تبليغاتX

JavaScript Codes ریاضی زیباست = زندگی زیباست

دوشنبه 14 مرداد1387

ميلاد با سعادت امام حسين (ع)

  بسم الله الرحمن الرحیم


 

 


السلام وعلیک یااباعبدالله


خجسته زاد روز میلاد با سعادت  مولا و سرور 
حضرت اباعبدالله الحسین صلوات الله علیه
 بر امید شیعیان حضرت بقیةالله الاعظم عجل الله تعالى فرجه الشریف
و تمامى عاشقان و محبین اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام مبارک باد




مژده اى دل کز ره امشب جان جانان آمده


 جان جانان در جهان از راه احسان آمده


خلق عالم را صفابخش دل و جان آمده


اى محبّان بار دیگر ماه شعبان آمده


شکر لله که جهان بار دگر احیا شد


 در رحمت به رخ خلق دو عالم واشد


دل ما از نعم رحمت حق شیدا شد


 همچو فردوس برین روى زمین زیبا شد


مژدگانى بده اى دل که به شادى و خوشى


 جشن میلاد حسین بن على برپا شد


در شب سوم شعبان به دو صد جلوه گرى


 صاحب یک پسر خوش سیرى زهرا شد


جلوه گر شد ز افق کوکب بخت بشرى


 که مقام بشریت ز حسین پیدا شد


شد نبى شاد و على خرّم و زهرا مسرور


که گل سرسبد گلشن طاها واشد


        سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا! سلام بر تو ای سفینه عشق! مدینه را شور حضور تو پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده است. ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.



میلاد امام حسین مبارک . نوای دل



کـشـتـی نـجـات بـشـر و شـمـع هـــدایــت


فـریـادرس خـلــق گــرفــتــار حـسین است


در کون و مکان مظهر دادار حـسین است


ای شـیـعـه مکن شکوه ز درد و غم ایام


درمــان و عـلاج دل بــیــمـار حـسین است


ایـدوسـت مـشـو از در این خانه تو نومید


بـاب کـرم و بـخـشـش و ایثار حسین است


فـطـرس کـه پـرش سـوخـته از قهر الهی


آنکس که پرش داد دگـر بـار حسین اسـت


اللهم عجل لولیک الفرج
شاد باشید و سر افراز


ميلاد با سعادت امام حسين (ع) بر تمام رهپويان واقعي آن حضرت

و به تمام جامعه فرهنگيان ايران مبارك باد

 

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 8:58 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 14 مرداد1387

اعیادشعبانیه مبارک باد

 میلاد امام حسین و حضرت اباالفضل و امام سجاد مبارک باد

 

میلاد حضرت سید الشهداء ، مولا اباعبدالله الحسین علیه السلام ،

 علمدار کربلا حضرت اباالفضل العباس

و 

امام علی بن الحسین، حضرت سجاد علیه السلام

مبارک باد   

 

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 8:46 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 12 مرداد1387

متداول ترین سوالات معلمین ریاضی

آنچه در ادامه می آید منبع آن سایت دفتر تالیف می باشد.

ریاضی دوره راهنمایی

1. آيا با اضافه شدن تعداد صفحات رياضى، نبايد به ساعت تدريس كتاب های آن اضافه كرد؟
اين سؤال در اغلب جلسات توسط معلمان مطرح می شود در پاسخ بايد اشاره كردتعداد صفحات ملاک تعیین ساعت های تدریس برای یک کتاب درسی نیست ...
ادامه ی مطلب


2.باتوجه به اضافه شدن محتوای کتابها آیا نیازی به اضافه شدن ساعات تدریس نیست؟
در پاسخ به این سوال باید توجه داشت که از نظر تعداد مفاهیم ریاضی که قرار است در دوره ی راهنمایی تدریس شود هیچ مفهومی...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


3.علت استفاده از نمودار درختی برای پیدا کردن مقسوم علیه های یک عدد (سوال 3 کار در کلاس صفحه ی 15 ریاضی اول راهنمایی )چیست؟
ترتیب تدریس مفاهیم مربوط به مقسوم علیه یک عدد به این شرح است:
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


4.سوال دوم قسمت حل مسئله ی صفحه ی 39 کتاب ریاضی دوم راهنمایی را چگونه برای دانش آموزان توضیح دهیم؟آیا این مسئله در سطح درک و فهم دانش آموزان کلاس دوم راهنمایی هست؟
در ابتدا متن سوال را یاد آور می شویم. حسین با میله های چوبی و گلو له هایی به رنگ های ...
ادامه ی مطلب


5.آیا با وجود اضافه شدن تعدادی فعالیت به محتوای کتاب لازم نیست ساعات درسی افزایش یابد؟
در شماره ی قبل اشاره شد که اضافه شدن صفحات کتاب درسی به معنی درخواست جهت اضافه شدن ساعات تدریس نیست ...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


7.قسمت حل مسئله با چه هدفی در کتابها آورده شده است؟
یکی از مشکلات عمده ی دانش آموزان ما در درس ریاضی مشکل آنها در حل مسئله است...
ادامه ی مطلب


8.قسمت حل مسئله چگونه آموزش داده شود؟تفاوت حل مسئله هایی که در 2 صفحه آمده و حل مسئله های قسمت تمرین در چیست؟
همان طور که در ابتدا ذکر شد ،توصیه می کنیم به کتاب معلم مراجعه شود تا شیوه ی ....
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


9.مسئله ی 3 از قسمت حل مسسئله ی صفحه ی 37 کتاب ریاضی اول راهنمایی با چه هدفی طرح شده است؟آیا این سوال واقعی است؟آیا محاسبات آن طولانی نیست؟
جهت یاد آوری ،ابتدا متن مسئلهاز کتاب اول راهنمایی ذکر می شود:فرزانه برای کار به یک شرکت ....
ادامه ی مطلب


10.آیا برای ایجاد فهم رشد توابع توانی یک سوال کافی است؟
معلمان ریاضی پس از شنیدن توضیحات فوق فورا سوال می کنند...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


11.آیا نوشتن توضیحات 4 مرحله ی حل مسئله برای تمام مسئله ها لازم است؟
در یکی از جلساتی که برای معلمان ریاضی دوره راهنمایی صحبت می کردم یکی از آنها
...ادامه ی مطلب


12.آیا دانستن نام راهبرد های حل مسئله ضرورت دارد؟
در تمام قسمت های تمرین حل مسئله یک مستعطیل بزرگ سبز رنگ وجود دارد...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


13.چه کتابهایی را برای تمرین تکمیلی در کنار کتاب درسی مناسب می دانید؟
به جای نام بردن اسامی کتابهای مناسب ،بهتر است دو توضیح کلی درباره ی معیارهایی ...
ادامه ی مطلب


14.در نوشتن عددهای توان دار اگر پایه ی عدد ،اعشاری باشد آن باید داخل پرانتز قرار گیرد؟
استفاده ار پرانتز برای مشخص کردن ترتیب انجام عملیات لازم است...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


15.آیا با توجه به قسمت حل مسئله که در کتاب ها به خصوص سال اول و دوم در نظر گرفته شده است زمان بیشتری مورد نیاز است؟
در خصوص زمان آموزش در شماره های قبل توضیحاتی ارائه شده است . آما در مورد این سوال خاص به چند ...
ادامه ی مطلب


16.آیا راهبرد های حل مسئله فقط همین 8 موردی است که در کتابهای راهنمایی کار شده است؟
در خصوص حل مسئله های ریاضی راهبردهای زیادی می توان مطرح کرد...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


17.آیا آموزش تعداد بیشتری از راهبردها مناسب تر نیست؟
با توجه به تاثیرات مثبتی که آموزش یک راهبر در چگونگی حل مسئله دانش آموزان می گذارد...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


18.آیا راهبرد هایی مثل (رسم شکل)،(حدس و آزمایش )را از دانش آموزان بپذیریم؟به عبارتی دیگر آگر یک دانش آموز باکشیدن یک شکل پاسخ مساله را داد باید به او نمره ی کامل داده شود؟
این سوال اغلب توسط معلمان پرسیده می شود و برای اکثر آنها ...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.


19.هدف از فعالیت صفحه ی 58 کتاب ریاضی اول راهنمایی (شمردن تعداد مثلث ها و تعداد پاره خط ها )چیست؟
در کتاب اول راهنمایی دو مسیر به موازات هم در طرح فعالیت ها و تمرین ها پیش رفته است...
ادامه ی مطلب


20.چه تفاوتی بین تدریس درس تناسب در کلاس اول راهنمایی و پنجم دبستان وجود دارد ؟به عبارت دیگر چرا جدول تناسب در بازسازی انجام شده در کنار عملیات کسری به تمرین های مسئله ی درس تناسب اضافه شده است؟
در واقع ماهیت درس و مفاهیم نسبت متناسب ودرصد در کلاس پنجم ابتدایی...
ادامه ی مطلب را در ادامه ی پاسخ سوال قبلی مشاهده نمایید.

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:20 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 11 مرداد1387

خلاقیت ریاضی

رياضيات  سرشار  از  زيبايی  است  و اگر  کسی  دلبسته ی  آن  زِيبايی ها  شود ، هر گز از آن دل نمی  کند. خاطره ای  را از آموزگاری  بخاطر  می آورم .او از  شاگردش  می گفت : نمی  دانم  با او چه کنم.نه محبت  و گذشت  سرش  می  شود ، نه تنبيه  و تهديد! من تعجب کردم  از اين  که معلم  رياضی  در برخورد با  دانش آموز  تنها  دو حالت را در نظر می گيرد. حالت گذشت  و محبت  يا  تهديد .معلم  رياضی  بايد همه ی گونه های  ممکن را در نظر  بگيرد.يکی  از حالت ها اين است  که وقت صرف کند   تا دريابد شاگردش چقدر  رياضی می  داند؟ و درست از همان جايی  شروع کند که او احتياج دارد و  به  تدريج جلو برود.اين گونه  است  که راهی برای  پيشرفت دانش  آموز  پيدا  می  شود.

برای  ايجاد  خلاقيت  رياضی ،  بايد  بدانيم از کجا  شروع کنيم . نه  ابزار  و وسيله ای  لازم  است و نه  سابقه ی  ذهنی.تنها  چيزی  که لازم  است   اين  است  که  فرد  خود را  برای  درک  مطالب آماده  کند. مطالبی  که  به واقع  برای هر انسانی  قابل  فهم  است .

رياضيات  منطقی  است . دليل  بر  اين  نيست که  زيبا  نيست . دليل  بر  اين  نيست که  با هنر  خيلی  فاصله  دارد. اگر هنر  به درون  آدم می  نگرد، رياضيات  هم به درون آدم  توجه می  کند.اگر دانش  به ماهيت اجسام توجه می کند، رياضيات هم به ماهيت توجه می کند ، برای  دانش  و هنر  يک اختلاف جدی  قايل  هستند و می  گويند دانش همه چيز  را خرد می کند  و جز ء به جزء بررسی می کند. هنر  همه چيز را در کل می  بيند. رِيا ضيات دارای  هر دو جنبه  است ، يعنی هم  در کل  مسايل  را  می  بيند  هم خرد  می کند  و جز  به جز  می  بيند ، بنابراين هم هنر  است  هم دانش .برای  خلاقيت اول ببينيم   چه مقدماتی  لازم است ، اين  مقدمات صرف دقت  و تلاش است و ديگر هيچ. تنها تلاش  لازم است ، در زمانی که کوشش می  شود انديشه ی جوان ها  را به مسايل مختلف ، منحرف کنند، خيلی دشوار  است  که از ايشان بخواهيم تلاش  کنند و در زمينه ی  رياضيات کار خلاق  داشته باشند.از آن جا بخواهيم انديشه  هايشان را متمرکز کنند، در حالی  که همه جا  صحبت  از  فوتبال  و ورزش  است؟  من با  ورزش  دشمن  نيستم، اما  ورزشی که  سالم  باشد.ورزشی  که برای  سلامتی  مفيد  باشد  و نه  برخی  از  ورزش  ها مانند  هالتر  و کشتی  و بوکس  و برخی  از  ورزش های  رزمی  و حتا  تا حدی  فوتبال .از جوان  امروزی می پرسید در سال 1964 در فلان تیم اسپانیا ،در فلان روز چه کسی اولین گل را زد ؟فوری جواب شما را می دهد .اما اگر از او بپرسید ابوریحان بیرونی که بود و چه کرد،چیزی نمی داند.نظام سرمایه داری می خواهد جوانان کشور منحرف باشند.

ولی در کشور ما و کشورهای دیگر جهان سوم چه؟علاوه بر تلویزیون ،رادیو و وسایل سرگرم کننده دیگر که حالا  رایانه هم به آن اضافه شده،ورزش هم یکی از گرفتاریهاست .کسی که می خواهد در ریاضیات خلاق باشد باید وقت صرف کند.بدون صرف وقت ممکن نیست به جایی برسد .این اولین و آخرین شرط است .هیچ شرط دیگری نداریم . اما چه کسی می تواند تضمین کند که خلاقیت به ویژه خلاقیت ریاضی در جوان وجود دارد ؟یاد آوری می کنیم که خلاقیت جنبه های مختلفی دارد .شاخه ای از خلاقیت تنها در حل مساله است. در دنیا و یا در ایران هم ،آدم هایی هستند که کارشان تنها حل مساله است و کسانی در حل مساله ها گیر می کنند به آن ها مراجعه می کنند .اما اگر از این افراد بخوا هید قضیه ای را به قضیه های ریاضی اضافه کنند ، نمی توانند . برخی  هم  تلاش و خلاقيتشان در ترجمه است .چند کتاب می خوانند به  اصطلاح می گويند موسيقی دان  تنها  کارش اين نيست که آهنگ سازی کند ، آن که خوب هم  اجرا می کند ، خلاق  است.هم  ساختن آهنگ و هم اجرای خوب  هر دو  جزء خلاقيت است و اگر  خلاقيت  را به  اين معناهای مختلف بگيريم همه ی  آدم ها ، بی  استثنا ، همه ی  دانش آموزان  ما خلاق  هستند ، منتها  برای خلاقيت شرط هایی لازم  است :اولين  شرط  اين است  که به کار گروهی عادت کرده باشيم .در مدارس بچه ها  را  به کار گروهی عادت نمی  دهيم .روی کار انفرادی تکيه  می کنيم.

برای دانش آموز  بطور انفرادی  معلم می گيريم ، معلم سرخونه ، معلم خصوصی ، در سده های 17  و 18 ، شاهزاده های  اروپايی ، کسرشانشان بود که به مدرسه  بروند و برایشان معلم خصوصی می گرفتند.حالا خدا را شکر همه ی بچه های  ما  شاهزاده شده اند.همه معلم خصوصی می خواهند. پس مدرسه و معلم سرکلاس  برای  چيست ؟ در مدرسه  است که همه چير را بايد فهميد و همه چيز را بايد  ياد گرفت.  اين کارگروهی به معنای  اين است که دانش  آموز  عادت  کند  با هم  شاگردی هايش  همکاری  کند. بدون همکاری  با هم  ديگر  نه تنها  کار مربوط به مدرسه  دچار زحمت  می  شود  بلکه در مجموعه ی  مسایل زندگی و جامعه هم گرفتاری پيدا می شود . این جا داستانی از دوران معلمی  خود  نقل می  کنم. در  سال 1326 در يکی  از مدرسه های  تهران درس  می دادم،در سالی  که خودم  دانشجو  بودم.يک ماه سر کلاس  رفتم و  سعی کردم در اين  یک ماه  شاگردها را بشناسم .بعد شاگردها را به گروه های  سه نفری  دسته بندی  کردم  به اين قرار : يک شاگرد خوب يعنی  درس  خوان ، يک  شاگرد متوسط و يک  شاگرد تنبل ، به آن ها توضيح دادم بعد از هر امتحانی  ورقه های  شما را جدا  تصحيح می کنم، ولی  نمره های  هر گروه را با هم  جمع و به  سه  تقسيم می  کنم و برای هر نفر آن  نمره  را به  حساب می آورم.صدای  شاگردهای خوب درآمد.آقا به من  چه ديگران درس  نمی خوانند؟

گفتم من اين جور می خواهم.اين ها باور نکردند که معلمی  اين قدر بی  منطق  باشد. سه ماهه ی  اول  همين کار را کردم، بچه ها ديدند  با معلم بی منطقی سروکار دارند.کسی که نمره ی 20 گرفته، به دليل اين که  دو نفر ديگر گروه يکی 10 گرفته و ديگری  سه ، نمره ی  هر سه نفر 11 شده  است. اين گونه بود که  افتادند به جان هم . اولين بار در کريدور مدرسه ،شاگردی دنبال  شاگرد  ديگری می  دويد که تو را به خدا بيا  اين   قضيه  را ياد  بگير، تو پدره نمره من را در آوردی و من  فهميدم که به نتيجه ای که می  خواستم، رسيدم.اما باور نکنيد به آسانی از اين مهلکه  گذشتم. بيش  از همه مدير و مسوولين مدرسه و پدر و مادرها  پوست مرا کندند .از  سوی  آموزش  و پرورش  هم آمدند  و بازرسی  کردند،با  شاگردها،من و مدير مدرسه  صحبت کردند .اما از آن ها خاطرم  جمع  بود. تا بروند گزارش  بدهند و گزارش  به جايی  برسد  دستور  بيايد  و  سرانجام تصميم بگيرند و ابلاغ کنند ، سال گذشته است .اما پدر و مادرها  و مسوولين  مدرسه هميشه  بيخ گوشم  بودند، به هر حال شاگردها افتاده بودند به  جان  همديگر . خانه ی همديگر می  رفتند. آن موقع  ظهرها  دو  ساعت و نيم  تعطيل  بودند . ظهرها مدرسه می  ماندند، با هم درس  می  خواندند ، ثلث  دوم هم  به همين ترتيب عمل کردم .معدل کلاس کمی  بالا آمده  بود .برای  سه ماهه ی سوم ( چون در  آن مقطع  سه کلاس  وجود داشت  ، که آن دو  کلاس  ديگر  معلم های  ديگری  داشتند) ،  از معلم  های  ديگر  خواهش  کردم  سوال ها  را تعيين کنند. می خواستم  تحت تاثير سوال های خودم  قرار نگيرم.سوال ها از خارج  باشد  ببينم نتيجه  برای  شاگردهای من چگونه  است . سوال ها را آن ها  طرح کردند.امتحان کرديم و اين بار  يعنی سه ماهه ی آخر هر  نمره را به  صاحب ورقه ی خود  دادم ، معجزه اتفاق  افتاده بود معجزه ای  که ديگر  هرگز  در هيچ کلاسی نديِدم .کمترين نمره ی آن کلاس 5/15  بود . اما در آن  کلاس  شاگردی  بود که  رفوزه  شد. شاگردان  بسياری   بودند که تجديد  شدند،اما  در درس  هاس  ديگر ، چون  عادت کرده بودند درس  نخوانند .ولی  در درس  هندسه(هندسه از  درس  هاس  دشوار رياضی است )، شاگردهای  من  توانستند  با نمره هايی  بالاتر  از  5/15  قبول  شوند .اين نتيجه کار گروهی  است.

من اين آزمايش  را  تنها  برای  اين کردم  که  ببينم  نتيجه اش  چه می  شود.بايد  انديشيد و راه حل های  ديگری  پيدا کرد.درس  کلاس  از جمله رياضيات  برای  بالا بردن  شخصيت  دانش  آموز و اعتبار اجتماعی  او است ، اين  اعتبار و شخصيت اجتماعی  را از کجا بايد پیدا کند؟ تنها در کار گروهی ممکن  است .اين گونه  عادت  می  کند  با هم  شاگردی اش  کار کند  و عادت  می کند حرف  او را بشنود و مسايل  ديگری  را که ناشی از کار گروهی  است  بياموزد.توصيه ی  ديگر اين که  دفتر خاطره های علمی  داشته  باشيد ، کتابی را می  خوانيد که در آن مطلبی برايتان جالب  است آن  را یادداشت  کنيد  و تاريخ  بگذاريد  که از  کجا  نقل کرده ايد .گاه به گاه  به دفتر خاطراتتان  مراجعه کنيد .حرف معلم را می شنويد  ،خيلی چيز  جالبی گفته ، یا بر عکس چيزی که به مذاق شما  خوش نيامده ،آن را یادداشت  کنيد.بنويسيد  که خوشتان آمده يا خوشتان نيامده است .عادت کنيد  هر چه  می نويسيد  دقيق و درست  باشد.دوستی  داشتم که وقتی مساله ای  حل  می کرد( روی  چرک  نويس )؟، کارش  که تمام  می  شد  آن ها  را می  ريخت توی  سبد  آشغال ، يک مرتبه يادش  می آمد مساله ای  را اشتباهی  حل کرده ،در  سبد آشغال می گشت ،آن  را پيدا می  کرد می  آمد کاغذ را باز می  کرد آن  را خط می  زد  و اصلاحش  می  کرد،دوباره مچاله اش می کرد می انداخت   درون  سبد.ممکن  است به نظر  برسد  اين کار برای  چيست ؟ او نمی  خواست  مطلبی  نوشته باشد که نادرست  باشد ،حتا  اگر در  سبد زباله برود!

همه جا  می  خواست  مطلب  دقيق  و  درست  باشد.و اين يکی از آموزش های ریاضی است.در ریاضیات فرضیه نمی سازد يا یک مطلب درست است يا نادرست. اگر در ست است،ديگر فرضیه نمي سازد  اگر نادرست است بايد به کنار برود.

همه جا می خواست  مطلب  دقيق  و درست  باشد. و اين يکی  از آموزش  های  رياضی  است . در رياضيات فرضيه نمی  سازند  يا  يک مطلب درست  است یا نادرست. اگر درست  است ، ديگر فرضيه نيست  و اگر نادرست است  بايد کنار برود. به همين مناسبت می گويند در رياضی مجادله وجود ندارد.دو نفر  اگر با هم اختلاف  داشته باشند ، خيلی راحت  يا با شکل يا با فرمول و يا  استدلال رياضی، هم ديگر را قانع می  کنند.در بحث های فلسفی ، اجتماعی ، اجتماعی ، علوم انسانی ، به طور کلی  انواع  بحث  ها  پيش  می  آید، حتا در فيزيک ، شيمی ،بسته به نتيجه ی تجربه، ممکن است  بحث هایی وجود داشته باشد .ولی  در رياضی بحثی وجود ندارد.به همين  مناسبت لايب نيتس  يکی  از بزرگترين رياضی دان ها است ، دلش  می خواست فرمولی  جهانی  پيدا کند.آرزوی لايب نيتس  اين بود که دو  فيلسوف وقتی يکی  آن  سوی ميز و يکی  اين سوی  ميز می  نشيند، به جای  اين  که با هم  جدل کنند، با فرمول رياضی  بنويسند و به هم ديگر پاس  بدهند و نتيجه بگيرند که چه کسی درست می  گفته و هيچ جدلی نباشد ، هيچ  بحثی نباشد.متاسفانه نظر لایب نيتس درست  نبود .نمی  شد همه ی  همه مسايل جهانی  را در فرمول های  رياضی منظم  کرد. دليلش  هم روشن  است . موقعی  می شود اين فرمول را ساخت  که همه مردم جهان آماده  باشند. یعنی  هر آنچه که بايد کشف شود ، شده باشد. هنوز خيلی  مانده تا  همگان بيايند. اين مقدماتی برای خلاقيت  رياضی  بود . اما خلاقيت چه راه هایی دارد ، چگونه می  شود خلاقيت را به وجود آورد؟

توضيح دادم از هر کسی انتظار خاص  خودش را بايد داشت .هر کس در خودش ، در مرز خودش  ممکن است  خلاق باشد و تمام وقت جوانان  را تلويزيون ،رايانه  و ورزش  نگرفته باشد. اما خلاقيتی  که مد نظر ما است ، چيزی  که بشود احشاسش کرد  و درکش  کرد ، نيست.ن.عی  از خلاقيت  در مرحله های بالا اين است  که به کشف های جديدی، به قضيه های  جديدی  برسيم. ولی مگر می شود به خصوص در رياضی  به جايی  رسيد، بدون این که  پلکان قبلی را طی کرده باشيم. در بعضی مسایل، به ويژه مسايل مربوط به عددهای  طبيعی، گاهیی الهام وجود دارد. حتا هانری پوانکاره، که يکی  از  رياضی دانان بزرگ سده ی نوزدهم بود، به الهام اعتقاد داشت. نه تنها به الهام ، بلکه به اين اعتقاد داشت  که يک دفعه فکری  ناگهانی به آدم روی  می آورد که موجب می  شود همه چيز درباره ی  مساله ای برايش  روشن  شود.آيا برای  همه  اين وضع پيش می آید؟ اين برای هانری پوانکاره پيش می آید که تمام مقدمات رياضی  را می داند. برای  من پيش آمده  که روزهای متوالی  روی مطلبی  ذهنم مشغول بوده است ،بعد يک مرتبه از خواب بيدار شدم و ديدم در خواب مطلب را حل کردم، خوشحال شدم.گفتم خوب صبح آن را يادداشت می کنم.اما  صبح  از يادم رفته بود.از آن شب دطگر  يک کاغذ و قلم می گذاشتم پهلوی دستم. يک بار ديگر پيش آمد که همان موقع بيدار شدم ، چراغ را روشن کردم و مغز استراحت ندارد، مانند رایانه، در خواب هم کار روزانه را تعقيب می کند. به واقع تعبطر خواب  را از روی  اعمال روزانه  می شود پیدا کرد.اين است  که یک الهام  ناگهانی ،بر  اساس  اطلاعات  و آگاهی  های  قبلی  است . يکی ديگر از چيزهایی که برای خلاقيت در رياضی  لازم است تخيل است .درباره ی داويد هيلبرت (رياضی دانی که فاشطست ها او را کشتند.او در سال 1945 از زندان آزاد شد.اما چند روز بعد درگذشت)، يکی از بزرگترين رياضی دانان  نه در عصر خود  که در تمام اعصار  بود.روزی به او خبر دادند که فلان شاگردت  رياضيات را ترک کرد،و به شاعری  پرداخته  است . هيلبرت گفت :چه خوب ، تخطل اين شاگرد به اين اندازه نبود که بتواند رياضی دان شود، همان بهتر که شاعر شد. اين گفته نشان می  دهد که هيلبرت تخيل را چه قدر برای  رياضی لازم می داند. تخيل در مراحل اول  دبيرستان ، بيشتر برای شکل ها ، به ويژه هندسه فضايی  لازم است .ولی  در مراحل بالاتر  در همه جا. هر گونه کاری را که آدم در رياضی بخواهد انجام  دهد، تخطل برايش  لازم است.برمی گرديم  به حرف اولم. بيشتر از همه ی اين ها  ،کار مداوم و سخت .اما از دانش های  ديگر و از  هنر هم نبايد  غفلت کرد. يک  رياضی دان  خوب به شرطی  می تواند  رياضی  دان خوبباشد، که به تمام دانش  ها به حد معقول آشنا باشد.از هنر لذت ببرد ، در حد معقولش. کسی که يک بعدی  رياضی کار می کند حتا رياضی دان خوب نمی تواند  باشد. بايد جوان امروزی را عادت داد که تاريخ بداند. به ويژه تاريخ کشور خودش را. تاريخ علم کشور خود را بشناسد. بايد يک جوان را عادت داد ، رمان های کلاسيک  را بخواند .شعر بخواند و با دانش های  مختلف هم آشنا باشد. به هنری  که دوست دارد نقاشی ، مجسمه سازی  يا موسيقی هم بپردازد.بعد بقيه ی وقت خود را  صرف  رياضی کند.اما حالا می رسم به  مساله ای  اساسی : آيا همه اينها  با وضعی  که در کنکور ما هست عملی  است ؟ آيا کارگروهی ، تعاون اجتماعی  و به فکر  هم شاگردی خود بودن ، با کنکور موافق  است ؟ هر کسی  سعی  می کند  راه خودش را برای  خودش  نگه دارد.يک ميليون و نيم  داوطلب وجود دارد.اگر رشته حلبی سازی  را هم به حساب بياوريم ، یک صد و پنجاه هزار نفر می گيرند يعنی  ده به یک ، يک مسابقه ی وحشتناک.آن وقت شاگردان در رشته ای هم که می خواهند قبول نمی شوند و تست هم  جواب گوی  واد آدمی زاد نيست .تست را که لعنت بر بنياد گذارش باد ،آمريکايی ها درست کردند.حالا خود آن ها کنار رفتند و فهميدند که با تست نمی  شود کاری کرد، ولی ما رهايش نمی کنيم.در تست  می شود تاريخ پرسيد؟ از کاربرد رياضی پرسيد؟می شود  فلسفه ای ريضی پرسيد؟ حتا خود رياضيات هم و مفهوم های  رياضی را هم نمی شود  پرسيد!

ولی  ما از  تست استفاده می  کنيم  و با تست  قبولی  و ردی  می دهيم.همين امسال  جوانی که خوب  درس  خوانده بود و معتقد بود که  قبول می  شود  و حقش  هم بود ،در کنکور قبول  نشد  و خودکشی کرد. جواب اينها را چه کسی می  دهد؟ نمی گويم که يک مرتبه راه حلی  پيدا کنند که  کنکور محو  شود.کاری  است که کرده اند و ساليانی  به آن ادامه داده اند.نه آنگونه که چهار سال  پيش شروع کردند. پيش دانشگاهی را شروع کردند که کنکور  سبک شود، در واقع  يک کنکور به کنکورها  اضافه کردند، حالا برای  فوق ليسانس و دکترا هم کنکور گذاشته اند و آن هم  با تست ! حالا اميد داده اند  از سال 81 ديگر کنکور را به گونه ای  حل کنند. اما چه گونه، من نمی دانم!  علت اصلی تمام اين چيزها  اين است که تمام کارها  را می  خواهند پشت در اتاق های  در بسته  انجام دهند. اين معلمين رياضی چه کاره اند؟ انجمن های معلمين  رياضی چه کاره اند؟  چرا با آنها مشورت نمی کنند. چهار نفر می  نشيند در اتاق تصميم می گيرند فلان کار را بکنيم و این گونه مشکل را  حل می  کنند و مشکل هم حل نمی  شود.  مسايل ديگر جامعه هم  تا موقعی که در اتاق های  بسته  تصميم می گيرند،حل نمی شود. 

المپيادها حرکتی در جامعه ما بوجود آورده است .چون دانش آموزی که به اميد رفتن به المپياد است از ابتدا کوشش می کند  که مفاهيم را درک کند، اما متاسفانه تنها مفهوم های  نظری به تاريخ  رياضی و به  کاربرد رياضی و به فلسفه ی  رياضی هيچ توجهی ندارد. دختر خانمی  که در المپياد شرکت کرده بود و نمره ی خوبی  هم گرفته بود ، از هواپيما که پياده شد ، خبرنگار يکی  از کانال  های  تلويزيونی  ، فوری ميکروفون را گرفت  جلوی او و گفت  دخترم می دانی جمشيد کاشانی کيست ؟ گفت : نه . نمی دانم .خبرنگار گفت: اون عدد پی را کشف کرده . حالا از عدم آگاهی آن دختر خانم که بگذريم، جواب گوينده تلويزيون خيلی  مضحک بود.عدد پی قابل کشف نيست.عدد پی در تورات مقدارش تعيين شده : برابر با سه. از روی قديمی ترين  نوشته ای  که داريم و بعد از آن  شايد چند سال بعد، در مصر آن را 16/3  حساب کرده اند و عدد پی را نمی شود کشف کرد.  آن چه جمشيد کاشانی  انجام داد محاسبه  می گويند نه کشف . اطلاعات جوان های ما در زمينه ی تاريخ  رياضی اين گونه است  و اين بايد حل شود.بايد به گونه ای معلمان رياضی ما جرات کنند و در انجمن های معلمان  مطرح کنند. پشت سرهم به وزارت آموزش  و پرورش بنويسند که برای اين  کنکور  فکری بايد کرد!  دوم برنامه های رياضی دبيرستانی  بايد چنان باشد  که با تاريخ ، فلسفه و کاربرد رياضی همراه  باشد.در غير این صورت قابل پذيرش نيست . 

 

****

منبع : کتاب " خلاقيت و  رياضيات   "-برگرفته شده از  کتاب  خلاقيت در  رياضيات و مهندسی - گردآورنده  و مترجم : پرويز  شهرياری- ناشر : پژوهنده  -چاپ اول- 1380 -تيراژ 3100

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 6:39 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 مرداد1387

بعضی ها عادت دارند سخت فکر کنند!!!

ریاضی زیباست =زندگی زیباست
نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 8:31 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 مرداد1387

شکار فیل!!!

ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی ، با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند
مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام ۱) برو به آفریقا
گام ۲) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام ۳) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام ۴) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام ۳ .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .

اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .
سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می کنند.
سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !
سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !
سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .
برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .
روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود هستید!
وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمیکنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .
معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند .
مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند.

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 8:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 مرداد1387

آفرینش ریاضی

ریاضیات یک خصوصیت جالبی داره . که این خصوصیت یکی از تمایزات اساسی ریاضی با سایر علوم است . که به نظر من تنها در انحصار ریاضی است .
در ریاضی با تعریف یک مفهوم عالمی به سوی شما گشوده می شود که خود اسرار فراوانی دارد . وقتی شما یک مفهوم ریاضی را تعریف می کنید ، تمام قضایا و نتایج ناشی از آن تعریف آفریده می شود . یعنی بلافاصله پس از تعریف مفهوم عالمی شکل میگیرد . هر چند در آن لحظه چیزی از آن عالم بر ریاضی دان نمایان نباشد . بعد از تعریف است که ریاضی دان باید به جستجو و کشف روابط جدید در این عالم بپردازد و قضایای موجود را یکی پس از دیگری ثابت کند . وقتی مدتی ریاضی دان در درون این عالم گشت و گذار کرد ، ریاضی دان از فضایی در ریاضی و خارج از آن عالم قبلی رابطه این عالم جدید را با سایر بخش ها بررسی میکند . و ارتباط را بیان و شاید خود این ارتباطات عالم جدیدی را ایجاد کند . مثلا ریاضی دان در فضایی جبری مفهوم گروه را تعریف میکند . تمام قضایا و مفاهیم و روابط در مورد گروه ها ایجاد می شود . سپس با گذشت زمان ریاضی دان از خارج جبر (و البته درون ریاضی) به جبر می نگرد . ارتباط این بخش را با سایر بخش ها مانند هندسه ، آنالیز و … بررسی میکند و این چنین شاخه های جدید ریاضی خلق می شود.
آفرینش ریاضی این چنین معنا میگیرد . چنان که حتی شاخه هایی در ریاضی محض خلق می شود که هیچ کاربرد خارجی ندارد و تنها مفاهیم ذهنی است . عالم هایی که در ذهن ریاضی دان هاست .
اما چرا گفتم این خاصیت منحصر به ریاضی است ؟ در تمام علوم غیر از ریاضی ، کاری که دانشمندان و محققین آن رشته می کنند آن است که آنچه از واقعیت را که می بینند ، شرح دهند . یعنی وظیفه شان تنها کشف آنچه در اطراف ما وجود دارد ، است . در علوم انسانی و حتی فلسفه هم چنین است . آنها تنها به ” هست ها ” توجه دارند و تمام تلاششان بیان دقیق و صحیح این ” هست ها ” است . اما در ریاضی بخشی به علت مسائل تجربی ایجاد می شوند که اینها هم کشف است . اما بخش دیگری هم دارد و آن آفرینش عالم های تازه است . البته احتمالا جز ریاضی دانها (و ریاضی خوانها ) کسی به این عوالم اهمیت نمی دهد !!
.:: نکته :
آفرینش در ریاضی توسط انسان اصلا به خدا شناسی اسلامی آسیب نمی زند ، که هر چه انسان بیافریند خدا آفریده است !
نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 8:26 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 مرداد1387

ریاضیات دخترانه

مدتی قبل بود که در ویژه نامه فمنیستی یک روزنامه نفتی صبح به مناسبت روز زن مطلبی خواندم با این محتوا که دلیل ضعف دختران در ریاضی و علوم فکری محض(مانند منطق و فلسفه و فیزیک محض) نه نوع توانایی در ذهن آنها که به دلیل تربیت خانواده و اجتماع است . احتمالا نویسنده آن مقاله به پشتوانه احساسات زنانه ی ناشی از جو فمنیستی این نتایج را گرفت ! اشکالات منطقی در همین مقاله خود گواهی بر این تفاوت بود . اما قصد من نه جواب دادن به همفکران ایشان است که تنها می خواهم باب بحث را بگشایم البته نه از نوع طرفدارانه از جنسی خاص !!
« چنین به نظر میرسد كه نبوغ و استعداد ریاضی بیشتر در میان پسرها دیده میشود تا در میان دختران. این میزان در حدود ۶ تا ۱۳ برابر، برآورد میشود. علت این امر هنوز معین نیست »
این بخشی از مقاله ای است از هارنام سینگ از موسسه پژوهشی ارتش آمریكا برای علوم اجتماعی و رفتاری و مایكل بویل از دانشگاه ملبورن استرالیا که در مجله نوروسایكولوژی، جلد ۸، شماره۲ چاپ شده است . مقدار تفاوت واقعا جای دقت دارد …
اما اگر فرضا بپذیریم که در جوامع شرقی به دلیل تربیت خانوادگی و اجتماعی دختران نمی توانند در ریاضیات نبوغ خود را نمایان کنند جای این سوال است که در جوامع غربی که خدا را شکر، آزادی زنان از این قید و بند های خانوادگی و اجتماعی ایجاد شده است ، چرا یک نابغه ریاضی ، منطق یا حتی فلسفه نیز بروز نکرده است ؟ مرادم نوابغ درجه یک است نه دانشمندانی درجه ۳ یا ۴ …
آری من می بینم که در دانشگاه خود ما دخترانی هستند که درسشان خوب است . حتی در المپیاد ها جهانی نیز از همین کشور خودمان شاهدیم که دختران ما نیز مدالهای جهانی می آورند . اما چرا اینها تبدیل به نابغه نمی شوند ؟ - این نکته را هم یادآوری کنم که درس خوان بودن آن هم در نظام آموزشی ما لزوما به معنی داشتن نبوغ نیست –
شاید یک دلیلش این باشد که دختران نمی خواهند نابغه باشند یا شاید علل دیگری دارد ، نمی دانم …
لازم می دانم که این نکته خیلی مهم را بگویم که حتی اگر چنین تفاوتی هم در ذهن دختران و پسران باشد این به معنی ضعف یک جنس و برتری دیگری نیست ! همانطور که نداشتن نگاه دقیق زنانه در مردان نیز به معنی ضعف مردان نیست … در مورد دقت زنانه یک مثالی بیاورم که یکی از اساتیدمان تعریف می کرد . او می گفت که با خواهرش – یا خانمش ، یادم نیست – به مهمانی رفته بودند و در همان نگاه اول همراه استادمان متوجه طرح پایه یکی از مبل ها می شود که کمی با بقیه متفاوت است اما استاد ما متوجه آن نشده بود !
برای خود من هم چنین مساله ای پیش آمده چیزهایی را مادرم دقت کرده است که سالها هم اگر من نگاه می کردم متوجه آن مسائل نمی شدم (یعنی برایم اصلا مهم نبوده است) . این ها به معنای ضعف نیست، تنها بیانگر تفاوت است . و من اصرار ندارم که چشمم را به خاطر چند شعار که جو غالب است بر تفاوت ها ببندم …
 
علی آقا(ایلیا)
نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 8:24 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 مرداد1387

عید مبعث عید پیامبر اعظم حضرت محمد(ص) بر همه مسلمانان جهان مبارک

       فخر دو جهان خواجه فرخ رخ اسعد   

     مولاي زمان مهتر صاحب دل امجد 

           آن سيد مسعود خداوند مويد         

   پيغمبر محمود ابوالقاسم احمد

   وصفش نتوان گفت به هفتاد

    اين بس كه خدا گويد ما كان محمد

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 7:57 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 مرداد1387

عید مبعث مبارک

  خدا محمد را برگزید (داستان‌واره واقعه بعثت) 
متن سه نامه پیامبر اسلام به سه پادشاه بزرگ دنیا 
 محمد صلی الله علیه و آله و هویت نوپدید 
 قرآن و انگیزه‏ی بعثت 
 از بعثت تا ولایت 
 دو بعثت‏بزرگ(از بیست و هفتم رجب تا پانزدهم شعبان) 
  آیا می دانید که ... 
  منظومه احساس (شعر) 
  سال پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله 
 اعمال وارده در شب مبعث 
  تصاویر ویژه متحرک 
  تصاویر ویژه 
Screen Saver 

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 7:52 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •