مي خواهد، به تربيت مراقبت ورسيدگي  نياز دارد تا بتواند در مسير رشد  گام بردارد اگر 000

1-مشكلات انضباطي كلاستان را در خود كلاس حل كنيد .

2-اسامي شاگردانتان را به سرعت ياد بگيريد.

3-سعي كنيد ويژگي هاي فردي شاگردان تان را بشناسيد.

4-از شغلتان بد گويي نكنيد .

5-به موقع وسر وقت در كلاس حضور يابيد و مطالب اصلی را ثبت کنید.

6-جدي وصميمي باشيد وازخود ستايي وظاهر سازي دوري كنيد .

7-از مقررات خشك وخسته كننده دوري كنيد .

8-از شاگردان تان انتظارهاي بي جا وتوقعات بيش از اندازه نداشته باشيد .

9-به قول ووعده هايتان دقيقاًعمل كنيد .

10-دانش آموزان را با دو بال بيم واميد به پرواز در آوريد.

11-به دانش آموزان لقب ندهيد وهرچند به شوخي آنها را با اسامي سبك نام گذاري نكنيد .

12-با صداي بلند ودر حضور ديگران به سر زنش دانش آموزان نپردازيد .

13-دانش آموزان را به عنوان يك شخص مورد حمله قرار ندهيد فقط به رفتارهاي بد اعتراض كنيد .

14-قيافه ،صدا،طرز راه رفتن و سؤال كردن هيچ دانش آموزي را به مسخره نگيريد .

15-شاگردان را نسبت به هم مؤدب بار بياوريد.

16-به سوالات خصوصي دانش آموزان شكل عمومي بدهيد وسپس به آنها پاسخ بگوييد. 

17-به دانش آموزان مسئوليت بدهيد وآنها را به كارهاي گروهي در كلاس تشويق كنيد .

18-هيچ سوالي را بي جواب رها نكنيد(در صورت امکان برای جواب از خود دانش آموزان بهره بگیرید.) .

19-از شيوه هاي نو براي تدريس استفاده كنيد .

20-دستورهاي متضاد صادر نكنيد. 

21-اختلافات كلاس را با آرامش ،دوستانه وبي هياهو حل كنيد .

22-نسبت به فرد ،ملايم ونسبت به موضوع سختگير باشيد .

23-با دانش آموزان مشكل آفرين در بيرون كلاستان صحبت كنيد.

24-در مقابل بچه ها موضع گيري نكنيد.

 

25-علل قسمتي از بي نظمي ها را در خودتان جستجو كنيد .

26-بيشتر به پاداش تكيه كنيد تا جريمه.

27- دانش آموزان را از عواقب شكست نترسانيد .

28-با بچه ها بخنديد خوشحال شويد وبا بچه ها زندگي كنيد .

29-بيشتر به ريشه هاي بد رفتاري توجه كنيد نه خود بد رفتاري

30-صميمي باشيد ولي جريان تربيت را واژگونه نكنيد.

31-با بچه ها دوست باشيد ولي خودماني نشويد.

32-به حرف دانش آموزان به دقت گوش كنيد .

33-اگراشتباهي كرديدحالت دفاعي به خود نگيريد.

34-كارهايتان را خوب دقيق وكامل انجام دهيد .

35-از دفتر مدرسه براي بدست آوردن سوابق رفتاري وتحصيلي دانش آموزان  استفاده كنيد  .

36- به دانش‌آموزان اجازه دهيد همديگر را آموزش دهند.

37- مشخص كنید دانش‌آموزان چه چيزهايي را بايستي ياد بگيرند زیرا آنها را بهتر فرا مي‌گيرند.

38- صحبت كردن را قطع كنيد و گوش دادن را آغاز نماييد.

يكي از روشهاي موفق در تدريس اين است كه شما نيز به صحبت‌هاي دانش‌آموزان با دقت گوش فرا دهيد. توجه داشته باشيد كه يادگيري موثر مانند يك خيابان دوطرفه است، به عبارت ديگر (گفتگوي دوطرفه) است نه (بحث دوطرفه).

39- دانش‌آموزان در فضای یادگیـری نگه دارید.

معلمان باید موقعیت‌هایی را در کلاس به وجود آورند که باعث حفظ و نگهداری (holding power) دانش‌آموزان در فضای یادگیری شود. چنین موقعیت‌هایی این امکان را فراهم می‌سازند که دانش‌آموزان به طور پیوسته در فرآیند یادگیری مشاركت داشته باشند و این مشاركت تداوم یابد. به عبارت دیگر، این موقعیت‌ها، قدرت نگه‌داری و حفظ توجه و مشاركت دانش‌آموزان را از مزاحمت ها و عوامل پرت‌کننده حواس حفظ می‌کنند.

40- هم اشتياق و هم هدف‌داري را به دانش‌آموزان انتقال دهید.

اختلاف بين معلم خوب و يك معلم عالي، تخصص آنان نيست بلكه مربوط به اشتياق و علاقه آنان است و اين اشتياق مسري است. اگر معلم داراي علاقه و اشتياق باشد دانش‌آموزان نيز اشتياق و علاقه نشان مي‌دهند. لذا يك فضاي مناسب براي كار و فعاليت مشترك ايجاد مي‌گردد.

 

 امید است مطالب ارائه شده مورد توجه و استفاده همکاران ساعی مدارس قرار گیرد و با پیشنهادات ارزنده خود  ما را ادامه این راه یاری نمایند.

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 4:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 شهریور1387

فكر و انديشه

 

 

 

 

مقاله  زير  گزارشي  از جلسه  هشتم  كلاس  خلاقيت  براي  كودكان  پنج تا شش   ساله   با  تدريس آقای حميد ميرزاآقايی است  كه در مركز  تشكل هاي  مردمي( واقع در فرهنگ سراي كار)  شهرداري  منطقه ده   تهران  برگزار  شده  است  و هدف آموزشي اين جلسه  ،  ايجاد علاقه  در كودكان  براي  بهره گيري از انديشه  ديگران  مي  باشد تا بدينوسيله  تنها  متكي  به ذهن  خود نبوده  بلكه در امور  مربوط به خود بتوانند  از خرد جمعي نيز   استفاده كنند.

گروه علمي فكر نو

در جستجوي  پرنده فكر و انديشه

امروزه كودكان جامعه ما بسيار  باهوش  و زيرك هستند و اگر آنان  به درستي  براي  آينده تربيت شوند،مي  توانند زمينه  ساز تحول  و دگرگوني  در  فرداي  ايران  باشند.آنان با  نسل قبل از خود از بسياري  جهات فرق دارند ، تنها كافي  است  با آنان ارتباط برقرار نمود  تا به  اين نكته مهم  پي  برد.آنان  در دنيايي زندگي مي  كنند كه بارش  سيل آساي  اطلاعات  بر  ذهن  آنان  سرازير  است و  لحظه اي  اين  ذهن  به حال خود رها  نمي  شود  و هنگامي  كه آدمي  در مقام معلم  در برابر آنان قرار مي گيرد، براحتي  مي  تواند به عمق  نگاه آنان  پي  ببرد كه چگونه با نگاهي  زيركانه  به دنياي  اطراف خويش  مي  نگرند. اين كودكان گنجينه هاي  ارزشمند  جامعه ما مي  باشند و اگر به درستي تربيت شوند، جامعه اي  خواهيم داشت  كه بسرعت  به  سوي  توسعه و پيشرفت  قدم خواهد برداشت  و به گفته يك  ضرب المثل چيني " پول ثروت  بي جان است  ولي  بچه ها  ثروت  زنده هستند"

 

******

با حضور كودكان در كلاس ، آموزش  آغاز مي  شود  و آنان خود را آماده مي كنند تا يك  سفر خيالي  را به جزيره اي  سرسبز تجربه كنند.

هر يك از آنان  در تخيل خود ، قايق كوچكي  را براي  خود مهيا  مي كند و درون آن ، خود را جاي  مي  دهد و اين  قايق  خيالي همان  صندليهايي  است  كه بر روي  آن نشسته اند.

******

" بچه ها پارو  بزنيد"

******

در اين مرحله  كودكان  با دست هاي  خود ، حركت  پارو زدن  را تقليد  مي كنند و به آرامي به سوي  دريا  پيش مي  روند.

با حركت آرام دست هاي  آنان، قايق ها ، به آهستگي  از  ساحل  دور مي  شوند و به سوي  درياي  زندگي  به پيش  مي  روند و با آمدن  هر موج دريا ، آنها بر روي  صندلي هاي  خود ، بالا و پايين مي  روند.

******

" بچه ها :  يك موج  در حال نزديك  شدن است ، حالا با قايق  هاي خود  بر روي  اين موج  سوار شويد"

******

بچه ها بار ديگر  بر روي صندلي ، بدن خود را  بالا و پايين  مي كنند تا بار ديگر سوار شدن بر موج  را تقليد كنند

******

قايق هاي  خيال  بر روي  امواج  دريا  به پيش  مي روند  تا سرانجام  به آن  جزيره  موعود نزديك شوند.

******

"بچه ها : جزيره سرسبز از دور ديده مي  شود ، سريعتر پارو بزنيد"

و بچه ها  با پارو زدن  تلاش مي كنند كه هر چه  زودتر به اين جزيره  سرسبز و زيبا برسند.

******

سرانجام ، جزيره اي  سرسبز پديدار مي شود و در ميان  اين جزيره ، يك كوه  بزرگ  ديده مي  شود، كه در پايين  آن  شهري  زيبا  و آباد آرام گرفته  است .

******

به گفته كريستين بوبن ،نويسنده  فرانسوي ، "بچه ها مثل دريانورداني  هستند كه به هر نقطه اي  نگاه مي كنند،آنجا  بيكران  و وسيع است" .

******

در اين  شهر زيبا ،يك خانواده  خوشبخت زندگي مي  كند.در اين خانواده  دو خواهر  و برادر كوچك وجود دارند كه بسيار  با فكر  هستند  و مردم به آنان  دانشمندان كوچك مي گويند.  آنها خيلي  به مردم شهر  خود كمك مي كنند

******

بچه ها  از  قايق ها پياده مي شوند و از  ميان  جنگل به سوي  اين شهر حركت مي كنند.

******

اكنون كودكان ما  دوست دارند ،همچون كاشفان از ميان  اين جنگل  گذشته و به  اين  شهر وارد شوند و با اين  دانشمندان  كوچك آشنا شوند.

******

به گفته  ژيلبرت سزبرون  نويسنده  فرانسوي ، استعداد بچه ها  اين  است  كه همه چيز را كشف مي كنند بدون  اين كه  اسمش  را بدانند.

******

داستان  ما از  اينجا  آغاز مي شود  كه اين  دو خواهر و برادر  با پيرمردي  دانشمند آشنا مي شوند  و او با دست خود  به قله كوه بزرگ   كنار شهر  اشاره مي كند  و مي گويد:" اگر  به بالاي  اين قله كوه  برويد و پرنده  فكر و انديشه  را پيدا كنيد، او به شما خواهد آموخت  كه چگونه از دانسته هاي  ارزشمند  ديگران استفاده  كنيد  و انسان هاي  بزرگي شويد  تا بتوانيد به مردم  شهر خود  خدمت  كنيد و شهري  زيبا  و آباد  بسازيد".

******

اكنون كودكان در كلاس  درس  با دقت  به داستان گوش مي  دهند  و علاقمند ند  تا درباره  پرنده فكر و انديشه  بيشتر  بدانند.

******

اين دو خواهر و برادر با اجازه پدر و مادر خود  سرانجام  با  سختي  هاي  فراوان از  اين كوه  بزرگ بالا مي  روند و به جستجوي اين پرنده  زيبا و شگفت انگيز مي پردازند و يك روز  صبح ،هنگامي كه آفتاب در حال  طلوع مي باشد ،آشيانه اي  را مي  يابند  كه در آن  پرنده اي  زيبا  خوابيده است .به آرامي  به سوي  آن حركت مي كنند  و به يكباره  آن پرنده را در دست مي  گيرند.

پرنده  فكر  و انديشه ، چشمانش  باز مي  شود  و به زبان  در مي  آيد  و مي گويد :"اي كودكان  زيبا مرا  اذيت نكنيد ،هر كمكي كه  از دستم برآيد ،براي شما انجام مي  دهم ."

******

كودكان در كلاس ، با دقت  به ادامه داستان  گوش مي دهند و علاقمند ند تا اين  پرنده  زيبا  را با چشمان  خود ببينند.

******

در اين  هنگام  تصوير طراحي  شده  يك پرنده را به آنان نشان مي  دهم .رنگهاي شادي  بخش به كار رفته  در طراحي  اين پرنده ، توجه  كودكان  را  به خود جلب  مي كند .رنگ هاي  زرد و قرمز  كه در طراحي اين پرنده  بكار رفته اند ،تلاشي  است  براي تحريك ذهن كودكان  براي جستجوگري بيشتر.

******

بچه ها ، اين پرنده  فكر و انديشه است

******

اين خواهر و  برادر ، پرنده  زيبا را به شهر  مي آورند .از آن موقع  به بعد ، هر گاه  كسي  سوالي  از آنان  مي كرد ، آن دو  از  پرنده فكر و انديشه  كمك مي  خواستند . اين پرنده   به  پرواز درآمده  و هر گاه  به سوي هر شخصي مي رفت  ،دانسته هاي  ذهن آن  شخص  با اجازه  او  همانند  مرواريد هاي زيبايي به سوي  آن پرنده  شگفت انگيز حركت كرده   و از اين  طريق  تجربيات  ديگران  را براي  ان دو خواهر و برادر  به ارمغان  مي آورد و آن دو با كمك  دانسته ها  و تجربيات  به دست آمده  توانستند  به مردم شهر خود كمك  كنند  تا شهري  زيبا  و آباد بسازند.

هر چه روز ها مي گذشت ، به دانسته هاي ذهن  اين دو كودك  افزوده  مي  شد  و كم كم آنان از پرنده ياد گرفتند  كه چگونه از افكار ارزشمند  ديگران استفاده كنند.آنها ديگر براي پاسخ گويي به سوالات ، تنها  به ذهن  خود اكتفا نمي كردند ،بلكه  از انديشه هاي  موجود در  مغز ديگران  نيز بهره مند مي شدند.

سرانجام  روزي  پرنده فكر و انديشه  به آن دو گفت :" من به شما آموختم  كه چگونه از تجربيات  ديگران استفاده كنيد و اكنون زمان وداع فرا رسيده است و من بايد  به سوي  آشيانه  خود  بر بالاي آن قله كوه بزرگ پرواز كنم "

كودكان دانشمند از آن پرنده مهربان  خداحافظي  كردند  و پرنده به سوي آسمان پرواز كرد.

******

داستان ما به اتمام  رسيد  و حالا بچه ها  بايد با  پرنده فكر و انديشه اي كه طراحي شده است ، تلاش نمايند  از انديشه  ديگران استفاده  كنند. آنها بايد  پرنده را در  دست هاي  خود بگيرند  و آنگاه  به سوي حاضرين  رفته و مرواريد  افكار  آنها را  به دست  آورده و با صداي  بلند در كلاس اعلام نمايند

******

در كلاس  برگزار شده ما ،كودكان با والدين خود حضور دارند .در يك طرف والدين  و در طرف ديگر  كودكان بر روي صندليهاي  خود نشسته اند  و آماده اند تا در يك بازي آموزشي ، تجربه جديدي را كسب كنند.

******

" بچه ها ، چه كسي حاضر است با پرنده فكر و انديشه ،به سوال من پاسخ  دهد؟"

دست هاي كودكان حاضر در كلاس بالا مي رود.

ابتدا سوفيا  به وسط  كلاس مي آيد  و آماده است تا اين بازي  را آغاز كند .

******

"آيا مي توانيد به من پاسخ دهيد ،كودكان چگونه مي توانند به پدر و مادر خود كمك كنند؟"

******

  در اين  بازي  نيازي  نيست ،كودكي كه داوطلب مي  شود و به وسط  كلاس مي آيد ، خود به تنهايي به اين سوال پاسخ  دهد ،بلكه  او بايد به سراغ  حاضرين  در كلاس  رفته  و پاسخي را كه در گوشش به آرامي گفته مي شود  ،شنيده و انگاه به وسط كلاس  آمده و آن را با صداي  بلند  علام كند  و معلم  بايد آن  پاسخ را  بر روي  تخته وايد برد  بنويسد و چون كودكان  سواد ندارند،بهتر است  در كنار هر پاسخ ، تصوير كوچكي  كشيده شود  تا با ديدن آن ، پاسخ در ذهنشان  تداعي  شود .

******

در ابتدا كودكان چيزي  براي  گفتن ندارند  و يا به فكر فرو رفته اند  تا پاسخي  بيابند .

سوفيا  به سراغ مادرش  رفته  و اولين پاسخ  را با گوش  خود مي شنود ،بخاطر سپرده  و سپس  به وسط كلاس آمده  و با صداي بلند  آن را اعلام مي كند.بار ديگر  او به همراه  پرنده فكر و انديشه  به سراغ  مادر  يكي  ديگر از كودكان مي  رود  و آنگاه  با شنيدن  پاسخ جديد  ،آن را با صداي  بلند  اعلام مي  كند.

اكنون از امير حسين پنج ساله مي خواهم  كه به وسط  كلاس  بيايد و با پرنده فكر و انديشه  به سوال من پاسخ دهد.او با اشتياق  به وسط كلاس مي آيد  و سپس به سوي پدرش مي رود  و پاسخ جديدي را كه شنيده  است با صداي  بلند اعلام مي كند.

امير حسين علاقمند  است تا پاسخ ديگري را شنيده  و آن را در كلاس  اعلام كند.اين بار به سراغ  يكي از والدين  مي رود  و او نيز به آهستگي  مطلبي  را به  او مي گويد  و او به سرعت به وسط كلاس مي آيد  و آن را اعلام مي كند .

حالا نوبت رسول  است تا با پرنده  فكر و انديشه ، پاسخ هاي  جديدي را شنيده   و اعلام كند.

رسول به سراغ مادرش مي رود  و سپس به وسط كلاس  مي آيد  و پاسخ جديد را اعلام مي كند.

 كودكان حاضر در كلاس ، دست هاي  خود را بالا مي برند  و از رسول  مي  خواهند  كه به پيش آنها  رفته  و به پاسخ آنان  گوش  دهد  و رسول  پس  از  شنيدن پاسخ   آنان در گوشش،پاسخ ها  را با صداي  بلند  در كلاس  اعلام  مي  كند.

اكنون  كلاس  در مرحله اي است كه كودكان  فرياد مي  زنند و مي خواهند به رسول پاسخ هاي  جديد دهند.لذا دست هاي آنان  بطور  دائم بالاست  و به ترتيب  شقايق  و مبين نيز  به وسط كلاس آمده و با شنيدن پاسخ ها  و اعلام آن ها  به طرف صندلي هاي خود  رفته و مي نشينند.

******

لحظه به لحظه به علاقمندي  كودكان  در كلاس  براي  اظهار نظر  و دادن پاسخ  افزوده مي شود و اين بار نوبت  به احسان مي رسد.

اشتياق براي پاسخ گويي در بين كودكان  حاضر در كلاس  به گونه اي  است  كه هر يك  از آنان  لباس  احسان  را كشيده  و سعي مي كنند پاسخي  را در گوش او بگويند.

پاسخ حاضرين در كلاس بايد آهسته در گوش  گفته شود تا به يكباره فضاي آموزشي كلاس در ميان  فرياد پاسخ ها فراموش  نشود.

******

اكنون تخته وايد برد  پوشيده از پاسخ هاي گفته شده مي باشد، مرواريد هاي زيبايي كه پرنده  فكر و انديشه آن را بر فضاي كلاس پاشيده است و اگرچه  بچه ها مشتاقند پاسخ هاي جديدي ارائه كنند، اما  ديگر جايي براي  نوشتن  پاسخ هاي جديد نيست  و با آنكه  سواد خواندن ندارند ، اما دريافته اند كه مطالب  زيادي در كلاس گفته شده  است كه همه  برگرفته از فكر و انديشه همه حاضرين  در كلاس  است .

******

سرانجام  زمان كلاس  درس  در ميان غوغاي بچه ها به اتمام مي  رسد  و  آنها   با والدين  خود به سوي  خانه هايشان  روانه  مي شوند و  مي روند تا در خواب خود بار ديگر  با پرنده  فكر و انديشه  ديدار كنند تا روزي بتوانند به مردم شهر  خود كمك كنند تا شهري  زيبا  و آباد بسازند  و در اين ميان  تنها كلاس  مي ماند  و مرواريد هاي  پاشيده شده  بر فضاي آن

******

مرواريد هاي پاشيده شده بر فضاي كلاس :

 

-دست ها را قبل از  غذا با آب و صابون بشوييم

-غذا روي  زمين نريزيم و آن را اسراف نكنيم

موقع غذا خوردن دست هاي خود را با لباسمان پاك نكنيم

-هنگام جمع كردن و پهن كردن سفره به مامان كمك كنيم

-هنگام غذا خوردن بازي  نكنيم

-همه غذا ها را دوست داشته باشيم و آنها را بخوريم

-زياد قند نخوريم تا دندان هايمان خراب شود

-قبل از خواب  مسواك بزنيم

-لباس هاي خود را تند تند كثيف نكنيم

-اتاق ها را تميز نگه داريم و آشغال ها را در سطل زباله بريزيم

-از مهد كودك مي آييم ،لباس هاي  خود را مرتب كنيم

-اسباب بازي ها و وسايل خود را بعد از بازي جمع كنيم

-شب ها به موقع بخوابيم

-كفش هاي  خود را در جاي  مناسب بگذاريم

-سر خود را از پنجره ماشين  بيرون نكنيم

-به مامان و بابا نگوييم اين را بخر ،آن را بخر

-در هواي سرد ، در موقع بيرون رفتن ،لباس كافي بپوشيم

-دست هاي خود را  بعد از توالت رفتن، با آب و صابون  بشوييم.

-با اجاق گاز بازي نكنيم.

-در موقع رانندگي بابا ،حواس او را پرت نكنيم.

-بدون اجازه مامان و بابا به وسايل برقي دست نزنيم

-ترقه بازي نكنيم

-با كبريت بازي نكنيم

-وسط حرف بابا و مامان نپريم

-به مامان و بابا احترام بگذاريم

-موقع مريض شدن ، داروهاي خود را سروقت  بخوريم

و  .........

****

منبع : مقاله " در جستجوي  پرنده  فكر  و انديشه  "-نويسنده : حميد ميرزاآقايي- منتشر كننده : سايت فكر  نو -www.fekreno.

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 4:5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 شهریور1387

چــه مـي‌كــنــم؟

 آيا شما وقت داريد كه دقايقي از  شبانه‌روز را با خود خلوت كرده و از وضعيت خويش جويا شويد؟ معمولاً ما آنقدر سرمان شلوغ است كه اصلاً وقت نداريم از خود بپرسيم كه "اصلاً چه مي‌كنم؟". وقتي هم كه سرمان خلوت است، يا رمق و حوصله نداريم و يا اين‌كه با خود مي‌گوييم "خوب معلوم است چه مي‌كنم، همان كاري كه هر آدم عاقلي مي‌كند؟". حال موضوع را از زاويه ديگري مطرح مي‌كنيم. اگر يك نفر، عزيزش زير عمل جراحي باشد، لحظه‌اي از پشت در اتاق كنار نمي‌رود و از خود و يا ديگران حال عزيزش را جويا مي‌شود و اين‌كه الان پزشك مشغول چه كاري است.

ما نيز در وضعيتي همانند آن فرد پشت درب اتاق عمل هستيم و آن بيمار زندگي ماست. زندگي از مهم‌ترين‌ سرمايه‌هاي ماست؛ يك سرمايه برگشت‌ناپذير. بنابراين لازم است كه آن را به خوبي و با دقت مورد بررسي و مشاهده قرار دهيم و مطمئن شويم كه در يك وضعيت محكم و استوار قرار داريم. "چه مي‌كنم؟" سؤالي است كه مي‌تواند به ما كمك كند كه بيشتر از خودمان با خبر شويم و بتوانيم ترسيمي از وضعيت خود داشته باشيم.

از طرف ديگر موفقيت راستين با دانايي ميسر است و تفكر يكي از آسان‌ترين راه‌ها براي دانا شدن است. در شماره قبل سؤال "هدفم چيست؟" را مطرح كرديم تا بتوانيم به چشم‌اندازي از وضعيت آينده برسيم و تمام تلاشمان را در راه رسيدن به اين چشم‌انداز به كار ببريم. ولي داشتن هدف به تنهايي كافي نيست، بلكه بايد تلاش كنيم. ولي هر تلاشي ثمر‌بخش نيست تنها يك تلاش هماهنگ، به ثمر مي‌نشيند. تلاش هماهنگ تلاشي است كه با علايق، ويژگي‌ها، توانمندي‌ها و برنامه‌هاي ما همسو و هماهنگ باشد. به بيان ديگر در تضاد با ساير كارهاي ما نباشد و آنها را خنثي نكند و يا پيامد منفي به بار نياورد. سؤال "چه مي‌كنم؟" به ما كمك خواهد كرد تا به شكلي هماهنگ در راه رسيدن به هدفمان اقدام كنيم.

براي آن كه بهتر بتوانيم به سؤال "چه مي‌كنم؟" پاسخ دهيم آن را به تعدادي سؤال كوچك‌تر تقسيم مي‌كنيم و به آنها پاسخ مي‌دهيم تا از برآيند آنها بتوانيم به پاسخ سؤال اصلي برسيم:

برچه مبنايي عمل مي‌كنم؟ مبناي انجام كار، نقطه شروع كار محسوب مي‌شود. پايان كار بستگي به شروع آن دارد. اگر شروع يك كار محكم و استوار نباشد و بر مبنايي متزلزل قرار گرفته باشد، پاياني ضعيف و سست خواهد داشت. مبناهاي گوناگوني براي كارها وجود دارد، از جمله هيجان‌زدگي، ترس، فرار از شرايط نا‌مناسب، فريب و همچنين دانش، آگاهي، عقل، مشورت صاحب‌نظران، پند و سخنان حكيمان و تعاليم معلمان.

از چه روشي براي عمل استفاده مي‌كنم؟ كاري كه از روي روشي صحيح انجام نشود نتيجه‌اي صحيح نخواهد داشت. اگر يك رايانه خراب باشد و يا نرم‌افزارش اشكال داشته باشد، ديگر نمي‌توان به خروجي‌‌هايش اطمينان داشت. براي انجام كارها روش‌هاي گوناگوني هست ولي بهتر است به روش‌هاي آزموده شده رجوع كنيم. روش علمي، يكي از روش‌هايي است كه صحت آن با آزمايش تأييد شده است؛ بنابراين در بسياري از كارها مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد. الگوبرداري از روش خردمندان و انسان‌هاي بزرگ، يكي از معتبرترين روش‌هاست.

نشانه صحت كار من چيست؟ در دنيا هر پديده نشانه‌اي دارد كه با توجه به آن مي‌توان در مورد آن پديده قضاوت كرد. بيماري نشانه دارد، زندگي نشانه دارد، راستي نشانه دارد، دانايي نشانه دارد و به همين ترتيب حتي ظريف‌ترين و دروني‌ترين مفاهيم نيز نشانه دارند. نشانه‌ها يكي از راه‌هاي مهم در شناخت محسوب مي‌شوند. اگر مي‌خواهيم پي به صحت كار خود ببريم، بهتر است نشانه‌هاي آن را بشناسيم و به آن رجوع كنيم. نشانه خوب درس خواندن، بالا رفتن قدرت فهم و توان تجزيه و تحليل مسائل است. نشانه شغل شرافتمند، جلب اعتماد مردم است. نشانه يك ازدواج خوب، روابطي صميمي و محبت‌آميز با همسر است.  

خطاهاي من كدام است؟ ما خطاهاي خود را خوب نمي‌بينيم؛ زيرا هم به خود علاقه‌مند و از خود راضي هستيم و هم از كارهاي غلط خود فرار مي‌كنيم و دوست نداريم كه با آنها مواجه شويم. ولي واقعيت چيز ديگري است. ما پر از خطا و اشتباه هستيم. خطاهايي كوچك و بزرگ كه سراسر وجودمان را پر كرده‌اند. براي‌ آن‌كه بتوانيم خطاهاي خود را بيابيم، اول از همه بايد به آنها اعتراف كنيم و خطاي خود را بپذيريم و با توجيه كردن، از آن فرار نكنيم. به اين ترتيب خطاهايمان به چشم خواهد آمد. هر چه قدرت مشاهده ما و شهامت پذيرش خطا (و تبعات آن) بالاتر رود، خطاهاي بيشتري را در خود مشاهده خواهيم كرد. ديگران نيز مي‌توانند آينه‌اي از اعمال و كارهاي ما باشند. ايجاد ميدان براي انتقاد كردن كه با پذيرفتن انتقادهاي صحيح و عمل به آن بوجود مي‌آيد،‌ مي‌تواند ديگران را در گوشزد كردن خطاهايمان تشويق كند.

انتها و عاقبت كاري كه انجام مي‌دهم چيست؟ گاهي كارهايي كه مشغول به آنها هستيم بر مبناي نتايج و دست‌آوردهاي كوتاه‌مدت است. اگر مكثي كنيم و از خود بپرسيم: "در نهايت از انجام اين كار به چه نتيجه‌اي مي‌رسم؟ آيا اين نتيجه ارزش اين همه تلاش و زحمت را دارد؟" گاهي اوقات كارهاي ما هياهويي بر سر هيچ است و در پايان، ثمره كار، مطلوب نخواهد بود.

اگر اين كار را انجام ندهم چه مي‌شود؟ اين سؤال نيز مانند سؤال قبل، محكي است براي اينكه ارزش و اهميت كار خود را بيابيم. اگر ما از روي ترس و يا بدون بررسي كافي دست به انجام كاري بزنيم، ممكن است به يك‌سري كارهايي كه ضرورت و اهميت چنداني ندارند، مشغول شويم. اگر مكث كنيم و از خود بپرسيم "آخر اين كار چيست؟"، مي‌بينيم چيز زيادي را از دست نمي‌دهيم و يا اين‌كه ضرري كه متوجه ما مي‌شود، كمتر از زمان و انرژ‌يي‌ است كه براي پيش‌ نيامدن آن تدبير كرده‌ايم.

چه ابهامات و ترديدهايي دارم؟ ابهامات و ترديدها يكي از موانع حركت و پيشرفت هستند. ابهامات باعث مي‌شوند كه كاري را شروع نكنيم و يا اگر كاري را شروع كرديم به واسطه ترديدهاي متعدد، بايستيم و تعلل كنيم. همچنين ابهامات، ظن ما را نسبت به ديگران بالا مي‌برد و دچار توهم و يا برداشت‌هاي نابجا مي‌كند. بهتر است ابهاماتي كه در كارها و يا در رابطه با ديگران داريم را فهرست كنيم و بدون پيش‌داوري و با سؤال از كساني كه با موضوع ارتباط مستقيم دارند، ابهامات را رفع نماييم.

به زندگي ديگران و سرنوشت آنها چه اهميتي مي‌دهم؟ يك نگاه ساده‌لوحانه به سايرين ممكن است برايمان چنين تلقي كند كه زندگي ديگران چه ربطي به زندگي ما دارد؟ ولي اگر به‌طور عميق نگاه كنيم، مي‌بينيم كه زندگي ما به يكديگر وابسته است. البته اين تأثير دوجانبه ممكن است شدت و ضعف يابد ولي از بين نخواهد رفت. آن كس كه تنها در راه سعادت و خوشبختي خود مي‌كوشد و اعتنايي به ديگران ندارد، به مطلوبش نخواهد رسيد.

چه كساني با من در ارتباطند؟ ارتباط من با آنها چگونه است؟ كساني كه با آنها در ارتباط هستيم، نقش مهمي در زندگي ما دارند كه آن نقش مي‌تواند مثبت و يا منفي باشد. ديگران مي‌توانند ما را به سمت كارهاي سازنده و يا مخرب سوق دهند و اين سوق دادن در مواردي به قدري قدرتمند است كه نپذيرفتن آن عملاً امكان‌ناپذير مي‌شود. دقت كنيم كه با چه كساني در ارتباط هستيم و سطح اين ارتباط چگونه است؟ تلاش كنيم كه ارتباط‌هايي كه كمكي به ما در راه رسيدن به هدفمان ندارد را (به روشي هماهنگ) قطع كنيم.

چه اندازه به جسم و سلامتي آن توجه مي‌كنم؟ با جسمي خسته و فرسوده نبايد از خود انتظار داشته باشيم كه بتوانيم كارهايي بزرگ و مؤثر انجام دهيم. اهداف والا نيازمند جسمي قوي و توانمند هستند.

چه‌ اندازه به روان (ذهن) و توانايي آن اهميت مي‌دهم؟ براي آنكه ذهني توانمند و خلاق داشته باشيم، بايد براي آن وقت بگذاريم و آن را به شيوه‌اي هدفمند و با تمرين، تربيت كنيم.

از چه چيزهايي تأثير مي‌پذيرم؟ در جهاني زندگي مي‌كنيم كه همه اجزا‌ء آن بر يكديگر تأثير مي‌گذارند و هيچ جزئي نمي‌تواند مستقل از ساير اجزاء فعاليت كند. گاهي ما خود، آگاه نيستيم كه افكار و اعمال‌ ما از چه چيزهايي تأثير مي‌پذيرد. بنابراين ناخودآگاه كارهايي را انجام مي‌دهيم كه در واقع از ما نيستند. تبليغاتي كه در رسانه‌ها پخش مي‌شود يكي از تأثيرگذارترين‌هاست. عقايد و انديشه‌هايي كه در كتب و مجلات از آن ياد مي‌شود از ديگر تأثيرگذاران بر ما هستند.

براي اين‌كه تحت‌تأثير ديگران نباشيم، بايد ببينيم كه به چه چيزهايي توجه داريم. هر چه اين توجه، با علاقه و دوست داشتن زيادتري همراه باشد مقاومت ما در برابر تأثير نپذيرفتن كمتر مي‌شود.

آيا بهتر از اين نمي‌شود؟ معمولاً اولين نتايج باعث رضايت‌ خاطر مي‌شوند و اين رضايت خاطر امكان ادامه حركت را سلب مي‌كند. توجه داشته باشيم كه هميشه راهي بهتر براي انجام كارها هست و اين سير كيفيت‌گرايي هيچ‌گاه پايان نخواهد يافت. بنابراين با نارضايي‌ خلاق، زمينه را براي جستجوي راه‌هاي بهتر مساعد نماييم.

 

****

منبع : مقاله  " چــه مـي‌كــنــم؟ "-  تهيه کننده :  مهندس حميدرضا همتي-انتشار توسط  سايت پژواك انديشه

http://www.think.ir/pajhvak/main_questions/articles/what_do_i_do.htm  : آدرس  اينترنتی  

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 4:1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •