تبليغاتX

JavaScript Codes ریاضی زیباست = زندگی زیباست

سه شنبه 21 خرداد1387

آموزش ریاضی براساس ساخت گرایی

 

این مقاله توسط نویسنده دراولین کنفرانس آموزش ریاضی مراکز تربیت معلم درمشهد مقدس به صورت سخنرانی ارائه گردیده است. 

 

 

آموزش رياضي بر اساس ساخت گرایی

نبي اله  ابراهيمي

دبير رياضي و عضو هيئت علمي خانه رياضيات شهرستان كاشمر

nollaha@yahoo.com

چكيده:

ما دائما درجستجوی روش های بهتر يادگيری و ياددهی هستيم. پژوهشگران و معلمان دريافته اند که به کارگيری روشهای سنتی سبب کاهش مداوم فهم ودرک دانش آموزان ومشغول شدن آنان به دانش انفعالی در همه سطوح تحصيلی وحتی دانشگاه ها شده است. در دنیای پرشتاب علم‌، آن چه از یك فرد پس از اتمام تحصیلات مدرسه‌ای یا دانشگاهی انتظار می‌رود، داشتن یك بانك اطلاعاتی غنی در ذهن نیست، بلكه تشخیص نیازها، مهارت انتخاب اطلاعات و داده‌ها در راستای هدفی معلوم، نحوه  به‌كارگیری اطلاعات و برقراری ارتباط بین معلومات، دانش و مسائل جهان واقعی است. به نظر می‌رسد، در آینده و هم‌اكنون جوامع، نیازمند نظام‌ها و برنامه‌های آموزشی باشند كه بر مبنای كاوش و پژوهش، دیسیپلین یك پارچه و كشف و گسترش روابط بین بخش‌های مختلف دانش بنا شده است.

نظام‌های آموزشی جهان برای برطرف كردن معضلات موجود به دنبال تغییر واصلاح روش‌ها و سیاست‌های پیشین خود هستند. در میان راه حل‌ها و پیشنهادات گسترده موجود، ساخت و سازگرايي ، می‌تواند پاسخي به روند پرشتاب گسترش علم و نياز فزاينده به يادگيري وسيع‌تر و سريع‌تر علوم باشد. به‌جای آن‌كه دانش از پیش‌ساخته شده را به دانش‌آموزان انتقال دهیم می‌توان تدبیری اندیشید كه دانش‌آموز خود به تولید علم بپردازد. ساخت‌گرايي از نقطه نظر آموزش رياضيات، روشي است كه دانش‌آموزان خود، دانش رياضيات خود را به ‌طور فعالي بر پايه دانش پيشين مي‌سازند، بنابراين دراين روش، دانش آموز نقش اساسي را ايفا مي كند. دراختیارگذاشتن ابزارلازم، ایجاد شرایط مناسب وآموزش چگونه ساختن دانش لازمه این كاراست. ساخت و سازگرايي درآموزش رياضيات نوين، بالاترين جايگاه را در ميان ديگر نظريه‌هاي يادگيري و آموزش داراست. درفرآيند تدريس ساخت گرايي معلم و همه ي امكانات تسهيل كننده هستند و جزو خدمات آموزشي به حساب مي آيند. جستجوي فعالانه فراگيرندگان از طريق فعاليت هاي گوناگون براي كشف راه حل ها، مفاهيم،اصول و قوانين، يكي از اهداف مهم در اين روش است. داشتن روحيه ي كاوشگري براي ايجاد سؤال، طراحي،اجرا، ابداع و به دست آوردن جواب، از ويژگي هاي ساخت گرايي است. هدف این نوشتار بررسی ساختار‌گرایی درحوزه آموزش رياضي و ارایه نمونه تدريسي براساس ساخت گرايي برای معلمین است.

كليد واژه ها: ساخت گرايي، مشخصه ،الگوی تدريس ساخت گرايي، مفاهيم، اجرا، اصول وکاربرد 

 

مقدمه:

  درحال حاضر،روش هاي تدريس مبتني به يادگيري فعال هستند. درمكتب رفتاري،تغييرات نسبتاً پايدار در رفتار دانش آموز را يادگيري مي گويند. هرگونه تغيير رفتار، يادگيري است ؛ براي مثال، وقتي دانش آموز تعريف زاويه ي محاطي را نمي داند و درجريان تدريس آن را متوجه مي شود، مي گوييم او ياد گرفته است.

اين نوع نگاه به آموزش و تعريف يادگيري ، منجر به روش هاي تدريس معلم محور شد كه در آن معلم نقش اصلي را در فرآيند آموزش داشته و تمام همت و دقت خود را صرف ياددادن به دانش آموز مي كند . در اين حالت ، دانش آموز منفصل و منتظر شنيدن حرف هاي معلم است .

  پس ازرفتارگراها و با ظهور مكتب شناختي، انتقاد هاي زيادي به اين نوع آموزش و تعريف يادگيري شد. شناخت گراها معتقد بودند كه اين گونه آموزش ، دانش آموزاني به بار مي آورد كه انبوهي از دانش ها و اطلاعات را به خاطر سپرده اند اما توانايي استفاده و به كار بردن آن ها را ندارند. ضمن آن كه آموزشي كه در آن دانش آموز نقش نداشته باشد پايدار نخواهد ماند و انگيزه هاي يادگيري را كم كم از بين خواهد برد.

  « دررياضيات،دانش به هر ميزان هرگز به معناي در اختيار داشتن نيست؛بلكه دانستن مرموز وچگونگي به كارگيري اطلاعات،دانش است. دانستن رياضيات؛يعني توانايي انجام دادن آن، به عبارت ديگر به كارگيري روان رياضي براي حل مسايل، نقد و موشكافي استدلال ها، پيدا كردن اثبات ها واز همه مهم تر شناخت مفاهيم رياضي از بطن يك وضعيت محسوس وحقيقي يا استخراج آن مفاهيم از وضعيت مورد نظر است .»

  عباراتي مثل جملات فوق، بيانگر نگاهي ديگر به يادگيري است. دراين نگاه وقتي مي گوييم يك دانش آموز يادگرفته است كه توانايي به كار گيري را كسب كرده باشد.

  درنظريه ساخت گرايي constructivism (ساخت و سازگرايي) نگاه بالا عميق تر شده است. دراين نظريه وقتي مي گوييم يك دانش آموز يادگرفته است كه خود دانش و مفهوم مورد نظررا كشف يا توليد كند و يا آن را بسازد. در اين جا يادگيري ، يعني توليد دانش .

ساخت‌گرایی چیست؟

ساخت‌گرایی اشاره براين دارد که يادگيرنده دانش را برای خودش وتوسط خودش می سازد هر فراگير گاه به طور جمعی وگاه به صورت انفرادی معانی را می سازد.او ياد می گيردکه ايجاد معانی همان يادگيری است و نمي توان اين يادگيری را به روش ديگر به دست آورد.

کانون توجه ساختارگرايی بردرک وفهم است،واين مهمترين دليل برای جايگزين شدن بسيارسريع ساختار گرايی به جای نظريه رشد شناختی به مثابه پايه واساس تحقيقات و روش های عملی آموزش علوم است.

مفهوم ساخت‌گرايي درآموزش رياضي

  ساخت‌گرايي كه در معني عام خود با فلسفه درارتباط است،از نقطه نظر آموزش رياضيات،روشي است كه دانش‌آموزان خود،دانش رياضيات خود را به‌طورفعالي بر پايه دانش پيشين مي‌سازند.دانش به محتواي ذهني فرد اتلاق مي‌شود ونه دانش رسمي ‌وساختن نتيجه فعاليت ذهن است.منظورازساختن‌،كاربا جورچين‌ها، ‌مكعب‌ها‌،يا ساختن اعداد منطقي از روي اعداد اعشاري ويا انجام يك اثبات نيست،گرچه انجام هريك از اينها ممكن است منجربه ايجاد ساخته‌هاي ذهني گردد.دانش جديد از درون دانش پيشين بيرون آمده و بر پايه آن ساخته مي‌شود. دانش چيزي بيش از حقايق به‌خاطر آورده شده است (مانند اصل فيثاغورس يا فرمول محاسبه مساحت مثلث). دانش ساختارهاي وسيعي از مفاهيم ذهني را دربر مي‌گيرد كه به فرد اجازه  هرگونه تعبيروتفسيرازمعني واژگان، به‌خاطرآوردن مطالب ويا جست‌وجوي موثردريك حوزه جديد رياضي را مي‌دهد.

ساخت‌گرايي استعارات آموزشي همچون انتقال و دريافت را كه خلق رياضيات درخارج از ذهن فرد يادگيرنده را پيش‌فرض مي‌داند،رد مي‌كند.ون گلسرفلد رفتارگرايي اسكينر را آنتي‌تزي در برابر ساخت وسازگرايي مي‌داند كه ادراك اساس آن است.

  وظيفه يك معلم با ديدگاه ساخت و سازگرايي،خلق محيطي مناسب براي دانش‌آموزان است تا معاني رياضيات خود را بسازند؛دانستن،مرحله‌اي انعطاف‌پذير و سازگارشونده است كه واقعيتي تجربي را سازماندهي مي‌كند.ساخت‌گرايان راديكال سعي دارند نشان دهند كه چگونه نمادها و فرم‌هاي موجود دررياضيات با فلسفه‌شان سازگار است.علائم رياضي راهنماي ذهن و انديشه هستند،‌همان‌گونه كه اثاثيه موجود در يك اتاق حركت درآن اتاق را جهت مي‌دهند، (1991) علائم و نشانه‌هاي رياضي ادراك رياضيات را تحكيم مي‌كنند، يادگيرنده نياز دارد چگونگي استفاده از نمادها را درك كند.

  محيط آموزشي كه ساخته مي‌شود فقط درحوزه فهم و ادراك يادگيرنده معنا مي‌يابد و خارج از آن موجوديت مستقلي ندارد.رنسيك درارتباط با ساخت‌گرايي بيان مي‌كند:

  معاني توسط ابزار ادراكي فرد ساخته مي‌شوند.افراد با جداسازی افكار پراهمیت و كم‌اهمیت و ایجاد ارتباط بین اندیشه‌ها و نظرات گوناگون، ذهن خود را سازماندهی می‌كنند.درعین حال آنها ذهن خود را برای پذیرش نظرات و اندیشه‌های نوكه حاوی اطلاعات جدیدند،سازگار می‌نمایند.سازگاری به دو شكل صورت می‌پذیرد: همسان‌سازی و تطابق. در شكل اول اطلاعات جدید به‌سادگی به نظام ادراكی موجود اضافه می‌شود. در نوع دوم نظام ادراكی فرد باید به‌گونه‌ای تغییر یابد كه با اندیشه و ایده نو تطبیق یابد.

تاریخچه

  اگرچه ساخت‌گرایی در آموزش،درسال‌های اخیر به شهرت رسیده است،ولي ریشه تفكر آن به عهد عتیق بازمی‌گردد.سقراط درخیابان‌های آتن با مردم عادی به گفت‌وگو می‌نشست و پرسش‌های كلیدی ذهن ایشان را جست‌وجو می‌كرد.سقراط‌شناس مشهور انگلیسی،‌ هارولد تارانت، درباره روش پرسشگری سقراط می‌نویسد:    می‌دانیم كه سقراط ادعا می‌كرد كه درس دستورالعمل نمی‌دهد. او تنها راهنمایی می‌كند و پایه‌های بحث را می‌سازد.سقراط باورداشت كه آموزش مطمئن ساختمانی است كه آزادانه بر تجربه خود دانش‌پژوه استوار شود. هدف گفت‌وگو و پرسشگری سقراطی، جست‌وجوی دریچه‌های جدید برای شناخت است و نه تحویل دادن دیدگاههای سنگ شده و قالبی.كانت(1780) نیز بیان می‌كند تجزیه و تحلیل منطقی اعمال واهداف، منجر به رشد دانش می‌گردد و با این دیدگاه تجربه شخصی هر فرد دانش وی را می‌سازد.

  بین سال‌های 1710-712 و سال‌ها قبل از كانت، ویكو گیامباتسیا نظر ساخت‌گرایانه خود را چنین بیان می‌كند: ذهن بشر تنها قادر به فهم دانشی است كه آن را ساخته است. درمیان نویسندگان و فلاسفه اخیر، كوهن و روتری بارزترین دیدگاههای ساخت‌گرایانه را درنوشته‌های خود منعكس كرده‌اند.

  آغازگرتفكروفعالیت‌های مربوط به ساخت‌گرایی دردوره معاصر پیاژه است،با این حال بیش از یك قرن پیش ازوی، هنریك پتسالوتزی سوئیسی به نتایج مشابهی دست یافته بود.وی معتقد بود كه مراحل آموزش باید بر اساس رشد طبیعی كودك و مبتنی بر احساسات وی صورت پذیرد. نوآوری تربیتی منصوب به پتسالوی این بود كه كودك نه از طریق كلمات بلكه از طریق احساسات خود آموزش می‌بیند.وی تاكید داشت كه برنامه آموزشی باید با تجارب كودك درمحیط خانه و زندگی خانوادگی وی اتصال یابد.با این همه پیاژه به عنوان پدرساخت‌گرایی نوین شناخته می‌شود.

تاکيد بر يادگيری به جای عملکرد وآموزش

  پايه های رفتاری طراحی آموزشی دراين فرضها ريشه دارد:اگر شما درباره دانش آموزانتان وآنچه که بايد به اندازه کافی اطلاعات داشته باشيد می توانيد راهبردهايی انتخاب کنيد ومدلهای آموزشي بسازيد که سبب تغييرات قابل پيش بينی دردانش و مهارت اين دانش اموزان شود. تنها راه اگاهی از اينکه آيا در اين راه موفق بوده ايد يا نه مشاهده عملکرد دانش آموز است.

  چنين تاکيدی برآموزش وعملکرد وتدريس دانش و مهارت بنيادی درحيطه های اطلاعاتی نسبتا نظام يافته موثربوده است.اما پاسخهايی که طراحان آموزشی به اين مقاله ها داده اند چيرگی بردانشی درحيطه های بدون ساختاريا غير نظام يافته را طلب می کند.دراينجا پيچيدگی چيزی که بايد آموخته شود پيش بينی رفتار دانش آموز را مبهم می سازد.به اين سبب تعيين عملکرد قابل قبول برای دادرسی مشکل می شود اين امربه برداشت متفاوتی از راهبردهای آموزشی نياز دارد.

  به طورسنتی اهداف کلی و جزيی را تدوين کنندگان برنامه وطراحان آموزشی تعيين می کنند.راهبردهای آموزشی را طراحانی انتخاب می کنند که انتظار می رود اين اهداف را به دانش آموزان بياموزند. بنابراين هم محتوا و هم راهبرد از بيرون به دانش آموزان تحميل می شود.

  اما درآموزشهای مبتنی برساختارگرايی دانش آموزان راهبردهای يادگيری و غالبا اهداف کلی وجزيی خود را انتخاب وتدوين می کنند.دراينجا طراح به جای تجويز راهبردهای آموزشی به دانش آموز از انواع متفاوتی از راهبرد استفاده می کند.اين راهبرد به طراح امکان می دهد تنها درهنگام بروز نياز دانش آموزان را هدايت کند وشيوه خاصی ازيادگيری را به او تحميل نکند.درنتيجه ساخت گرايان بر آموزش وعملکرد تاکيد نمی ورزند.بخش اعظم مسوليت تصميم گيری برای يادگيری يک موضوع ونحوه يادگيری آن به دانش آموز واگذار می شود.نقش معلم يا نظام آموزشی آن است که ازآنچه دانش آموز قصد دارد بياموزد پشتيبانی کند.

  با تاکيد بريادگيری دراين رويکرد بر توانايی وسيع وعمدتا ناديده گرفته شده دانش آموزان در پديد آوردن تفسيرهای بديع برای خود و بر درگيری فعالانه با امور تا جذب کامل آنها سرمايه گذاری می شود. همچنين اين روندباعث می شود که طراحان به جای اينکه رويه های منظور شده درالگوی طراحی آموزشی را به طور مکانيکی اعمال کنند با استفاده از اطلاعاتی که درمورد نحوه تفکر و يادگيری افراد به دست می آورند به استدلال بپردازند. اين نحوه استدلال از نظريه اساسی يادگيری باعث می شود که طراحان هنگام مواجه شدن با مسايلی که از ناکارامدی تجويزهای نظريه آموزشی ناشی می شود آسان تر با اين مشکلات برخورد کنند.

مشخصه هاي ساختارگرايی

  فيلسوفی به نام فيلیپس سه مشخصه روشن برای ساختارگرايی ذکرمی کند.ما اين سه مشخصه را با عنوان يادگيری فعال و يادگيری اجتماعی و يادگيری خلاقانه می شناسيم.

يادگيری فعال: به دست آوردن فعالانه دانش و اطلاعات ومفاهيم. ساختارگرايی معمولا نقش فعالی برای يادگيرنده در نظر می گيرد. او به جای اينکه فقط بشنود بخواند و به حل تمرينات کاملا تکراری و عادی بپردازد بايد بحث کند فرضيه بسازد تحقيق و طراحی کندو ديدگاههای ديگران را دريافت دارد.

يادگيری اجتماعی: بنا کردن دانش و مفاهيم به صورت اجتماعی و همراه با ديگران.ساختارگراها اغلب تاکيد می کنند که دانش و مفاهيم تا حد زيادی اجتماعی هستند و نمی توانيم آنها را به طور انفرادی بنا کنيم. ما از طريق گفتگو با ديگران به مفاهيم دست می يابيم .

يادگيری خلاقانه: خلق کردن يا دوباره پديد آوردن مفاهيم و دانش ها. ساختارگرايان فرض را بر اين می گذارند که دانش آموزان بايد خودشان دانش را خلق کنند . اين کافی نيست که يادگيرنده در موضع فعال قرار بگيرد. بلکه معلم بايد او را هدايت کند که نظريه های علوم مختلف را دوباره کشف نمايد .

کاملا طبيعی است که بپرسيم اين مشخصه های ساختار گرايی چگونه به هم مرتبط می شوند؟ برای يک يادگيرنده داشتن نقش فعال موضوع اصلی است و درعمل جنبه های اجتماعی و خلاقانه ای با اين نقش همراه اند. اما منطقا لازم نيست که يادگيرنده فعال الزاما دو مشخصا ديگر را هم داشته باشد. معلم می تواند تجربيات يادگيری را به روش فعال به گونه ای سازمان دهی کند که مستلزم درگير شدن دانش آموز در يادگيری مفاهيم به صورت اجتماعی يا خلق و نوآوری نظريه ها و ديدگاه ها نباشد.

الگوی تدريس ساختار گرايی

۱- انسانها می توانند هر چيزی را بياموزند به شرط آنکه بتوانند آنها را در ذهن خود معنا دار سازند.

۲- ساخت گرايان می گويند ذهن اساس و ابزار تعبير و تفسير رخدادها .اشيا و چشم اندازهای جهانی است.

۳- يادگيرندگان به کمک معلم انديشه های خود را پيراسته می کنند و مهارتهايشان را بهبود می بخشند.

۴- انسانها براساس ساختهای ذهنی خود که باورها .اعتقادات و دانش آنهارا دربر می گيرد به تفسير هستی می پردازند.

۵- ساخت گرايان براين باورندکه واقعيت به مفاهيمی گفته می شوند که شخص آنها را از جهان ساخته است.

درتدريس بايد تاکيد برتعامل بين يادگيرنده وآينده او باشد نه بر ايجاد کنش و واکنش بين يادگيرنده وگذشته بزرگسالان. خرد و استدلال بزرگسالی آينده شناسی خوبی برای رشد وتعالی يادگيری بنا نمی نهد.

يادگيرندگان اطلاعات را در زمينه تجارب خود تفسير می کنند.تفسير آنان هر چه باشد مسيری فرد گرايانه است .لازم به يادآوری است که مواد آموزشی که معلم به صورت عينی برای يادگيری طراحی می کند دانش آموزان آنها را درقالب تجارب و دانسته های خود تفسير خواهند کرد ومتناسب با نياز زمينه ها و علاقه شخصی به ساختن معنای ويژه خواهند پرداخت . ساخت گرايان توصيه می کنند که به جای تلاش برای مجسم کردن ساختی از يک واقعيت بيرونی برای يادگيرندگان بايد به آنها کمک کرد تا خود به تجسم معناداری از دنيای بيرونی دست يابند.

مفاهيم اساسی الگوی تدريس ساختارگرايی

  الگوی تدريس حاضر بر مبنای چند مفهوم اساسی استوار است.يکی ازمفاهيم مفهوم ساخت است. منظور از ساخت شبکه درهم تنيده ای ازمفاهيم است.مفاهيم مربوط به يک حادثه يا رخداد و يک نظام دانش شبکه ای مفهومی را شکل می دهند.ساخت گرايان بر اين باورند که يادگيرنده بايد به صورت آگاهانه و به منظور معنا بخشيدن به انواع پديده های هستی ساختهای ذهنی ايجاد کند.انسانها براساس ساختهای ذهنی خود که باورها اعتقادات و دانش آنها را دربر می گيرد به تفسير هستی می پردازند.بنابراين از نظرساخت گرايان انسانی موفق است که بتواند واقع بينانه ترين تفسير را از هستی داشته باشد. دانش سازی يا ساخت دانش مفهوم ديگری است که نقش اساسی درنظريه ساخت گرايی ايفا می کند.دانش سازی به معنای توليد ذهنی اطلاعات است.نظام يادگيري مبتنی بر ساخت گرايی اطلاعات يا دانش ویژه ای را برای یادگیرنده تجویز    نمی کند.بنا بر نظریه ساخت گرایی دانش اموز باید مسولیت یادگیری و طرز یادگیری خود را برعهده گیرد.

افزون بر اين گفته شده است که دانش آموز خود بايد به امتخاب يا تدوين راهبردهای يادگيری اقدام کند و اهداف يادگيری را معين سازد.يکی ديگر از مفاهيمی که توجه بيشتر روانشناسان وفيلسوفان ومربيان تعليم وتربيت را به خود جلب کرده واقعيت است.واقعيت درنظريه ساخت گرايی به آنچه که درجهان ودرمکان خاص وخارج ازذهن انسان است اطلاق نمی شود.ساخت گرايان براين باورند که واقعيت به مفاهيمی گفته می شود که شخص آنهارا از جهان ساخته است.بر اين اساس نقش معلمان درحوزه تدريس دگرگون می شود به اين معنا که آنان وظيفه دارند باورها وتصميمات ويژه يادگيرندگان را مورد حمايت قرار دهند.

مراحل اجرای الگوی تدريس ساخت گرايی

  ازنظر طبقه بندي،روش ساخت گرايي جزو روش هاي فعال واكتشافي است كه بر توليد،كنترل وتعميم دانش تأكيد مي كند.اين الگوي تدريس از پوياترين و كارآمدترين،الگوهاي تدريس است كه در بسياري از كلاس هاي دنيا با موفقيت درحال اجرا است.مراحل اجراي الگوي تدريس حاضر در5 مرحله برنامه ريزي و اجرا مي شود؛ مراحل مورد نظر عبارت اند از:

1- درگير گردن Engaging : اين مرحله براي جلب توجه كلاس به موضوع مورد آموزش و ايجاد هيجان و انگيزش در فراگيران طراحي شده است. يك سؤال جالب، يك داستان نيمه تمام، يك عكس خوب، ارائه يك فعاليت مناسب علمي و يا ... مي تواند مورد استفاده معلم قرار گيرد. در این مرحله لازم است معلم زمینه و انگیزه لازم را برای پی گیری موضوع در فراگیران برای شروع فعالیت فرآیند یادگیری ایجاد نماید تا با شروع مناسب شوق آن ها را برانگیزاند.

2- كاوش Exploration : منظورازکاوش درنظام ساخت گرایی جستجوی راه هایی برای دانش سازی است. یادگیرنده با استفاده از همه حواس خود برای ساخت دانش تلاش می کند. بخشی از دانش سازی در طی فرایند کاوش صورت می گیرد. کاوشگری از طریق همیاری بیشترین سودمندی را در بر دارد. بنابراین توصیه می شود همیاری را درفعالیتهای کاوشگری تشویق کنید و دانش آموزان را برای طرح سوال و پاسخگویی به سوال های طرح شده راغب سازید.

3- توصيف Explanation : در این مرحله معلمان با دانش آموزان به تعامل می پردازند تا دیدگاههایی را که عرضه می شود دریابند . معلمان باید برای برقراری تعاملی اثر گذار به طرح سوالهای مربوط و متناسب با مرحله نخست بپردازند. وظیفه دیگر معلمان این است که یادگیرندگان را یاری کنند تا باور ها و اندیشه هایی را که از طریق کاوش شکل داده اند با دیگران در میان بگذارند .به دیگر سخن فراگیران باید دیگران را در یافته های خود سهیم کنند.

4- شرح و بسط (گسترش) Elaboration : معلمان در این مرحله به دانش آموزان کمک می کنند تا به گسترش فعالیتهای ذهنی وحرکتی یا مهارتهای خود بپردازند .یادگیرندگان به کمک معلم اندیشه های خود را پیراسته می کنند و مهارتهایشان را بهبود می بخشند. معلم در این مرحله به ارائه دانش می پردازد تا اندیشه های فراگیران پربار شود و مهارتهای آنان فزونی یابد.

5- ارزشيابي Evaluation : معلم باید یافته های دانشی و مهارتهای اکتسابی و کیفی سازی دانش آموزان را بیازماید تا از تغییرات به وجود آمده در تفکرات و میزان تسلط بر مهارتها آگاهی یابد و بازخوردی هم به فراگیران عرضه کند. بهتر است در سنجش آموخته ها و تولیدات دانش یادگیرندگان از سوالات تفکر برانگیز استفاده شود . افزون بر این دانش آموزان باید به مرحله ارزشیابی نیز هدایت گردند.

اصول و کاربرد الگوی ساخت گرایی در تدريس و تربيت در جدول زير ارائه شده است :

اصل

كاربرد در تدريس و تربيت

تغيير مفهومي وقتي رخ مي­دهد كه دريافت نادرست شاگردان، قبل از آغاز تدريس درست آن مفاهيم، براي آنان شناخته شود. 

بايد دقت كنيم و ببينيم دريافتهاي نادرست شاگردان از مفاهيمي كه قرار است به آنان آموزش داده شود چيست. 

شاگردان وقتي به تجديدنظر در باورهاي كنوني خود  راجع به جهان مي­پردازندكه در بارة نادرستي مفاهيمي كه در ذهن دارند متقاعد شوند. 

مي­توانيم به شاگردان نشان دهيم كه ديدگاههاي جديد با ديدگاههايي كه آنان در ذهن خود دارند چه تعارضهايي دارد. 

شاگردان را بايد ترغيب كرد كه تفسيرهاي درست از پديده­هايي كه مشاهده مي­كنند به­دست آورند. 

بايد استدلالهايي را به شاگردان ارائه كنيم كه خودشان بخواهند در چگونگي تفكر به موضوعات تجديدنظر كنند. 

برخي از بدفهميهاي شاگردان ممكن است، با وجود تدريس مطالب درست، همچنان در ذهن آنان باقي بماند. 

بايد هم در جريان تدريس و هم پس از تدريس مراقب چگونگي فهم شاگردان از مسائل باشيم. 

براي درك بهتر اين الگوي تدريس ، درس نسبت وتناسب از كتاب رياضي اول راهنمايي بر اسا س اين 5 مرحله آموزش داده مي شود.

مرحله اول:

در آموزش درس نسبت وتناسب معلم مي تواند با پيش بيني كه از جلسه قبل انجام مي دهد از هر گروه بخواهد تا طرز تهيه يك نوع شيريني يا يك نوع غذا را با مقدار مواد اوليه لازم با خود به كلاس بياورند و در غير اين صورت مي تواند با كتاب آشپزي وارد كلاس شود؛ مواد لازم براي تهيه يك غذا را از روي آن بخواند . همچنين همراه داشتن وسايل لازم براي تهيه غذا - يا براي انجام فعاليت كلاسي ( يك ليوان،يك پارچ كه چهار برابر ليوان گنجايش داشته باشد. مقداري آب وشربت غليظ) نيز مي تواند در جلب توجه دانش آموزان به درس موثر باشد.

 مرحله دوم :

در اين مرحله كه مطالعه بعد از انگيزه مي باشد معلم از گروه ها مي خواهد تا به فعاليتي كه انجام مي دهند دقت كنند. ليوان را پر از آب كنيد و آن را درپارچ خالي كنيد. چهار بار اين عمل را انجام دهيد تا دانش آموزان مشاهده كنند كه آب موجود در پارچ چهار برابر آب ليوان است. ليوان را هم پر از آب كنيد .  2قاشق چايخوري شربت غليظ در آب حل كنيد . از دانش آموزان بپرسيد نسبت آب ليوان به شربت چيست؟ سپس 8قاشق چايخوري شربت غليظ در پارچ بريزيد وآن را در آب حل كنيد.از دانش آموزان بپرسيد نسبت آب پارچ به شربت چيست؟ بپرسيدكدام شربت شيرين تر است. شربتي كه در ليوان درست شده يا شربتي كه در پارچ است؟ همه ي گروه ها فعال و به جستجو و مطالعه مشغول هستند. در تمام لحظات گروه يادداشت برداري مي كند.اطلاعات خود را يادداشت مي كند وبا استفاده ازكتاب جدول تناسب زير را تشكيل مي دهند.

5

2

3

4

1

تعداد ليوان آب

........

..........

........

8

2

تعداد قاشق شربت

اجازه دهيد دانش آموزاني كه براي تشخيص شيرين تر بودن شربت مي خواهند شربت را بچشند اين كار را انجام دهند. حتي درحين انجام فعاليت مي توانيد مقدار بيشتري شربت درست كنيد و همراه هم ميل نماييد. گروه ها مي توانند براي آنچه از خانه آورده اند جدول تناسب تشكيل دهند . وموارد خواسته شده را بيابند. در واقع ايجاد و تقويت هماهنگي مغز و دست در حين كسب تجربه از اهداف مهم اين مرحله است. اين مرحله به دانش آموزان در ايجاد يك قالب و چهارچوب فكري براي تشكيل مفاهيم جديد كمك مي كند.

در اين مرحله معلم نقش راهنما دارد.

مرحله سوم:

در اين مرحله معلم بايد رشته ي كار را به دست دانش آموزان بدهد. دانش آموزان براي كار و فعاليت انجام شده توضيح منطقي و مستدل ارائه مي دهند و به توصيف مشاهدات مي پردازند. بحث بين دانش آموزان آغاز مي شود. بچه ها سعي مي كنند از معلم سؤال كنند. ولي معلم پاسخ نمي دهد و مي خواهد بچه ها رابطه بين كسرها را بيابند. وجدول كميت هاي متناسب و كميت هاي غير متناسب را تفكيك كنند.

 مرحله چهارم:

بچه ها خوشحال هستند و چون با انگيزه كار را شروع كرده اند اطلاعات زيادي به دست آورده اند. آنها به كتاب آشپزي، ماشين حساب و ... مراجعه مي كنند. معلم فقط به بچه ها راه جمع آوري اطلاعات را ياد مي دهد و نشان مي دهد كه چگونه مي توانند خودشان مشكلات را حل كنند. در اين مرحله مثال هاي اضافي و موارد بيشتري درباه مفاهيم اصلي درس ارائه مي گردد و از دانش آموزان خواسته مي شود تا از آموخته ها و يادگيري هاي قبلي براي گسترش و بسط و تعميم به ديگر مفاهيم استفاده كنند(مفهوم كميت هاي سرانه در يك جامعه مثل درآمد سرانه و ارتباط آن با تناسب، رابطه ي موقعيت يك عدد در جامعه با ميزان تلاش و تقسيم كردن امكانات ) و به اين ترتيب در اين مرحله معلم خوشحال است كه بچه ها را براي تلاش بيشتر و بررسي دقيق تر هدايت كرده است.

مرحله پنجم:

ارزشيابي مستمر در طول انجام فعاليت و از مرحله اول آغاز شده است. در اين مرحله براي ارزشيابي پاياني معلم مي تواند از يك روش بسيار جالب استفاده كند به اين صورت كه از هر گروه بخواهد گزارش كاملي از طرح وفعاليت انجام داده ارائه كنند. سپس گزارش را دراختيار گروه ديگر يا حتي كلاس ديگر قرار دهد تا بر اساس توصيفي كه درگزارش شده براي آن جدول تناسب تشكيل دهند.يا مقادير خواسته شده را بيابند. سپس به مقايسه بپردازند و با توجه به راهنمايي معلم براي هر مورد نمره منظور نمايند. حتي يك نوع خود ارزيابي مي تواند صورت گيرد و خود گروه بر اساس معيارهاي تعيين شده از سوي معلم تشخيص خواهند داد كه نسبت مواد اوليه تا چه حد كامل بوده است و اين بستگي به انتظار معلم و نوع ارزشيابي دارد.

به طور كلي الگوي 5E در افزايش سواد علمي در رياضي و دروس ديگر كاربرد دارد و بسيار موفق بوده است.

نتيجه گيری

  ساختار گرایی روش تدریسی  به شمار می رودکه قابل کاربرد برای کلیه دانش آموزان می باشد.روشن است که اشخاص به طرق گوناگون می آموزندوساختارگرایی نیازهای دیداری، شنیداری و یدی فراگیران را تأمین می کند.تأکیدبر فراگیر یا دانش آموزمحوری مشخصه ی اصلی این فرآیند به شمارمی رود.این روش فراگیران را تشویق می کند تا اکتشاف کنند، بیاندیشند و مفاهیم را بدون اینکه لازم باشداز حفظ کنند، بفهمند. دراین روش معلم به عنوان تسهیل کننده ی روند آموزش عمل می کند تا اینکه مقابل دانش آموزان بایستد، مطالب درس را بخواند وحقایق را تکرارکند. او سؤالات باز پاسخ مطرح می کند و منتظر می ماند تا فراگیران تجربیات خودرا روکنند. معلم دانش آموزان را راهنمایی می کند ولی جوابی راکه به دنبالش می گردد را هرگزبه زبان نمی آورد. دراین روش به کسانی هم که ازاعتماد به نفس پایینی برخوردارند اجازه اظهار وجود می دهد. مشارکت فعال فراگیران درامرآموزش ویژگی اصلی این روش است. دراین فضا فراگیران تشویق   می شوند تا سؤال کنند و از جریان تدریس لذت ببرند.

  ساختارگرایی چیزی فراتر ازیک روش تدریس است.این روش به دانش آموزان کمک می کند تا مهارتهایی را کسب نمایند، که درزندگی روزمره به کار می آید، درحل مسئله به ایشان یاری می رساند، به همکاری و همیاری دیگران نیازمند است و باعث می شود نقش مهمی درآموزش به عهده گیرند.

  معلم به جای طرح درس باید بر طراحی آموزش تمرکزکند. براین اساس تنهاراه واقعی آموزش ساختن دانش جدید توسط فراگیراست نه خواندن یا دیدن و تمرین کردن و نه شنیدن ازناحیه ی معلم. تشکیل و ساخت دانش نیاز به فعالیت هدف مند و جدی دارد، به عبارت دیگر دانش ساخته می شود، انتقال داده   نمی شود.

 

منابع:

 

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 10:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 20 خرداد1387

پذيرفته شدگان استان خراسان رضوی در کنفرانس آموزش ریاضی

ليست اسامي پذيرفته شدگان استان خراسان رضوی

دردهمین کنفرانس آموزش ریاضی ایران - یزد

تعداد كل : 48 نفر

ضمن تشکر و قدردانی از استقبال کم نظیر همکاران ، اساتید و دانشجویان محترم از دهمین کنفرانس آموزش ریاضی ایران و ارسال مقاله ، کارگاه و نمایشگاه با توجه به محدودیت امکانات و منابع امکان پذیرش کلیه درخواست کنندگان میسر نبود، لذا کمیته علمی با لحاظ ملاک هایی ، تعدادی از عزیزان را در اولویت پذیرش و همچنین تعدادی از مقالات ، کارگاه ها و نمایشگا ها را در اولویت ارائه قرار داد.

لازم به ذکر است افرادی که پذیرش شده اند یا مقاله ، کارگاه و نمایشگاه آن ها در اولویت قرار گرفته است ، باید حداکثر تا تاریخ 5/4/1387 فرم ثبت نام موجود در سایت را تکمیل نمایند.

رديف

نام خانوادگي

نام

كد ملي

جنسيت

استان

1

علی نژاد خباز

طاهره

0931417661

زن

خراسان رضوي

2

طهماسبي

سيد علي اکبر

0931462258

مرد

خراسان رضوي

3

سمیعی درونه

عباس

5729286813

مرد

خراسان رضوي

4

صاحبی

باقر

0939404192

مرد

خراسان رضوي

5

ابراهيمي

نبي اله

0901631175

مرد

خراسان رضوي

6

میرزاخانی

فاطمه

0901141488

زن

خراسان رضوي

7

قبديان

سميه

1060435901

زن

خراسان رضوي

8

عبدالهی

سید حسین

5219544901

مرد

خراسان رضوي

9

طالبي

محمد

1060859767

مرد

خراسان رضوي

10

سلامي کوچه باغ

حسن

0942374258

مرد

خراسان رضوي

11

احمدي بنكدار

بهناز

0732323568

زن

خراسان رضوي

12

حاجي بابا

مريم

0943360943

زن

خراسان رضوي

13

اميرشاهي

حميده

3673524801

زن

خراسان رضوي

14

شادمان زهرودي

حميد رضا

2219528464

مرد

خراسان رضوي

15

احمدی بنکدار

نرگس

0731792688

زن

خراسان رضوي

16

غلامي

حسينعلي

0849333806

مرد

خراسان رضوي

17

رحمانی

مهدی

0943305446

مرد

خراسان رضوي

18

خاموشي

آرزو

0690072996

زن

خراسان رضوي

19

نزهتي

فاطمه

0690176201

زن

خراسان رضوي

20

قبدیان

نفیسه

1062895541

زن

خراسان رضوي

21

کاظمي

فاطمه

5729483163

زن

خراسان رضوي

22

جوانمرد برگرد

محبوبه

6359881251

زن

خراسان رضوي

23

پورعظیما

زهرا

1063944775

زن

خراسان رضوي

24

ترازی

زهره

0919329233

زن

خراسان رضوي

25

اشکار

محمد ناصر

0769647022

مرد

خراسان رضوي

26

جوشن

حسن

1061520188

مرد

خراسان رضوي

27

مرويان صفارزاده

سهيلا

0940747561

زن

خراسان رضوي

28

شورنی

سارا

1062806387

زن

خراسان رضوي

29

اکبريان

مريم

0073817899

زن

خراسان رضوي

30

زرقانی

اعظم

0942052315

زن

خراسان رضوي

31

صابري نوقابي

محمد

0918958423

مرد

خراسان رضوي

32

زحمتكش سنگاي

محمود

0731380371

مرد

خراسان رضوي

33

سجادي

سيد رضا

5629658964

مرد

خراسان رضوي

34

دهقان نيري

مريم

0769459439

زن

خراسان رضوي

35

طهماسبي

سعيد

0902356372

مرد

خراسان رضوي

36

حبیبی راد

آفرین

0937841714

زن

خراسان رضوي

37

جوامع

محمد جواد

0936160888

مرد

خراسان رضوي

38

عدالتیان

امیر مالک

0945785488

مرد

خراسان رضوي

39

غلامپور

محمدحسن

0939349698

مرد

خراسان رضوي

40

امام وردي

بتول

1060698821

زن

خراسان رضوي

41

رحيم فرخاني

فاطمه

0860046788

زن

خراسان رضوي

42

عبدي

سيد نعمت

5229197633

مرد

خراسان رضوي

43

پناهيان فرد

سعيد

0069264538

مرد

خراسان رضوي

44

اميري

محمد

0933746784

مرد

خراسان رضوي

45

خسروجردي

غلامرضا

0790733099

مرد

خراسان رضوي

46

بهرامي زاده

غلامرظا

6449641851

مرد

خراسان رضوي

47

رشيدي

علي

0901127299

مرد

خراسان رضوي

48

ربيعي

محمد

0779452054

مرد

خراسان رضوي

         

جهت اطلاع بیشتر به سایت کنفرانس مراجعه نمایید.

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 9:37 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

پذیرفته شدگان دهمین کنفرانس آموزش ریاضی ایران

نتایج پذیرش و چگونگی ثبت نام پذیرفته شدگان در

دهمین کنفرانس آموزش ریاضی ایران در مورخ 20 خرداد

 از  طریق سایت کنفرانس اعلام خواهد شد    

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 2:35 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

مراحل طرح درس سالانه

مرحله اول:تهیه تقویم طرح

تقویم طرح را می توان برای یک سال تحصیلی یا سه دوره سه ماهه با محاسبه

تعداد هفته ها وروزها وساعت هایی که در طول سال تحصیلی برای تدریس درس

مورد نظر پیش بینی شده است، محاسبه وتنظیم کرد .محاسبه بر اساس تقویم

سالانه انجام می گیرد. مثلا" اگر برای درس ریاضی چهارم ابتدایی هفته ای سه ساعت در سه جلسه منظور شده باشد ،مجموع جلساتدر هر ماه 12 جلسه یا

12ساعت ودر طول سه ماهه ی اول 36 جلسه بدون احتساب تعطیلات رسمی

وایام امتحانات وغیره خواهد بود .اگر تعطیلات رسمی از روی تقویم سالانه استخراج

وایام امتحانات وتعطیلات احتمالی نیزپیش بینی شود واز کل جلسات سه ماهه حذف شود ، زمان تدریس خالص ومفید سه ماه باقی خواهد ماند .

مرحله دوم:   

تقسیم محتوای درس یا هدف های آموزشی بر زمان خالص یا مفید تدریس .

ابتدا بهتر است محتوای درس یاهدف هاوسایر فعالیت هایآمزشی با احتساب فرصت لازم برای تمرین ومروردرس به سه دوره سه ماهه تقسیم شود . بهتر است کل محتوای کتاب یا ماده درسی درطول سال بر اساس دو پنجم ودو پنجم ویک پنجم

در سه ماهه های اول ،دوم وسوم تقسیم شوند . زیرا در سه ماهه ی سوم به علت

تعطیلات نوروزی ،شروع امتحانات و عوامل دیگر عملا" زمانتدریس محدودتر خواهد بود.

سپس محتوای فصل هاومباحث وهدف هاو سایر فعالیت هادرنظر گرفته شده در طول

هر سه ماه به واحد های کوچک تر درسییا محتوای متناسب با تک تک جلسات

آموزشی تقسیم شود .

مرحله سوم :

تعیین هدف ویزه تدریس در هر جلسه. در این قسمت، معلم باید با توجه به مجموعه ی فعالیت های در نظر گرفته شده ومحتوای درس ،هدف ویزه تدریس خود را در هر جلسه مشخص کند.

مرحله چهارم :

تعیین وپیش بینی فعالیت های دیگر آموزشی خارج از کلاس که برای تقویت یادگیری

شاگردان می تواند موثر باشد .

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

روش هاي نوين تدريس

تعريف روش:

 

« روش در مقابل واژه ي لاتيني «متد » به كار مي رود ، وواژه ي متد در فرهنگ فارسي « معين » و فرهنگ انگليسي به فارسي «آريانپور »به :روش ، شيوه ،راه ،طريقه ، طرز ، اسلوب معني شده است . به طور كلي «راه انجام دادن هر كاري » را روش گويند .روش تدريس نيز عبارت از راه منظم ،با قاعده و منطقي براي ارائه درس مي باشد .

 

تقسيم بندي روش تدريس :

 

1 ـ روشهاي تاريخي   2 ـ روشهاي نوين « صفوي ، ص 239، 1370)

 

« اصطلاح تدريس ،اگر چه در متون علوم تربيتي مفهومي آشنا به نظر مي رسد ،اكثر معلمان و مجريان برنامه هاي درسي با معني و ماهيت درست آن آشنايي دارند . برداشتهاي مختلف معلمان از مفهوم تدريس مي تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه ي كار كردن با آنها تأثيرمثبت يا منفي بر جاي گذارد . برداشت چند گانه از مفهوم تدريس مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد ؛از مهمترين آنها ضعف دانش پايه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از ديدگاههاي مختلف تربيتي است. گاهي آشفتگي و اغتشاش در درك مفاهيم تربيتي به حدي است كه بسياري از كارشناسان ، معلمان و دانشجويان اين رشته مفاهيمي چون پرورش ، آموزش ،تدريس و حرفه آموزي را يكي تصور مي كنند وبه جاي هم به كار مي برند . اين مفاهيم اگر چه ممكن است در برخي جهات وجوه مشترك و در هم تنيده داشته باشند ، اصولاً مفاهيم مستقلي هستند و معناي خاص خود را دارند .

پرورش يا تربيت «جرياني است منظم و مستمر كه هدف آن هدايت رشد جسماني ، شناختي ، اخلاقي و اجتماعي يا به طور كلي رشد همه جانبه شخصيت دانش آموزان در جهت كسب و درك معارف بشري و هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعداد آنان است » (سيف ،1379 ، 28 ) . بر اساس چنين تعريفي پرورش يك نظام است ، نظامي كه كاركرد اساسي اش شكوفا كردن استعداد و تربيت شهرونداني است كه هنجارهاي مورد پذيرش جامعه راكسب كنند و متعهد به ارزشهاي آن باشند . حتي بسياري از صاحب نظران تربيتي كاركردي فراتر از كاركرد ذكر شده براي پرورش قائلند و معتقدند كه القاي ارزشها و سنتها و اخلاقيات پذيرفته شده جامعه به افراد يكي از قديمي ترين ديدگاه پرورشي است ، به جاي چنين كاركردي ،نظام تربيتي بايد رشد مهارتهاي شناختي از قبيل تفكر انتقادي ، تحليل ارزشها و مهارتهاي گروهي را در كانون كاركردهاي خود قرار دهد تا زمينه ي مردم سالاري در جامعه فراهم شود . (ميلر ،1983) گروهي ديگر نيز بر اين باورند كه نظام تربيتي بايد عامل تغيير و تحول اجتماعي باشد . (فريره ، 1972 )

تحليل مفاهيم و كاركردهاي ذكر شده نشان مي دهد كه به هيچ وجه نمي توان مفهوم «پرورش » را با مفاهيمي چون آموزش ،تدريس و يا حرفه آموزي يكي دانست .پرورش مفومي كلي است كه مي تواند ساير مفاهيم را در درون خود جاي دهد .

مفهوم آموزش برخلاف پرورش يك نظام نيست ، بلكه آموزش فعاليتي است هدفدار واز پيش طراحي شده ،كه هدفش فراهم كردن فرصتها و موقعيت هايي است امر يادگيري را در درون يك نظام پرورشي تسهيل كند و سرعت بخشد .بنابراين آموزش وسيله اي است براي پرورش ، نه خود پرورش .آموزش يك فعاليت مشخص و دقيق طراحي شده است ؛پس هدفهاي آن دقيق تر و مشخصتر و زودرستر از هدفهاي پرورشي است .آموزش ممكن است با حضور معلم ويا بدون حضور معلم از طريق فيلم ،راديو ،تلويزيون و ساير رسانه ها صورت گيرد .

مفهوم تدريس به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه با حضور معلم در كلاس درس اتفاق مي افتد اطلاق مي شود . تدريس بخشي از آموزش است و همچون آموزش يك سلسله فعاليت هاي منظم ، هدفدار واز پيش تعيين شده را در بر مي گيرد و هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري از سوي معلم است . به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه به وسيله ي رسانه ها و بدون حضور و تعامل معلم با دانش آموزان صورت مي گيرد به هيچ وجه تدريس گفته نمي شود. بنابر اين آموزش معنايي عامتر از تدريس دارد . به عبارت ديگر مي توان گفت هر تدريسي آموزش است ،ولي هر آموزشي ممكن است تدريس نباشد . چهار ويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از :

 

الف ) وجود تعامل بين معلم و دانش آموزان

 

ب) فعاليت بر اساس اهداف معين واز پيش تعيين شده

 

ج ) طراحي منظم با توجه به موقعيت و امكانات

 

د) ايجاد فرصت و تسهيل يادگيري . » ( شعباني ،ص 9 ، 1382)

 

تعريف تدريس :

« تدريس عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد ، بر اساس طراحي منظم و هدفدار معلم ،براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد . تدريس مفاهيم مختلف مانند نگرشها ، گرايشها ،باورها ، عادتها و شيوه هاي رفتار وبه طور كلي انواع تغييراتي راكه مي خواهيم در شاگردان ايجاد كنيم، دربر مي گيرد .» (ميرزا محمدي ،ص 17 ، 1383)

 

  روش هاي نوين تدريس

 

روش كنفـــــرانس ( گــــرد هم آيي )

 

«اين روش با روش سخنراني تفاوت دارد زيرا در روش سخنراني، معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است. در حاليكه در اين روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع آوري و ارائه مي گردد. اين روش مي تواند مشخص كند كه دانش آموزان تا چه اندازه مي دانند. اين روش يك موقعيت فعال براي يادگيري به وجود مي آورد. نقش معلم در كنفرانس صرفاً هدايت و اداره كردن جلسه و جلوگيري از مباحثاتي است كه منجر به انحراف از موضوع كنفرانس و روال منطقي آن شود. اين روش براي كليه دروس وسنين مختلف كاربرددارد.

 

روش شاگــــرد ـ استــــادي

 

قدمت اين روش به زماني كه انسان مسئوليت آ موزش دهي انسانهاي ديگر را چه از طريق غيررسمي و چه از طريق رسمي به عهده گرفت ،مي رسد .و قدمت آن به صدر اسلام برمي گردد مسجد نخستين موسسه اي بود كه چنين سيستمي را براي تعليم و تربيت مسلمانها به كار برده است. از روشهاي تعليمي كه در روش شاگرد ـ استادي حائز اهميت است , روش حلقه يا مجلس است, كه پيامبر عظيم الشان اسلام از اين روش به مردم آن زمان آموزش مي داد. همه افراد در كودكي دوست دارند نقشي غير از نقش واقعي خود بازي كنند , روش شاگرد ـ استادي به اين نقش خيالي, جامه عمل مي پوشاند. در اين روش به دانش آموزان اجازه داده مي شود كه نقش معلم را ايفا كنند. هدف اساسي اين روش آن است كه شاگرد , معلم گردد و از اين طريق تجارب تازه و ارزشمندي به دست آورد .در اين روش ,در صورت فقدان معلمان متخصص, تعداد زيادي از دانش آموزان مهارت خاص را آموخته اند و مي توان از آنها استفاده كرد.

 

روش چند حســـي ( مختلط )

 

استفاده از اين روش مستلزم به كار گرفتن همه حواس است و جريان يادگيري از طريق تمام حواس صورت مي گيرد . از طريق كار بست اين روش مي توان , مطالب و مهارتها را درك كرد , ارتباط موثرتري برقرار كرد , مهارتها و مطالب را از يك موقعيت به موقعيت ديگر تعميم داد. در يادگيري روش چند حسي به طور كلي از همه حواس استفاده مي شود, به بيان ديگر ,يادگيري بصري كه 75 % از مجموع ياد گيري ما از طريق ديدن است , يادگيري سمعي كه 13 % از مجموع يادگيري ما از طريق شنيدن است , لمس كردن , كه 6% از مجموع يادگيري ما از طريق لمس كردن است , چشيدن كه 3% از مجموع يادگيري ما از طريق چشيدن است و بوييدن كه 3% از مجموع يادگيري از طريق بوييدن است. 

 

روش حل مسئلــــه

 

اين روش يكي از روشهاي فعال تدريس است. اگر نظام  آموزشي بخواهد توانايي حل مسئله را به دانش آموزان ياددهد, (البته مسئله به معني مشكل و معضل نيست, به بيان ديگر مسئله موضوعي نيست كه براي ما مشكل ايجاد كند, بلكه رسيدن به هدف در هر اقدامي, به نوعي حل مسئله است, (خورشيدي , غندالي , موفق, 1378) در اين روش آموزش در بستر پژوهش انجام مي شود و منجر به يادگيري اصيل و عميق و پايدار در دانش آموزان مي شود. در اين روش ابتدا معلم بايد مسئله را مشخص, سپس به جمع آوري اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود, و بعد از جمع آوري اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوري شده دانش آموزان فرضيه سازي و در نهايت فرضيه ها را ازمون و نتيجه گيري شود. اگر روش حل مسئله درست انجام شود مي تواند منجر به بارش يا طوفان فكري گردد. يعني اگر معلم روش تدريس حل مسئله را به درستي انجام دهد, دانش آموزان مي كوشند تا براي حل مسئله با استفاده از تمام افكار و انديشه هايي كه دارند, در كلاس راه حلي بيابندو آن را ارائه دهند. به بيان ديگر اگر معلم در روش تدريس حل مسئله به درستي عمل كند, منجر به روش تدريس بارش مغزي نيز مي شود. به طور كلي اگر نظام آموزش و پروش بخواهد در جهت تقويت زمينه هاي بالقوه خلاقيت نقش مهمي ايفا كند همانا بست روشهاي تدريس حل مسئله و بارش فكري در كلاس درس توسط معلمان است.

 

روش پـــــروژه اي

روش تدريس پروژه اي به دانش آموزان امكان مي دهد تا قدرت مديريت, برنامه ريزي و خود كنترلي را در خودشان ارتقاء بخشند. در اين روش دانش آموزان مي توانند با توجه به علاقه ي خود موضوعي انتخاب و به طور فعالانه در به نتيجه رساندن آن موضوع شركت نمايند. براين اساس در اين روش دانش آموزان ياد مي گيرند كه چگونه به طور منظم و مرحله اي كاري را درس انجام دهند و اين روش باعث تقويت اعتماد به نفس در دانش آموزان مي شود زيرا بين آنها و معلم رابطه صحيح آموزشي بر قرار است و در نهايت اين روش باعث تقويت همكاري, احساس مسئوليت, انضباط كاري صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقايد ديگران و مهارتهاي اساسي پژوهش در دانش آموزان مي شود.

 

 شيــــــوه سخنــــــراني 

 

معلم به طور شفاهي اطلاعات و مفاهيم را , در عرض مدتي كه ممكن است از چند دقيقه تا يك ساعت يا بيشتر طول بكشد, در كلاس ارائه مي دهد. در سخنراني مي توان معلم را با عنوان پيام دهنده و دانش آموز را به عنوان پيام گيرنده تصور كرد. از اين نظر سخنراني شيوه اي است يك سويه, براي انتقال اطلاعات, كه معمولاً فراگير در آن نقش غير فعالي دارد. محتواي سخنراني را معلم قبل از ورود به كلاس تعيين مي كند.

 

 شيوه بازگويـــي

 

بازگويي شيوه اي است كه معلم بكار مي برد تا فرگير را در بياد سپردن اشعار, قواعد, فرمولها, تعاريف و اصطلاحات تشويق كند. در بازگويي معمولاً معلم از دانش آموز انتظار دارد كه موضوع بياد سپرد را كلمه به كلمه بيان كند. شيوه بازگويي مطالب, با آنكه اغلب در كلاسها مورد استفاده قرار مي گيرد, ولي متاسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق يادگيري نمي كند. كاربرد اين شيوه تنها نشان مي دهد كه دانش آموز مطالب مورد نظر را بياد سپرده است. گاهي هدف معلم اساساً اين است كه دانش آموز موضوعي را بخاطر بسپارد تا براي درك مفهوم خاصي از آن را بكار برد, در اين روش صورت بكار گرفتن اين شيوه ممكن است مفيد باشد.

 

 

شيـــــوه پــــرسش و پاســـــخ

 

شيوه پرسش و پاسخ شيوه اي است كه معلم به وسيله آن فراگير را به تفكر در باره مفهومي جديد يا بيان مطالبي فرا گرفته شده نشويق مي كند. معلم, وقتي كه مي خواهد مفهوم دقيقي را در كلاس مطرح نمايد يا توجه فراگيران را به موضوعي جلب كند شيوه پرسش و پاسخ را به كار مي برد و نيز بدين وسيله فراگير را تشويق مي كند تا اطلاع خود را درباره موضوعي بيان كند ممكن است براي مرور كردن مطالبي كه قبلاً تدريس شده اند مفيد باشد, يا وسيله خوبي براي ارزشيابي ميزان درك فراگير از مفهوم مورد نظر باشد.

 

 شيوه تمــــريني

 

معلم معمولاً بوسيله تمرين, فراگير را به تكرار مطلب يا كاربرد آن تشويق مي كند تا فراگير در موضوع مورد نظر تبحر لازم را كسب كند. مثلاً معلم انگليسي از فراگير مي خواهد كه با تكرار شفاهي اصطلاحات, تلفظ صحيح آنها را فراگيرد, يا بعد از يافتن طرز ساختن جملات شرطي, پنج جمله شرطي بسازد. ممكن است معلم رياضي , پس از درس دادن مفهوم مشتق و طرز مشتق گيري از توابع, از دانش آموزان بخواهد كه ده مسئله در رابطه با اين موضوع حل كنند. در تمام موارد بالا معلم, با استفاده از شيوه تمريني, دانش آموزان را به تكرار يا كاربرد مفاهيم مورد نظر تشويق مي كند.

 

 شيـــــوه بحثــــي

 

در شيوه بحثي, دانش آموزان فعالانه در يادگيري شركت مي كنند و مفهوم مورد نظر را از يكديگر مي آموزند. در اين شيوه معلم را مي توان به عنوان محرك, شروع كننده بحث و راهنما تصور كرد. معلم طوري سوال يا مسئله را مطرح مي كند كه دانش آموزان را به پاسخگويي يا حل مسئله تشويق كند. اين شيوه در دو مورد زير, كاربرد خاصي دارد:

۱- موقعي كه معلم مي خواهد مفهوم جديدي را به فراگيران بياموزد ( مانند موقعيت بالا )و انتظار دارد كه همه آنها مفهوم را به شكلي واحد در يابند در اين صورت معلم سعي مي كند كه بحث را به جهتي بكشاند كه شكل صحيح مفهوم از آن نتيجه گيري شود.

۲- هدف معلم اين است كه ذهن دانش آموز را به تكاپو وجستجو وادارد. در اين صورت معلم مسئله اي را عنوان مي كند كه تا دانش آموزان راه حل آن را پيشنهاد كنند. در اين موقعيت معلم سعي مي كند كه موضوع بحث را به دلخواه خود كنترل نكند, تا راه حلي را كه خود در نظر دارد به كلاس تحميل نكرده باشد.

 

 شيــــوه نمايشــــي

 

در اين شيوه معلم معمولاً, براي فهماندن مطلبي خاص به فرا گيران, از وسايل و اشياء گوناگون استفاده مي كند. در صورتي كه معلم نتواند براي فهماندن مطلب درسي آزمايش انجام دهد, شيوه نمايشي مي تواند شيوه خوبي براي روشن تر كردن مفهوم براي فراگيران باشد.

 

 شيــــوه آزمايشـــي ( روش اجرا كردن يا يادگيري بوسيله عمل )

 

آزمايش فعاليتي است كه در جريان آن فراگيران با به كار بردن وسايل و مواد بخصوصي در باره مفهومي خاص عملاً تجربه كسب مي كنند. آزمايش معمولاً در آزمايشگاه انجام ميگيرد, اما نداشتن آزمايشگاه مجهز يا وسايل مناسب در مدرسه نبايد دليلي براي انجام ندادن آزمايش در كلاس وسايل بسيار ساده اي لازم است كه معلم و حتي دانش آموز مي تواند به آساني آنها را تهيه كند. آزمايش, گاهي به منظور آشنا كردن دانش آموزان با جنبه هاي عملي يك مفهوم, مورد استفاده قرار مي گيرد. براي اينكار معلم دستور عمل انجام آزمايش را در اختيار فراگيران مي گذارد و انتظار دارد كه دانش آموزان با استفاده از دستور كار سرانجام به نتيجه يكساني برسند. در موارد ديگر آزمايش به منظور فراهم آوردن محيطي مناسب براي حل مسئله تلقي مي شود. در اينصورت معلم جهت كلي فعاليت را مشخص مي كند و فراگيران را بر آن مي دارد تا در اجراي آزمايش به طور مستقل تصميم گيري و نتيجه گيري كنند. آزمايش براي تدريس مفاهيم علوم تجربي به ويژه فيزيك, بسيار لازم است و بدون آن دانش آموز نمي تواند مفاهيم مورد نظر را به درستي فراگيرد.

 

 شيــــوه گـــــردش علمـــــي

 

گردش علمي به دانش آموزان امكان مي دهد كه از طريق مشاهده طبيعت, وقايع, فعاليت ها, اشياء و مردم تجزيه علمي بدست آورد. در گردش علمي دانش آموزان با مشاهده واقعيتها مي توانند مفاهيمي را كه در در كلاس مورد بحث قرار مي گيرد, بهتر در ذهن خود بپرورانند و معلم مي تواند با استفاده از اين شيوه كنجكاوي فراگيران را درباره موضوعي خاص بر انگيزد. در بعضي موارد, مي توان از گردش علمي براي جمع آوري اطلاعات لازم براي انجام گرفتن آزمايش, يا يك پروژه, بهره گرفت. مثلاً اگر هدف درس( شناختن كانيهاي داراي ارزش اقتصادي ) باشد مي توان دانش آموزان را به چند معدن برد تا كانيهاي مختلف را جمع آوري كنند و آنها را در كلاس, بعد از آزمايشهاي لازم, بشناسند.

 

 استفاده از منابـــــع ديداري و شنيــــداري

 

استفاده از منابع ديداري و شنيداري در تدريس را در حقيقت نمي توان شيوه مستقل و مجزا دانست. معلم در هر گونه تدريسي ميث تواند از وسايل ديداري و شنيداري كمك بگيرد. گاهي مي توان در تدريس از وسايلي نظير راديو , تلويزيون و ضبط و پخش صوت, نمودار و نقشه استفاده كرد. مثلاً معلم در هنگام سخنراني ممكن است از عكس استفاده كند, يا براي نمايش دادن يك رابطه علمي از نمودار كمك بگيرد. در مواردي كه معلم مي خواهد يك موضوع اجتماعي را تدريس كند, ممكن است بحث راديويي مناسبي را كه روي نوار ضبط شده است براي فراگيران پخش كند.به طوركلي كاربرد صحيح منابع ديداري و شنيداري براي بر انگيختن كنجكاوي دانش آموزان و تشويق آنها به فراگيران بسيار موثر است.

 

 الگــــوي كاوشگــــري به شيوه حقـــــوقي

 

اين الگو براي كمك به دانش آموزان در بررسي مسايل اجتماعي از قبل عدالت , برابري, فقر, قدرت, تقويت رشد عمومي و اجتماعي آنها براي توجيه و حل اينگونه مسايل به شيوه مذاكره است. در اين الگو معلم آغازگر, كنترل كننده جو براي ايجاد يك فضاي مثبت كاري و  عقلي, باز و پويا است و به فراگيران تفهيم مي كند كه يكديگر را مستقيم ارزيابي ننمايند, و به عقايد و نظرات همديگر احترام بگذارند. اين الگو بيشتر براي دوره هاي دبيرستان و دانشگاه كاربرد دارد و در نهايت باعث تقويت روحيه همدلي, قضاوت منطقي در خصوص مسائل اجتماعي تحليل مناسب مسائل روز و تقويت كار دسته جمعي در دانش آموزان مي شود. مثال: فرض كنيد بعضي از دانش آموزان با سهميه اي شدن كنكور سراسري مخالف هستند , معلم از طريق شركت سهامي فكر با دانش آموزان به بررسي اين مهم مي پردازد و در نهايت به كمك خود دانش آموزان آنها را قانع مي نمايد.

 

الگــــوي آمــــوختن كنتـــــرل خود

 

هدف اين الگو ايجاد تغيير رفتار مناسب در دانش آموزان است. مثال: دانش آموزي كه در امتحان دچار اضطراب مي شود يا از درس رياضي مي ترسد, به او مي آموزد كه چگونه رفتار خود را تغيير داده و موجب كاهش اين اضطراب و ترس در خود شود. در اين الگو معلم حامي دانش آموزان است و يك فضاي مثبت ايجاد مي كند تا آنها به اصلاح رفتار خود بپردازند. اين الگو در سنين مختلف و همه دوره هاي تحصيلي كاربرد دارد, و در نهايت دانش آموزان را قادر به توصيف, توضيح, پيش بيني, كنترل و تغيير رفتار خود مي نمايد. بطور كلي معلم از طريق اين الگو مي تواند تغييرات مطلوب را در رفتار دانش آموزان ايجاد نمايد.

 

الگــــــــوي ايفاي نقش

 

هدف اين الگو ,رشد همدلي با ديگران و بررسي مسايل وواقعيت ها و ارزشهاي اجتماعي در عمل است. اين الگو مي تواند باب افتتاح گفتگو در باره ي ارزشها و چگونگي اثر آنها در زندگي روزانه باشد . در اين الگو معلم مسئول شروع و هدايت دانش آموزان است. به نحوي كه آنها را قادر به تحليل رفتار, ارزشهاي فردي, همدلي, حل مسائل ميان فردي ,نقش ارزشها در مسائل اجتماعي و آسودگي در ابراز عقايد نمايد. اين الگو در همه برنامه هاي آموزشي و پرورشي و سنين مختلف كار برد دارد. بطور كلي اين الگو باعث افزايش فهم دانش آموزان در بهبود و گسترش ارزشهاي اجتماعي مي شود. براي مثال: معلم مي تواند از طريق اين الگو مسائل خوب و بد اجتماعي و يا رفتارهاي خوب و بد را توسط دانش آموزان به نمايش بگذارد و سپس در مورد آن به كمك فراگيران به بحث و ارزشيابي بپردازد. بدين ترتيب معلم از طريق عمل ( نمايش ) به بررسي مسائل اجتماعي, رفتاري و ارزشيابي آن توسط دانش آموزان مي پردازد.

 

 روش كارگاهـــــــي

 

روش تدريس كارگاهــــي يكي از روشهاي موثر ياددهي و يادگيري است كه در بيشتر موارد با روش سخنراني,سمينار, كنفرانس و سمپوزيوم يكسان بكار برده مي شود. براي درك بهتر روش كارگاهي ابتدا به مفاهيم ذكر شده مي پردازيم و سپس روش كارگاهي را شرح مي دهيم.

 

 روش سخنــــراني

 

قبلاً تشريح شده و در اينجا از شرح آن خودداري مي نماييم.

 

سمينـــــار

 

عده اي صاحب نظر هستند, كه دور هم جمع شده و تبادل نظر مي كنند. (البته تعداد افراددر سمينار محدود باشد, حداكثر 100نفر كه به گروههاي كوچك 10الي 15نفري تقسيم مي شود و تبادل نظر مي كنند و در نهايت كل گروهها به تبادل نظر مي پردازند )

 

 كنفــــــــرانس

 

محققي به نظريه اي رسيده است, آن را براي ديگران مطرح مي كند.

 

 سمپـــــــوزيــــــوم

 

مانند سمينار است و تنها تفاوت آن با سمينار در اين است كه افرادي كه در سمپوزيوم شركت مي كنند تخصصي تر سطح آگاهي آنها از ديگران برتر است ( در سطح بالاتري از سمينار قرار دارد.)

 

روش تدريس كارگاهـــــي

 

 مــــــــرحله ارایه درس کــــــوتاه

اين مرحله مباني نظري مورد بحث توسط مدرس كارگاه تبيين و تحليل مي شود.

 

مــــرحله فعاليت و كار

دانش آموزان, دانشجويان و يا كارورزان و مربيان شركت كننده در كارگاه به گروههاي كوچك 2 الي 3 نفره يا انفرادي تقسيم و بر روی موضوعات تعیین شده فعالیت می نمایند.

 

 مـــرحله مشاركت

در اين مرحله مجدداً  دانش آموزان شركت كننده در كارگاه كه به گروههاي 2 الي 3 نفره يا انفرادي تقسيم شده بودند, دور هم جمع مي شوند, كه به بحث و بررسي جمع بندي موضوعات تعيين شده مي پردازد. ( حداكثر زمان اين مرحله از كل زمان كارگاه است). بديهي است كه در اجراي كلاس كارگاه آموزش بايد از روش مهارت آموزي (ابتدا و انتهاي فعاليت كاملاً مشخص شده است) سود جست. كاربست روش تدريس كارگاهي مي تواند نتايج آموزش را تضمين كند. البته با رعايت نكات زير:

 

 

مرحله درسي كوتاه و فشرده:

 

۱) معلم ابتدا اهداف و انتظاراتي كه از كارورزان و دانش آموزان دارد, دقيقاً بيان و تحليل مي نمايد و از طريق آزمون تشخيصي, رفتار ورودي آنها را مي سنجد.

 

۲) معلم مباني نظري هر محور كلي را در سالن عمومي تبيين و تحليل نموده و به رفع اشكالات كارورزان يا دانش آموزان در ابعاد نظري مي پردازد . البته بهتر است قبل از تشكيل كارگاه مباني نظري را ( به منظور تسلط دانش آموزان ) براي آنها ارسال كند.

 

۳)  سپس معلم ( مدرس) دانش آموزان را به گروههاي كوچك كاري تقسيم نموده و يك نفر به عنوان مسئول و گزارشگر و يك نفر به عنوان منشي انتخاب كه جلسات كارگاهي را اداره و نكات كليدي را يادداشت نمايند.

 

۴) زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است.

 

  مرحله فعاليت گروهي و انجام وظايف انفرادي:

 

۱) در اين مرحله كار مسئول گروه كاري , همانا استخراج مفاهيم كليدي بر اساس مباحثات همه كارورزان است, سپس منشي گروه كاري كليه نكات كليدي را (كه در مورد توافق اكثريت گروه است) نوشته و طبقه بندي مي نمايد. شايسته است كه منشي جلسه كليه نكات مطروحه را بر روي تابلو نوشته تا كليه دانش آموزان آنها را مشاهده و سرانجام پس از نهايي شدن روي كاغذ منعكس نمايد.

 

۲) زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل  كل زمان كارگاه آموزشي است.

 

۳) محل تشكيل گروههاي كاري بايد جدا از يكديگر باشد.

 

 مرحله مشاركت و جمع بندي:

 

1) كليه دانش آموزان در سالن عمومي جمع شده و سپس مسئولين گروههاي كاري به ترتيب گزارشي از نتايج مباحثات بر روي موضوعات مطروحه را ارائه و سپس نكات كليدي مشخص و توصيه هاي كاربردي به عمل مي آورند.

 

2) زمان بهينه براي اين مرحله همان حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است. در پايان يعني مرحله ارزشيابي و بازخورد كارگاه, مدرس به اجراي آزمون پس خروجي پرداخته و آن را با آزمون پيش ورودي مقايسه مي نمايد و نگرش دانش آموزان را نسبت به كارگاه ( البته بدون ذكر نام ) دريافت مي كند. 

 

الگـــــوي دريافت مفهـــــوم

 

اين الگو براي ياد دادن نحوه طبقه بندي كردن, نحوه فكر كردن و چگونگي دريافت مفهوم به دانش آموزان اهميت دارد. در اين الگو معلم به عنوان حامي و هدايت گر فرضيه هاي دانش آموزان است به نحوي كه از قبل مفاهيم را انتخاب و در نمونه هاي مثبت و منفي سازمان مي دهد و فراگيران را جهت نيل به اين مفهوم هدايت مي كند. اين الگو دانش آموزان قادر به مفهوم سازي پيشرفته, مفاهيم خاص, استدلال استقرايي, تسلط و آگاهي به چشم اندازها, دورنماها, تحمل ابهام و حساسيت به استدلال منطقي در ارتباطات مي نمايد. مراحل الگوي تدريس دريافت مفهوم به شرح زير است:

 

·     عـــرضه مطالب و شناسايي مفهــــوم

 

·     آزمـــون دستيابــي به مفهـــــوم

 

·     تحليل راهبــردهاي تفكــر

 

الگــــوي تفكـــــر استقرايــــي

 

اين الگو باعث بهبود ظرفيت تفكر, گردآوري, سازماندهي و كنترل اطلاعات و نام گذاري مفاهيم ميشود. به بيان ديگر اين الگو بتعث گرآوري اطلاعات سازماندهي و كنترل مطالب ميشود. در اين الگو معلم آغازگر فعاليت است, زيرا فعاليتها از قبل به وسيله معلم تعيين مي شوند, اما جو همكاري و دوستانه بين معلم و شاگردان وجود دارد. تماس يكايك دانش آموزان براي دسترسي به اطلاعات فراهم نمايد. اين الگو منجر به افزايش آگاهي فردي و رشد خود كنترلي دانش آموزان مي گردد و در همه سطوح تحصيلي كاربرد دارد. مــــراحل تدريس الگوي تفكر استقرايــــي عبارتند از:

 

·    تكوين مفهـــوم

 

·    تفسيــــر مطالــــب

 

·    كاربــــرد اصــــول يا عقايد

 

الگـــوي آمــــوزش كاوشگــــري

 

اين الگو باعث تقويت استدلال فراگيران, شناخت مفاهيم, فرضيه ها و آزمون آنها در دانش آموزان مي شود. در اين الگو جو همكاري بين معلم و شاگردان وجود دارد, ولي سيستم اجتماعي بيشتر توسط معلم به ترقيب فراگيران جهت آغاز كاوشگري مي پردازد و شيوه ها ي كاوشگري را به آنها ياد مي دهد, اين الگو منجر به يادگيري و تقويت مهارتهاي جريان علمي, كاوشگري خلاق, تقويت روح خلاقيت, استقلال در ياد گيري, تحمل ابهام و موقتي بودن  دانش در دانش آموزان مي شود.

 

 مـــراحل تدريس الگــو عبارت است از :

 

·         مواجه نمودن فرگيران با مسئله

 

·         گردآوري داده ها در خصوص مسئله و اثبات آن

 

·         طبقــــه بندي داده ها (اطلاعـــات)

 

·         تجـــــزيه و تحليـــل داده ها

 

·         تحليل جـريان كاوش

 

الگـــوي پيش سازمـــان دهنـــده

 

اين الگو باعث يادگيري با معنا در دانش آموزان مي شود و در آن معلم, ساخت ذهني را در دست دارد و همواره مطالب قبلي تميز دهنده را در دست دارد و همواره مطالب يادگيري را به سازمان دهندگان ارتباط مي دهد و به شاگردان كمك مي كند تا مطالب جديد را از مطالب قبلي تميز دهند اين الگو منجر به تقويت مفاهيم, درون سازي معني دار اطلاعات و افكار, عادت به تفكر منظم و منطقي و تقويت روحيه كاوشگري در دانش آموزان مي شود, و براي كليه سطوح تحصيلي مناسب است. مـــراحل پيش سازمان دهنده:

 

۱- از طريق روشن كردن منظور درس به وسيله مثال و تكرار.

 

۲- ارائه مطالب , يا وظيفه مورد نظر براي دانش آموزان با يك نظم منطقي.

 

۳- تحكيم سازمان شناخت از طريق يادگيري فعال و توافق مجدد و يك نظم منطقي.

 

۴- تحكيم سازمان شناخت از طريق يادگيري فعال و توافق مجدد و يكپارچه.

 

 الگوي يادسپاري

 

اين الگو باعث تاكيد بر پردازش اطلاعات, افزايش يادسپاري و دروني كردن اطلاعات در دانش آموزان مي شود. معلم و شاگردان بصورت يك گروه براي دادن مطالب جديدجهت يادسپاري تلاش مي كنند.اين الگو نياز به عكس, وسايل مجسم , فيلم و ساير مطالب ديداري و شنيداري دارد. معلم شاگردان را در تعيين موضوعها, جهتها و تصويرهاي كليدي ياري مي كند.اين الگو دانش آموزان را در تسلط بر حقايق و افكار سيستمي براي يادسپاري تقويت قدرت ذهني و افزايش يادسپاري كمك و در تمام مراحل و سنين كاربرد دارد. مراحل تدريس اين الگو عبارت است از:

 

۱- توجه به مطالبي كه بايد يادسپاري شوند. از طريق خط كشيدن زير آنها و ...

 

۲- ايجاد ارتباط از طريق فنون كلمه كليدي و كلمه جايگــــزين

 

۳- بسط تصاويــــــر

 

۴- تمــــرين و ياد آوري به منظور آموخته شدن كامل

 

الگوي رشد عقلي

 

اين الگو باعث سازگاري و متناسب نمودن آموزش با مراحل رشد فراگيران ميشود. در اين الگو كاوشگري در جوي اجتماعي و عقلي آزاد همراه است. معلم بايد جو تسهيل كننده اي ايجاد تا شاگرد احساس خود را آزادانه بيان كند. اين الگو منجر به تقويت جنبه هاي انتخابي رشد شناختي و جنبه هاي عاطفي و اجتماعي در دانش آموزان مي شود.مـراحل تدريس الگو عبارتند از:

 

۱- به وجود آوردن موقعيتي كه مطابق رشد دانش آموز باشد.

 

۲- كاوشگري از طريق دريافت پاسخهاي دانش آموزان.

 

۳- انتقال از طريق بررسي استدلال دانش آموزان.

 

الگوي كاوشگري علمي

 

اين الگو باعث آموزش علمي به سبكهاي مشخص و آموزش مفاهيم بنيادي در دانش آموزان مي گردد . رسالت معلم در اين الگو پرورش كاوشگري , ايجاد جوي توام با همكاري و داشتن انعطاف است. اين الگو منجر به دانش علمي تعهد به كاوشگري علمي, ژرف انديشي و روح مهارت همكاري در دانش آموزان مي شود.  مـراحل اين الگو عبارتند از:

 

۱- فراهم آوردن زمينه جسنجو براي دانش آموزان .

 

۲- تعيين مسئله از سوي دانش آموزان .

 

۳- مشخص كردن مسئله در هر جستجو توسط دانش آموزان .

 

۴- دانش آموزان حدس در خصوص راههاي توضيح مشكل مي پردازند.

 

الـگــــوي تدريس غيـــــر مستقيم

 

اين الگو باعث مشاركت فراگيران در يادگيري شده و به آنها ياد مي دهد كه چگونه خود را به فراگيري مطالب پرداخته و مسائل را حل نمايند. معلم نقش هادي, راهنما و تسهيل كننده را دارد و دانش آموز آغاز كننده به نحوي كه معلم به دانش آموزان كمك مي كند تا مسائل را تعريف و براي حل موفقيت آميز آنها اقدام نمايند. همچنين معلم بايستي مكاني آرام توام با جو مثبت و اطلاعات مورد نياز براي دانش آموزان فراهم نمايد. اين الگو دانش آموزان را قادر به افزايش آگاهي فردي, رشد خود, هدفهاي اجتماعي و تحصيلي متنوع مي نمايد. مراحل تدريس اين الگو عبارتند از:

 

۱- تعريف موقعيت توسط فراگير به نحوي كه معلم ابراز احساسات  را ترغيب مي كند.

 

۲- كشف مشكل بوسيله دانش آموزان .

 

۳- رشد بينش توسط بحث دانش آموزان در باره مسئله و حمايت معلم از آنها.

 

۴- برنامه ريزي و تصميم گيري توسط دانش آموزان .

 

۵- يكپارچگي از طريق توسعه بينش دانش آموزان در خصوص مسئله و حمايت معلم از آنها.

 

الگـــوي بدايع پــــردازي ( افـــزايش تفكــــر خلاق )

 

هدف اين الگو افزايش تفكر خلاق و مشكل گشايي در مواقع خاص, بر هم زدن سنتهاي متداول و گسترش افقهاي فردي و اجتماعي در دانش آموزان است. معلم سوالاتي از دانش آموزان مي نمايد, ولي پاسخ دانش آموزان كاملاً باز است و معلم بايستي كمك كند تا شاگردان تفكر خود را بسط دهند اين الگو باعث رشد خلاقيت و نوع آوري, همبستگي گروه و بر هم زدن سنتها در نزد انظار مي شود.

 

مراحل تدريس الگو عبارتنداز:

 

۱- توصيف وضعيت جديد به كمك معلم

 

۲- قياس مستقيم به نحوي كه معلم قياس مستقيم ( مقايسه ساده از دو موجود يا دو مفهوم) را پيشنهاد و از شاگردان مي خواهد آنها را توصيف كنند.

 

۳- قياس شخصي به نحويكه معلم شاگردان را به قياس مستقيم ( شدن) ترغيب ميكند.

 

۴- مقايسه قياسهـــا از طــــــريق شاگردان

 

۵- تــوضيح تفاوتها به كمك شاگــردان

 

۶- اكتشاف به كمك شاگــردان

 

۷- قياس زايي، شاگردان مجدد به بيان شباهتها و تفاوتهاي قياس مي پردازند.

 

الگــــوي آگاهي يابي

 

اهداف اين الگو كمك به دانش آموزان براي توسعه آگاهي از توانايي هاي خويشتن در تفكر و احساسات گروهي, مناسب انساني و ايجاد تصور ذهني از خود است. معلم بايد در اين الگو انعطاف پذير باشد. اين الگو منجر به افزايش آگاهي، خود يك پارچگي روابط ميان فردي مي شود. مــــراحل اين الگو عبارتند از :

 

۱- مشخص كردن تكليف براي شاگردان از طريق ايجاد محيط امن براي آنها

 

۲- بحث و تحليل در خصوص گام اول 

 

الگـــــوي ديــــدار در كــــلاس درس

 

اين الگو براي كمك به فراگيران در پذيرش مسئوليت رفتار و شرايط اجتماعي است معلم بايستي داراي شخصيتي صميمي و ماهر در فنون بحث ميان فردي باشد و بيشتر اقدامات كنترل, ولي با دانش آموزان  سهيم است. اين الگو باعث استقلال و خود محبت دهي و آزاد انديشي مي شود. مــــراحل الگو عبارتند از:

 

۱- استقرار فضايي از پذيرش مشاركت ( تشويق دانش آموزان براي مشاركت و سخن گفتن)

 

۲- طرح مسئله براي بحث بوسيله دانش آموزان يا معلم و بررسي پيامدهاي آن

 

۳- بررسي قضاوت ارزشي توسط فراگيران در خصوص مسئله

 

۴- تعيين اقدام ديگر جايگزين از طريق توافق دانش آموزان كه كدام مسئله را پيگيري نمايند.

 

۵- التزام علمي دانش آموزان در برابر جمع

 

۶- پيگيري رفتاري از طريق سنجش رفتارهاي جديد ايجاد شده در دانش آموزان  .

 

الگــــوي پــــژوهش گـــروهي ( تفحص گــــروهي )

 

اين الگو براي كمك به دانش آموزان در تقويت مردم سالاري, تشريك مساعي و آموزش آنها از طريق همكاري كاوشگرانه در فهم و مسائل اجتماعي و تحصيلي است در اين الگو معلم مانند يك مشاور عمل مي كند و بايستي بتواند به درخواستهاي دانش آموزان پاسخ دهد و به كمك آنها نيازمنديهاي آموزش را فراهم آورد. اين الگو نيازمند يك جو مثبت براي استدلال و مذاكره مي باشد و در همه سنين و سطوح تحصيلي و انجام كارهاي گروهي كاربرد مناسبي دارد. اين الگو در نهايت منجر به كاوشگري منظم , كنترل و پويش موثر گروهي, تقسيم كار, مردم سالاري, تعهد و تمايل نسبت به كاوشگري و هم كوششي در دانش آموزان مي شود.

 

 الگــــوي آمــــوزش آزمايشگاهــــي

 

اين الگو باعث افزايش فهم اجتماعي , مهارت , توانايي يادگيري و تقويت كار گروهي در دانش آموزان مي شود. معلم در اين الگو نقش مشاور را ايفا نموده و دانش آموزان را حمايت مي نمايد. در نهايت منجر به تقويت يادگيري و آموزش در بستر پژوهش در آنها مي شود. اين الگو براي كليه دروس به ويژه علوم دقيقه و در تمام دوره هاي تحصيلي و سنين مختلف كاربرد دارد.

 

الگـــوي كاوشگـــــري علـــوم اجتماعـــــي

 

اين الگو باعث درك مسائل اجتماعي, از قبيل مردم شناسي, جامعه شناسي, فرهنگ شناسي, مهارت عقلي, آموختن اطلاعات, تشكيل مفاهيم و استفاده مناسب از مفاهيم در دانش آموزان مي شود. در اين الگو معلم موقعيت كاوشگري را ايجاد و از دانش آموزان مي خواهد تا به بررسي و نتيجه گيري در مورد آن بپردازند. اين الگو در تمام سنين و دوره هاي تحصيلي به ويژه در درس علوم اجتماعي كاربرد دارد. و در نهايت باعث تقويت فهم و درك دانش آموزان در خصوص مسائل اجتماعي مي شود.

 

الگـــوي يادگيـــــــري در حد تسلط آمـــــــوزش مستقيـــم

 

(نظــــريه اجتماعــــي يادگيــــري )

 

هدف اين الگو ايجاد و تقويت مهارتهاي اساسي, مطالب آموختني از ساده به مشكل و دادن مطالب درسي به صورت انفرادي به دانش آموزان و استفاده از تكنولوژي ديداري و شنيداري و دانش آموزان است. در اين الگو معلم حامي دانش آموزان است و به آنها كمك مي كند تا مستقل ياد بگيرند. اين الگو در نهايت دانش آموزان را قادر به تسلط بر محتواي علمي, تقويت انگيزه درس خواندن, توانايي كنترل خود و تقويت عزت نفس مي نمايد. اين الگو در همه دوره هاي آموزشي و سنين مختلف كاربرد دارد.

 

الگـــوي آمــــوزش براي رشد مفهــــوم و مهـــارت

 

اين الگو معمولاً به دو صورت زير است:

 

۱- الگوي نظريه و عمل:

 

مانند يك مهارت رياضي كه در آن مهارت با نشان دادن ممارست, باز خورد و نظارت در هم مي آميزد تا دانش آموز بر آن مهارت تسلط يابد.

 

۲- شبيه سازي كه از توصيف موقعيت هاي زندگي ايجاد مي شود.

 

مثال :معلم در درس جغرافيا, كره زمين است و يا از مولاژ استفاده مي كند و اندامها و دستگاه هاي مختلف بدن انسان را نشان مي دهد. در اين الگو معلم نقش هادي و راهنما را دارد و بايستي يادگيري با تشكيل شركت سهامي فكر بين دانش آموزان و معلم انجام گيرد اين الگو در همه سنين و سطوح تحصيلي كاربرد دارد و در نهايت باعث افزايش مفاهيم و مهارتهاي آگاهي درباره سيستمهاي اجتماعي, همدردي, آگاهي از تنش تغيير و احساس اثر بخشي در دانش آموزان     مي شود.»(محمدي ، ص49 ، 1383 )

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:38 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

وب سایت بخشهای مختلف وزارت آموزش و پرورش

آدرس

نام موسسه

http://www.oerp.sch.ir/

سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

http://www.ict-edu.ir/

دفتر مدیریت طرح توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات

http://www.roshd.ir/

شبکه ملی مدارس ایران

http://www.elearning.roshd.ir/

آموزش الکترونیکی

http://www.ict4teachers.org/

پروژه آموزش معلمان کشور در امر IT

http://www.elearning.roshd.ir/

دفتر تالیف و برنامه ریزی کتب درسی

http://www.tvoccd.sch.ir/

دفتر تالیف و برنامه ریزی کتب فنی حرفه ای و کار و دانش

http://www.roshdmag.org/

دفتر انتشارات کمک آموزشی

http://www.rici.ac.ir/

موسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی و نوآوری های آموزشی

http://www.jernet.org/

پژوهشکده تعلیم و تربیت

http://www.kanoonparvaresh.com/

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

http://www.ysc.ac.ir/

المپیادهای علمی کشور

http://www.nodet.net/

سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان

http://www.amoozeshvaparvaresh.org/

اداره کل روابط عمومی

http://www.gam-tehran.4t.com/

سازمان آموزش و پرورش شهر تهران

http://www.me-etcenter.com/

کمیته ارزیابی نرم افزارهای آموزشی ( دفتر تکنولوژی آموزشی )

 

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:35 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

اختلالات یادگیری

مقدمه

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بوده‌اند.

بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:

اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود و می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبه‌های ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس ‌لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند را شامل نمی‌شود.

 

علل بروز اختلالات یادگیری

ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بوده‌اند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.

عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.

عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانواده‌ها بیش از دیگران دیده می‌شود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه‌ای حاکی از نشانه‌های عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی برده‌اند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.

عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری می‌شوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.

عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری

اختلالات یادگیری برخی کودکان می‌تواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.


از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:

  • عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
  • اختلالات در ترشحات داخلی مادر
  • قرار گرفتن در برابر اشعه
  • استفاده از دارو

از عوامل هنگام تولد می‌تواند به مواردی چون:

  • کم وزنی هنگام تولد
  • آسیب وارده بر سر
  • آمدن جفت پیش از نوزاد
  • تولد با پا ، اشاره کرد.

از عوامل بعد از تولد عبارتند از:

  • مسمومیت سرب
  • نارساییهای تغذیه‌ای
  • محرومیتهای محیطی و ...

عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری

به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می‌تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر می‌رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته‌اند.

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.

درمان اختلالات یادگیری

هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

در این شیوه تلاش می‌شود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.

از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است.  

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:33 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

سنجش هوش کودکان

                    

آزمایشات ساده برای سنجش هوش کودکان

آزمایش اول

تصاویر ساده‌ای تهیه کنید و اجزایی از این تصاویر را حذف کنید. از کودک خود بخواهید بگوید تصویر مورد نظر چه اشکالی دارد. تصاویری که انتخاب می‌کنید معمولا تصاویر ساده‌ای خواهد بود که کودک با آنها آشنایی داشته باشد. مثل چهره یک آدمک که دهان و لبها حذف شده است یا ساعتی که عقربه ندارد یا میزی که پایه ندارد. کودکان به موازات رشد هوشی خود به تدریج این توانایی را بدست می‌آورند که بتوانند اجزای حذف شده در تصاویر پیچیده را شناسایی کنند. بر این اساس کودکان کوچکتر مثلا 6 - 5 ساله‌ها معمولا نقص در تصاویر مربوط به اشیا آشنا و عینی را راحت‌تر شناسایی می‌کنند. با بالا رفتن سن کودک می‌توان تصاویر پیچیده‌تر مثل مناظر و ... را مورد استفاده قرار داد.

آزمایش دوم

داستانهایی برای کودک انتخاب کنید و با تغییراتی که در آنها ایجاد می‌کنید منتظر پاسخ و واکنش کودک بمانید. توجه کنید این تغییرات متناسب با سطح سنی کودک باشد و بیان کننده مسائل غیر عادی و غیر طبیعی باشد. به این داستان توجه کنید. روزی روزگاری توی یک رودخانه زیبا و قشنگ که کنار جنگل سرسبزی قرار داشت چند تا ماهی کوچولو زندگی می‌کردند. ماهیها هر روز که از خواب بیدار می‌شدند شروع می‌کردند به بازی و تفریح.

یک روز یکی از ماهیها در حالی که بازی می‌کرد افتاد زمین و یکی از پاهایش زخمی شد. دوستانش به کمک او آمدند و پای او را پانسمان کردند. ماهی کوچولو خیلی ناراحت بود و درد شدیدی داشت. دوستانش هم خیلی ناراحت بودند چون نمی‌توانستند باهم بازی کنند. چند روز گذشت تا پای ماهی کوچولو خوب شد. ماهی قصه ما خیلی خوشحال بود پیش دوستانش رفت و دوباره شروع به بازی کنند. اما این دفعه ماهی کوچولو مراقب بود که اتفاق بدی برایش نیفتد.

آزمایش سوم

اشیا و وسایلی را انتخاب کنید و از کودکتان بخواهید بگوید این اشیا به چه دردی می‌خورند و به عبارتی چه کاربردی دارند. توجه داشته باشید نوع سوال کردن برای کودکان مهم است. سعی کنید بدون این که راهنمایی مستقیمی ارائه داده باشید طوری سوال کنید که کودک منظور شما را بتواند درک کند. به مثالهای زیر توجه کنید:

  • چاقو به چه دردی می‌خورد؟
  • کاسه به چه دردی می‌خورد؟
  • کلاه برای چیست؟

سوالات فوق برای کودکان سنین پایین مثل 5 - 4 ساله‌ها مناسب است اما برای کودکان بزرگتر می‌توان از مثالهای دیگری استفاده کرد:

  • با آچار و پیچ گوشتی چه کار می‌توان کرد؟
  • با سوزن چه کار می‌کنیم؟

آزمایش چهارم

چند مورد میوه ، اشیا یا چیزهای دیگر را که از یک جنبه خاص تشابهاتی با یکدیگر دارند انتخاب کنید و در اختیار کودک قرار دهید. و از کودک بخواهید بگوید این اشیا چه شباهتی به یکدیگر دارند. مثلا یک پرتقال ، یک سیب ، یک خیار و یک موز . که همگی میوه هستند. این آزمایش را با توجه به شرایط سنی کودک و سایر عوامل می‌توانید با اندک تغییراتی اجرا کنید. برای کودکان کوچکتر می‌توانید از خود اشیا یا از تصاویر آنها استفاده کرد. برای کودکان بزرگتر می‌توان نام اشیا را به ترتیب گفت و سپس از او سوال کرد.

آزمایش پنجم

گروهی از اشیا یا چیزهای دیگر را انتخاب کنید که شباهتهای اساسی به یکدیگر دارند. در میان این گروه شی را قرار دهید که در آن ویژگی مشترک با بقیه نیست. و از کودک بخواهید آن شی را که با بقیه تفاوت دارد در بین گروه انتخاب کند. مثلا چند شی دایره‌ای شکل انتخاب کنید و در بین آنها یک مکعب مربع قرار دهید. برای این آزمایش نیز می‌توانید از خود اشیا ، تصاویر آنها یا نام بردن اسامی ، آنها استفاده کنید. ولی توجه داشته باشید کودکان کوچکتر به دلیل این که رشد حافظه آنها به اندازه کودکان بزرگتر نیست نمی‌توانند در روش نام بردن وسایل عملکرد خوبی داشته باشند.

موفق نشدن آنها به حافظه آنها مربوط می‌شود نه به عملکرد هوشی آنها. برای این کودکان عملکرد کودک هر چه باشد نشان دهنده ادراک از وجود یک غریبه در گروه است. توجه داشته باشید که عکس‌العملی خاص از طرف گروه و یا آن فرد غریبه صورت نگیرد. کودکان در برخی سنین اگر در چنین شرایطی قرار گیرند، ممکن است گریه کنند.

درک کردن شرایط عاطفی اطرافیان توسط کودکان

کودکان حتی حالات عاطفی اطرافیان خود را ادراک می‌کنند. در حضور کودک خود شروع به خندیدن کنید و به واکنشهای او توجه کنید. بی‌شک واکنشهایی از او مشاهده خواهید کرد مثل دست و پا زدن ، غان و غون کردن ، خندیدن و از کودکان بزرگتر درخواست برای بغل شدن ، پرسیدن علت خنده و ... . همچنین اگر در حضور کودک شروع کنید به گریه کردن و واکنشهای کودک را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که واکنشهایی حاکی از درک شرایط عاطفی شما نشان می‌دهند. کودکان کوچکتر ممکن است متوجه تصنعی بودن شرایط نشوند و شروع کنند به گریه کردن یا نگاههای خیره و وارسی کننده . کودکان بزرگتر سعی می‌کنند کاری انجام دهند، مثل برداشتن دست مادر از جلوی چشمانش و ... .

((رشد .شبکه ملی مدرسه))

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:32 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

درمان اختلالات ریاضی

درمان اختلالات ریاضی

برای مشاهده مقاله اینجا کلیک کنید  

 

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

كاش

كاش براي آموختن من                                        

به راهنمايي شفاهي وآموزش كلامي                           

بسنده نمي كردي                                                 

من نياز مند رهبري عملي توأم                                  

كاش مرا آزاد مي گذاشتي                                        

از كندي حركاتم نا شكيبا نمي شدي                           

وبه خاطر عملكرد ناشيانه ام                                     

فرصت كسب تجربه و يادگيري را

از من سلب نمي كردي

كاش مرا سرزنش نمي كردي

که من به علت عدم توانایی

مستحق ملامت نیستم

کاش زندگی من قلبی بود

که آهنگ پرمهرش را

به عنوان هدیه ای نا قابل

در آستانه باورت نثار

می کردی تا اطمینان کنی

خواهم آموخت.  

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:21 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

علل عدم موفقيت دانش آموزان دوره راهنمايي دردرس رياضي

بررسي علل عدم موفقيت دانش آموزان دوره راهنمايي دردرس رياضي

ازديدگاه دبيران رياضي استان گلستان

محقق: مريم تواق نژاد

استادراهنما: دكتر سيد منصور توليتي

استادمشاور: دكتركريم ا… حاجيان

خلاصه:

موضوع كانوني اين تحقيق بررسي علل موفقيت دانش آموزان در درس رياضي دوره راهنمايي از ديدگاه دبيران رياضي مي باشد. عليرغم بررسي هاي انجام شده توسط متخصصان اما تداوم مشكل در دوره راهنمايي ضعف در پرورش قواي فكري دانش آموزان اين دوره را به دنبال داشته و باعث مي شود تا اين قشر عظيم از نياز طبيعي خود نسبت به فعاليت هاي رياضياتي باز مانند جامعه و نمونه آماري اين تحقيق متشكل از كليه دبيران رياضي دوره راهنمايي شاغل دراستان گلستان شامل 759 نفر بوده كه براساس جدول كرجي و مورگان تعداد 254 نفر به صورت نمونه مشخص و اين تعداد دبير با روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي ازتمام شهرهاي استان گلستان انتخاب گرديدند.داده ها و اطلاعات موردنياز براي مطالعه با استفاده از روش هاي پرسشنامه ، منابع كتابخانه اي و بررسي اسنادي جمع آوري و تدوين گشته است. داده هاي جمع آوري شده به وسيله پرسشنامه در دو سطح توصيفي و استنباطي مورد توصيف و تجزيه و تحليل قرار گرفته به همين منظور ابتدا اقدام به تنظيم جداول، محاسبه درصدها و رسم نمودارها نموده و سپس از آزمون هاي z و x2 استفاده گرديد و تعميم پذيري يافته هاي در سطح آلفاي (آلفا=%5 ) براي هر سؤال صورت گرفته است.

نتيجه گيري:

نتايج و يافته هاي اين تحقيق را براساس چهارعامل مورد بررسي كه باعث عدم موفقيت دانش آموزان در درس رياضي مي باشد (وجود حالات نامساعد عاطفي در دانش آموزان نسبت به درس رياضي ، ويژگي هاي فرهنگ حاكم برخانواده، ويژگي هاي حرفه اي معلم و ضعف رهبري آموزشي ) مي توان اينگونه خلاصه نمود:

74 درصد دبيران رياضي اعتقاد دارند كه باور شكل گرفته در دانش آموزان مبني برجالب نبودن رياضي برعدم موفقيت آنان در اين درس مؤثر است.

82 درصددبيران رياضي اعتقاددارندكه احساس سردرگمي درهنگام يادگيري رياضي مانع موفقيت دانش آموزان دراين درس مي شود.

81 درصد دبيران رياضي بر اين نظرند كه احساس عجز و ناتواني دانش آموزان نسبت به درك مطالب رياضي و هندسه مانع ازموفقيت آنها در اين درس مي شود.

75 درصد دبيران رياضي بر اين باورند كه راحت و با نشاط نبودن دانش آموزان در كلاس رياضي در عدم موفقيت آنان در اين درس مؤثر است ونتيجه اين نظرات اينكه 78 درصد دبيران رياضي بر اين باورند كه وجود حالات نامساعد عاطفي در دانش آموزان نسبت به درس رياضي يك علت عدم موفقيت آنها در اين درس است و 16 درصد دبيران آن را عامل مؤثري در عدم موفقيت دانش آموزان در درس رياضي ندانسته و ما بقي نظري ندارند.

84 درصد دبيران رياضي بر اين نظرند كه خانواده هايي كه براي رياضي و فراگيري آن ارزش و اهميت قائل نيستند در عدم موفقيت فرزندانشان تاثيردارند.

75درصد دبيران رياضي متعهد نبودن فرزندان در مقابل خانواده نسبت به فراگيري رياضي را درعدم موفقيت آنهادر اين درس مؤثرمي دانند.

78 درصد دبيران رياضي نبودن هماهنگي و انسجام در خانواده دانش آموزان را در عدم موفقيت تحصيلي آنها مؤثر مي دانند.

82 درصد دبيران رياضي اعتقاد دارند كه عدم حمايت و تشويق والدين نسبت به فراگيري درس رياضي در موفق نبودن فرزندانشان در اين درس مؤثر است و در مجموع از اطلاعات بدست آمده 80درصد دبيران رياضي معتقدند كه ويژگي هاي فرهنگ حاكم در خانواده در عدم موفقيت فرزندان در درس رياضي موثر بوده و 15 درصد دبيران آن را عامل مؤثري نمي دانند.

89 درصد دبيران رياضي آشنا نبودن معلم با روش هاي ايجاد انگيزه در تدريس رياضي را درعدم موفقيت دانش آموزان مؤثر مي دانند.

90 درصد دبيران رياضي بر اين باورند كه بي توجهي معلمان نسبت به تشويق و حمايت به موقع دانش آموزان در عدم موفقيت آنها تاثير دارد.

91 درصد دبيران رياضي عقيده دارند كه عدم توجه به تفاوت هاي فردي دانش آموزان در هنگام آموزش رياضي در عدم موفقيت آنان در اين درس تاثير دارد.

91 درصد دبيران رياضي بر اين عقيده اند كه به كار نبردن روش تدريس مناسب باعث عدم موفقيت دانش آموزان مي شود.

92 درصد دبيران رياضي بر اين نظرند كه بي توجهي نسبت به عدم موفقيت دانش آموزان در جريان تدريس در عدم موفقيت دانش آموزان مؤثر است.

91 درصد دبيران رياضي بر اين باورند كه برخورد نامناسب با دانش آموزان در عدم موفقيت تحصيلي آنها مؤثر است.

92 درصد دبيران رياضي اعتقاد دارند كه بي توجهي نسبت به برگزاري امتحانات كلاسي و بررسي نتايج آن در عدم موفقيت دانش آموزان تاثير دارد و در مجموع اطلاعات بدست آمده نتيجه اينكه91درصد دبيران رياضي براين نظرند كه ويژگي هاي حرفه اي معلم در عدم موفقيت دانش آموزان در درس رياضي تاثير دارد و 5 درصد دبيران رياضي آن را عامل مؤثري ندانسته و ما بقي نظري ندارند.

75 درصد دبيران رياضي بر اين باورند كه بي توجهي مديرنسبت به بررسي روند تحصيلي دانش آموزان در درس رياضي در عدم موفقيت آنها مؤثر است.

77 درصد دبيران بر اين باورند كه بي توجهي مدير مدرسه نسبت به تشويق دبيران و دانش آموزان در درس رياضي زمينه عدم موفقيت آنها را بوجود مي آورد.

83 درصد دبيران رياضي براين نظرند كه ضعف مدير در شناسايي و حل مشكلات دانش آموزان زمينه بروز مشكل عدم موفقيت دانش آموزان در درس رياضي را ايجاد مي كند.

78 درصددبيران رياضي ناتواني مديردررفع تعارضات ميان گروه كاري رادرعدم موفقيت تحصيلي دانش آموزان مؤثر مي دانند.

81 درصد دبيران رياضي اعتقاد دارند كه كوتاهي مدير در نظارت كردن برفعاليت هاي آموزشي در عدم موفقيت دانش آموزان در درس رياضي تاثير دارد.

84 درصد دبيران براين باورند كه ضعف مدير در جهت دادن به فعاليت هاي آموزشي مدرسه در عدم موفقيت دانش آموزان در درس رياضي تاثير دارد.

و از مجموع اطلاعات بدست آمده نتيجه اينكه 80 درصد دبيران رياضي بر اين نظرند كه ضعف رهبري آموزشي يك علت عدم موفقيت دانش آموزان در درس رياضي است.

پيشنهادها:

باتوجه به نتايج ويافته هاي تحقيق مي شود پيشنهادهايي به شرح ذيل ارائه نمود باشد كه با كاربست يافته هاي تحقيق و توجه به پيشنهادهاي محققان شاهد ارتقاء سطح كيفي و كمي آموزش و پرورش استان باشيم:

الف : پيشنهادهاباتوجه به رويكرد جستجو گرايانه و فعال دانش آموزان و بهره برداري ازآن در امرآموزش رياضي در بين خانواده ها و معلمين رياضي

ايجاد فرصت هاي مناسب جهت استفاده دانش آموزان از وسايل و مواد در دسترس به منظور پي بردن به موضوعي خاص

آشنانمودن معلمان رياضي باماهيت كارگروهي وفن بكارگيري دانش آموزان درقالب گروه به عنوان يك روش فعال سازوثمربخش

آگاه سازي اولياء دانش آموزان در خصوص اهميت بكارگيري آموخته هاي رياضياتي فرزندانشان درشرايط واقعي و در حل مسائل روزمره

ترويج شيوه هاي تدريس صحيح ، مؤثر و فعال با برگزاري جشنواره الگوهاي تدريس برتر در درس رياضي با استفاده از اساتيد مجرب روش تدريس رياضي، تشويق و قدرداني از نفرات برگزيده به نحو شايسته، برگزاري جلسات مشاوره با هدف ايجاد فرصت براي دبيران جهت رفع اشكالات كاري

آموزش دبيران رياضي در زمينه اصول يادگيري وآموزش رياضي براساس آخرين يافته هاي علوم تربيتي آموزشي

ب : پيشنهادها با توجه به نقش رهبري آموزشي و هدايت صحيح جريان آموزش رياضي

آموزش مديران مدارس درزمينه نظارت وراهنماي تعليماتي

تلاش مديران نسبت به بررسي مداوم روندتحصيلي دانش آموزان دردرس رياضي وشناسايي نقاط قوت وضعف

تشويق دانش آموزان ساعي در درس رياضي با اهداء جوايز توسط مديران مدارس

بكارگيري متخصصين ومربيان مجرب رياضي به عنوان ناظران تعليماتي رياضي

شناسايي دبيران موفق رياضي ، اعلام نكات برجسته اخلاقي و كاري آنها به جامعه و استفاده از تجارب ارزنده آنان درجلسات گروههاي آموزشي رياضي درسطح منطقه و استان

حمايت دانش آموزان كم آموز در رياضي توسط مديران مدارس و تشويق دبيران رياضي نسبت به رفع اشكالات درسي آنان در فرصت هاي پيش بيني شده

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:20 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

آموزش ریاضی به کودکان

 


بسياري از اوليا براي كمك به كودك خود در آموختن رياضيات ، سعي ميكنند به روشهاي  گوناگون متوصل شوند تا مفاهيم پيچيده ي  رياضي را به او بياموزند . براي اينكه كودك بهترين كمك را دريافت كند ، بايد هدف را ايجاد اشتياق هرچه بيشتر در نظر گرفت و سعي كرد تا آنجا كه ممكن است فشار را   كاهش  داد . انگيزه ي يادگيري را با نشان دادن كاربرد گسترده رياضي در زندگي روزمره و اينكه خود اوليا احساس منفي خود را از رياضي به كودك القا نكنند ،  مي توان  قوي تر ساخت .

 

  سعي كنيد احساس شخصي شما نسبت به رياضي ، شناخت كودك را از دنياي اعداد و محاسبات تحت تاثير قرار ندهد. زمان روش هاي آزار دهنده اي براي آموزش  مفاهيم رياضي  سپري شده و نگاه جديد سعي در هر چه بيشتر كاربردي تر ساختن اين آموزش دارد تا آموخته هاي كودكان با جهان واقعيت سازگارتر باشد .

 

 با كاربرد روزمره رياضي در زندگي ، كودك به اهميت  اين مهارت پي خواهد برد. مثلا به هنگام پرداخت صورت حساب خريد يا اندازه گيري متراژ منزل يا محاسبه وزن مواد غذايي در آشپزي ، مي توان كودك را به كمك طلبيد . با توضيح شغل هاي

مختلف مثل مهندسان ، دارو سازان  و  ستاره شناسان ، ديد گاه او به كاربرد رياضي گسترده تر خواهد شد .

با صداي بلند حساب كردن در منزل يا فروشگاه ، كه  روند محاسبه را به كودك نشان مي دهد  نيز روش موثري است . مثلا ، وقتي كودك از شما تقاضاي شيريني مي كند با گفتن اينكه " خوب ، اگر از اين پنج شيريني  يكي را  تو بخوري و يكي هم  خواهرت بخورد براي من و پدرت چند تا باقي مي ماند؟ " از او بخواهيد كه او هم با صداي بلند حسابش را به شما بگويد . مهمتر از جواب درست يا نادرست او ، روالي است  كه او براي رسيدن به جواب استفاده مي كند .

 

  بسته به علاقه كودك و البته نظر معلم او ، گاهي و نه هميشه ، ماشين حساب و نرم افزار هاي رايانه اي براي ايجاد هيجان نسبت به مفاهيم رياضي و محاسبات مفيد خواهد بود .

 

   يك ساعت عقربه اي براي كودك تهيه كنيد . گاهي از او سئوالاتي در مورد زمان  بپرسيد . مثلا : "  اگر برادرت ساعت 4 بيايد ، چند دقيقه ي ديگر بايد منتظر باشيم ؟"

 

 از كودك بخواهيد وزن اشيا ، لوازم منزل ، كتاب و ... را حدس بزند . خود شما هم حدس بزنيد و بعد با ترازو تعيين كنيد كه كدام يك  نزديكتر حدس زده است .    يك  روش ديگر جمع زدن اندازه ي  قد يا وزن اعضاي خانواده است تا معلوم شود در مجموع قد يا وزن خانواده  شما چقدر است .اين روش براي تمرين جمع اعداد سه  يا دو  رقمي مناسب است .  

 

بازي هاي خريد و فروش با مقدار هاي مختلف پول كودك را با مفهو م پول و محاسبه آن آشنا مي كند . بازي هايي مثل مونو پولي ،هنوز براي بسياري از اوليا و كودكان جالب است . يك بازي ديگر هم  پيشنهاد مي شود:  با كمك يك  تاس اعداد ، اعضاي خانواده  عددي را بين يك وشش بدست مي آورند و برابر آن سكه معيني -مثلا يك توماني - دريافت مي كنند  ، وقتي مجموع سكه ها به رقمي قابل تعويض رسيد ، آنرا با اسكناس يا  سكه ي پر ارزش تر ، معاوضه مي كنند . وقتي بودجه فرضي تمام شد ، كسي كه بيشترين ميزان پول را بدست آورده است ، برنده مي شود .  در مثالي ديگر، مي توان كودك را با بودجه اي معين براي خريد لوازم يك وعده غذا به حساب دعوت كرد و ديد كه چطور بودجه بندي را مي آموزد و آيا حدس هاي او قابل انجام است؟ و اگر چنين بود بر همان اساس خريد انجام بشود .

 

 يك روش براي آشنايي وي با مفهوم حجم ، وزن و نسبت اين است كه با كمك ظروف اندازه گيري از او بخواهيد مقادير برنج ، حبوبات يا مايعات را براي تهيه ي غذا پيمانه كند .

 

گاهي اوليا نگران توان يادگيري فرزندشان هستند . در اين شرايط ، معلمان بهترين داوري را عرضه مي كنند زيرا امكان مقايسه كودك را در كنار  همكلاسان ديگر و شرايط مختلف مدرسه دارند .  علائمي مانند مشكل در ياد آوري ارقام ، اشتباه نوشتن اعداد مثلا 7 با 8 يا 3 با 2 ، كلافه شدن و بيقراري هنگام كار با ارقام ، ناتواني در دنبال كردن دستور العمل هاي ساده رياضي ، ناتواني در درك مفاهيم ذهني مثل بزرگتر و كوچكتر يا قبل و بعد يا كم سن تر و مسن تر و  اضطراب بالا در مورد تكاليف رياضي كه اگر همه يا اغلب شان در يك كودك ديده شود بايد با معلم كودك صحبت نمود . چون قبل از آنكه تشخيص اختلال يادگيري مطرح شود  بايد اين احتمال كه شايد كودك تحت فشار زياد تر از حد توان است يا نيازمند  تمرين هايي مانند آنچه در بالا ذكر شد است   ، رد شود . سرانجام ممكن است اوليا و معلم ، به اين نتيجه برسند كه كمك روانپزشكي براي كودك لازم است

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:18 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

چرا ریاضی می خوانیم ؟

 

          مقاله‌اي از:  دكتر كورش اسلامي 

فكر مي‌كنم با اوضاع و احوال كنوني كه هر محاسبه‌‌اي از هر قسم و هر نوع با زدن يك دكمه توسط نرم‌افزارهاي متنوع انجام مي‌شود صحبت از اين‌كه خواندن رياضيات از ملزومات زندگي روزمره است كمي ساده‌انگارانه باشد‌‌. ديگر آن زمان كه لازم بود بسياري چيزها ياد بگيريم تا بتوانيم منحني يك تابع را رسم كنيم گذشته است‌‌. امروزه اين كار حتي از عهده‌‌‌‌ي ساده‌ترين ماشين‌حساب‌ها نيز بر‌مي‌‌آيد‌‌. ديگر آن روز‌‌ها كه به بچه‌ها مي‌گفتيم كه حتي اگر وارد كار تجارت نيز بشويد باز براي رسيدگي به حساب و كتاب‌هايتان بايد رياضيات بدانيد سپري شده است. تمام اين كارها توسط نرم‌افزارهايي كه به‌سادگي در دسترس همگان است انجام مي‌شود.

پس‌‌، راستي چرا رياضيات مي‌خوانيم؟ به نظر من اين سؤال وقتي قابل بحث و بررسي است كه نگاهي كمي كلي‌‌تر به برنامه‌ي آموزش عمومي داشته باشيم‌‌. از رياضيات كه بگذريم راستي، اصلاً چرا زیست یا فيزيك يا شيمي يا ادبيات . . . مي‌خوانيم؟ هدف آموزش عمومي چيست؟ شما در اين مورد چه فكر مي‌كنيد؟

آن‌چه مي‌‌‌بينيد نظر من است‌‌. شما هم اگر نظري داريد منتظريم:

هدف اساسي و اصلي آموزش عمومي (اگر‌چه در كشور ما گم شده است) آموختن شيوه‌ي تفكر و استدلال به دانش‌آموزان است. اگر به اين هدف توجه كنيم بقيه‌ي كارها بسيار ساده است‌‌. فكر مي‌‌كنم موافقيد كه نمي‌توانيم بچه‌ها را سر كلاس بنشانيم و بگوييم‌‌: «‌خُب‌‌، قرار است كه فكر كنيم و فكر كردن را ياد بگيريم‌‌‌‌» فكر كردن نياز به ابزار و بهانه دارد‌. حال گستره‌ي اين ابزارها و بهانه‌‌ها مي‌تواند بسيار وسيع باشد. ممكن است فكر كنيم كه حالا كه قرار است فكر كردن را تجربه كنيم و استدلال و تحليل‌كردن را ياد بگيريم‌‌، بهترين ابزار چيزي مثل فلسفه يا منطق است. اما خُب‌‌، دقت كنيد كه اصلاً نمي‌شود با يك ‌كودك يا نوجوان در مورد فلسفه و چيزهايي مثل وحدت وجود يا كثرت وجود يا پديدار‌شناسي و هرمنوتيك و . . . حرف زد. رياضيات، فيزيك‌، شيمي‌، ادبيات و . . . همگي ابزارهايي هستند كه اين بهانه‌‌ها را فراهم مي‌كنند و در عين حال زمينه‌ساز پديدآمدن يك ذهن آماده براي ورود به رشته‌هاي مختلف دانشگاهي هستند‌‌. شايد اين چيزها را (‌باز هم مثل خيلي چيزهاي ديگر) فرنگي‌ها بسيار بهتر و كامل‌تر از ما فهميده‌اند. چندي پيش يك كتاب پيش‌نياز جبر را كه براي دوره كالج نوشته شده بود بررسي مي‌‌كردم. آن‌چه ديدم خيلي ساده بود: مطالب آن كتاب در سطح سال سوم راهنمايي و حداكثر اول دبيرستان كشور ماست.

 راستش را بخواهيد بچه‌هاي ما در دوره‌ي دبيرستان (‌‌سه سال آموزش متوسطه و يك سال پيش‌دانشگاهي‌‌) تقريباً تا سطح درس‌هاي سال دوم دوره‌ي دانشگاه‌هاي كشور‌هاي خارج را مي‌خوانند‌‌. اما در كمال تعجب ما در هيچ‌كدام از رشته‌هاي علوم محض (‌رياضي‌‌، فيزيك‌‌‌‌، شيمي‌‌ و . . .‌‌‌) نظريه‌‌‌پرداز و محقق نداريم‌. ما فكر مي‌‌كنيم هر چه‌قدر بيش‌تر بخوانيم و هرچه بتوانيم مسائل بيش‌تري حل كنيم حتماً موفق‌تريم. چندي پيش يكي از كساني كه مي‌شناختم با تعجب تعريف مي‌كرد كه فلان استاد دانشگاه شريف بلد نبود يك انتگرال ساده را محاسبه كند و وقتي اين را تعريف مي‌كرد بسيار حيرت‌‌زده بود كه چه‌طور چنين چيزي ممكن است. آن‌چه او توجه نكرده بود اين بود كه محاسبه‌‌ي يك انتگرال چندان مهم نيست. آن‌چه لازم است قوه‌‌ي تحليل و تفكر است‌‌. متأسفانه با نظام فعلي آموزش و پرورش و بدتر از آن با شيوه‌ي كنوني پذيرش دانشجو (‌كنكور سراسري و دانشگاه آزاد‌‌)‌‌، تقريباً پرونده هرچه تفكر و تعقل و تحليل بسته است و تنها نكته‌‌ي مهم براي دانش‌آموزان و معلمان كسب درصد‌‌هاي بيش‌‌تر در اين مسابقه است.

خُب‌‌‌، شايد با اين حرف‌‌ها برسيم به يك نقطه‌‌ي كور‌‌، آموزش دانش‌‌آموزان كه به عهده‌‌ي وزرات آموزش و پرورش است و پذيرش آن‌ها هم با سازمان سنجش‌‌، پس براي ما چه مي‌ماند‌‌. باز هم همان بحث جهان سومي بودن و . . . اما قضيه‌‌‌، ساده‌تر از اين حرف‌ها است‌‌. شايد شما با دانش‌‌‌‌آموزي سر و كار داريد كه در حال درس خواندن است‌‌، بچه‌هاي خودتان‌، برادرتان‌‌، خواهرتان‌‌، برادرزاده‌، خواهرزاده‌، همسايه و يا . . . خُب‌‌، حالا چه‌كار مي‌توانيد بكنيد‌‌؟ بگذاريد يك سؤال ساده بپرسيم.

دانش‌‌آموزي كه در دبستان درس مي‌خواند و به او گفته‌اند كه محيط دايره برابر) يعني قطر ضرب‌ در عدد پي(  است‌‌. اگر او از شما بپرسد چرا قطر ضرب‌در عدد پي‌‌؟ چه جوابي مي‌دهيد‌‌؟

آيا مي‌گوييد‌: «‌خُب‌‌، رياضي‌دان‌ها قبلاً بررسي كرده‌اند كه محيط دايره تقريباً برابر حاصل‌ضرب عدد پي در قطر آن است‌‌» اگر اين جواب را بدهيد و من آن دانش‌آموز باشم نتيجه مي‌‌گيرم كه شما داريد حاشيه مي‌‌‌رويد و خودتان هم جواب را نمي‌‌دانيد‌‌‌. چه راهي براي توضيح اين مطلب سراغ داريد‌؟ مثالي كه زدم چندان اهميت ندارد (‌راستي جوابش را مي‌دانيد‌‌؟‌‌!‌‌) مهم آن است كه در ذهن يك دانش‌آموز هميشه يك «‌چرا‌؟‌‌» زنگ بزند‌‌. هر‌چه كه مي‌خواند يا مي‌شنود فوري فكر كند «‌چرا‌؟‌‌» (‌اگر‌‌چه باز هم در كشور ما خيلي از اين چراها جواب ندارد‌‌!‌‌‌‌) هدف از خواندن رياضيات همين است‌‌‌‌. يعني هدف اصل‌اش همين است و بقيه‌‌ي چيزها يعني مهارت در محاسبات و يادگرفتن حد و مشتق و انتگرال و از اين جور چيزها همه فرعي‌اند‌‌. باور نمي‌كنيد يك نفر را كه رياضيات را اين‌‌جوري ياد گرفته باشد بياوريد تا من هر‌چه را كه مي‌خواهيد يادش بدهم‌‌. (خيلي حرف بزرگي بود، نه؟!)

اگر با خواندن اين سطرها كمي احساس افسوس و حسرت داريد كه اي واي پس چرا ما اين‌‌طوري نبوديم و نخوانديم و يا چرا با ما اين‌‌‌جوري رفتار نكردند، اصلاً اشكالي ندارد چون يكي آن‌‌كه از الآن به بعد هم دير نشده است‌‌، لازم نيست رياضيات بخوانيد فقط كمي بيش‌‌‌تر بگرديد و كنجكاو باشيد و فكر كنيد‌‌، كمي هم بيش‌‌تر بپرسيد چرا‌‌؟ و دوم و مهم‌تر از اولي آن‌كه به كودكان و نوجوانان دور و برتان توجه كنيد‌‌، هر‌‌‌‌چه مي‌توانيد بكنيد تا در آن‌‌ها يك روحيه‌ي پرسش‌گر ايجاد كنيد

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:16 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 خرداد1387

استقرا

 

استقرا (induction): استقرا یعنی رسیدن به نتیجهٔ کلی از طریقِ مشاهداتِ جزیی و مکرر. این نوع از استدلال با استنتاج فرقِ اساسی دارد، زیرا می‌توان از جزیی به کلی رسید، با داشتنِ مقدمات نتیجه ضروری نمی‌گردد، و می‌توان از مقدماتِ صادق به نتیجهٔ کاذب رسید. به مثالِ زیر توجه کنید:

حسن ملی‌گرا است.

علی ملی‌گرا است.

رضا ملی‌گرا است.

نتیجه: همهٔ ایرانی‌ها ملی‌گرا هستند.

همان‌طور که دیده می‌شود با وجودِ مقدمات نتیجه ضروری نمی‌گردد. تنها نوعِ استقرا که در آن چنین ضرورتی وجود دارد استقرایِ کامل است: فرض کنید در اتاقی ده نفر حضور دارند و فرض کنید یک نظرسنجی از همهٔ آن‌ها نشان می‌دهد که همه ملی‌گرا هستند. دراین‌صورت می‌توان گفت: «همهٔ افرادِ این اتاق ملی‌گرا هستند». این نتیجه‌گیری با این که از جنسِ استنتاج نیست اما ضرورتاً صحیح است. اما در بیش‌ترِ موارد دسترسی به همهٔ موارد وجود ندارد، بویژه اگر موضوعِ موردِ بررسی بتواند در آینده نیز پیش آید. حتی اگر همهٔ کلاغ‌هایِ امروزی را دانه به دانه بررسی کنیم و مشاهده کنیم که همگی سیاه هستند نمی‌توان نتیجه گرفت که «همهٔ کلاغ‌ها سیاه هستند» زیرا این حکم کلاغ‌هایِ آینده را نیز شامل می‌شود.

در ادامه اشکالاتِ استقرا و استقراگرایی را بررسی خواهیم نمود، اما در این‌جا اشاره به این نکته مفید است که با وجودِ همهٔ اشکالات اگر استقرا نباشد احتمالاً یکی قوی‌ترین راه‌هایِ به دست آوردنِ گزاره‌هایِ کلی از دست می‌رود، و چنانچه این گزاره‌ها نباشند احتمالاً مصادیقِ زیادی از استدلال‌هایِ استنتاجی نیز از بین می‌روند (زیرا در استنتاج مقدمات کلی هستند).

3-ربودن (abduction): «ربودن» در واقع نوعی حدس زدن است. این نوع از استدلال در تقسیم‌بندیِ ارسطو وجود ندارد، اما در فلسفهٔ علمِ جدید بسیار اهمیت دارد. نامِ دیگرِ این استدلال استنتاجِ بهترین تبیین است. تبیینِ (explanation) یک پدیده عبارت است از بیانِ علل و عواملِ رخ دادنِ آن پدیده بطوری که رخ دادنِ آن توجیه گردد. از دیدِ بسیاری از فلاسفه یکی از اهدافِ اساسی و محوریِ علم بطورِ کلی تبیینِ پدیده‌ها ست. ربودن یا استنتاجِ بهترینِ تبیین عبارت است از رسیدن به یک (بهترین) فرضیه از یک مجموعه از مشاهدات. این استدلال به این ترتیب است:

مشاهدهٔ O برقرار است.

فرضیهٔ H مشاهدهٔ O را تبیین می‌کند.

فرضیهٔ H بهترین فرضیه از میانِ رقیبان‌اش است.

نتیجه: H صادق است.

این شکلِ استدلال - که بحث‌هایِ مفصلی را در فلسفهٔ علم به خود اختصاص داده است-، نیز از نوعِ استدلال‌هایِ غیرِالزام‌آور است، یعنی داشتنِ مقدمات داشتنِ نتیجه را ضروری نمی‌کند.

روش‌شناسیِ استقراگرایانه

حال که با ماهیتِ استدلالِ استقرایی آشنا شدیم می‌توانیم ببینیم استقراگرایی به چه معنا ست.

مسلم است که در علم از استدلالِ استنتاجی استفاده می‌شود. تمامِ استدلال‌هایِ منطقی و ریاضی - که مثلاً در فیزیک کاربردِ عمده دارند - از جنسِ استنتاج هستند. اما دیدیم که استنتاج نمی‌تواند برایِ ما قوانینِ کلی پدید آورد (ممکن است گفته شود قوانینِ منطق کلی هستند؛ اما اولاً این قوانین بر استنتاج حاکم اند نه این که خود مبتنی بر استنتاج باشند، و ثانیاً این قوانین غیرِ تجربی اند، در حالی که قوانینِ فیزیک تجربی اند). پس علوم قوانینِ کلی را از کجا می‌آورند؟ باید چیزی بیش از استنتاج بر علم حاکم باشد، وگرنه علمی وجود نخواهد داشت.

فرانسیس بیکن فیلسوفِ قرنِ شانزدهمِ میلادی نخستین کسی بود که استقرا را پیشنهاد داد. او معتقد بود که:

1.           استقرا باید در علومِ طبیعی به کار رود تا قوانینِ کلی پدید آیند.

2.           استقرا یک شیوهٔ استدلالِ موجه و معقول است.

بیکن به دانشمندانِ آینده توصیه نمود (در زمانِ بیکن در واقع هنوز دانشمندی به معنایِ مدرن وجود نداشت، و به‌همین‌دلیل شاید بتوان بیکن را پیامبرِ علم نامید) که هرچه می‌توانند داده جمع‌آوری کنند، و جداولی طراحی کنند که این داده‌ها بطورِ منظم در آن‌ها قرار داده شده‌اند. بدین‌ترتیب قانونِ علمی خود‌به‌خود از دلِ داده‌ها بیرون خواهد آمد. در واقع می‌توان نظمِ حاکم بر داده‌ها را کشف نمود و سپس آن را در یک استدلالِ استقرایی تعمیم داد.

هدفِ علم از نظرِ بیکن دو چیز بود: علمِ مطلق و قدرتِ مطلق. دو آرزویِ بزرگی که علم برایِ بشر برآورده خواهد نمود.

مثال‌هایی از اکتشافاتِ علمی در تاریخ وجود دارد که گویا کاملاً با روشِ بیکن انجام شده‌اند. تیکو براهه منجمِ هلندی که استادِ کپلر فیزیکدانِ مشهورِ آلمانی بوده است رصدهایِ متعددی دربارهٔ مکانِ سیاراتِ منظومهٔ شمسی انجام داد که داده‌هایِ فراوانِ حاصل از آن‌ها اساسِ قوانینِ سه‌گانهٔ کپلر را فراهم آورد.

پوزیتیوست‌هایِ منطقی به معنایِ دقیقِ کلمه «استقراگرا» نبودند، مگر آن که واژه را به معنایِ متفکری به کار بریم که صرفاً استقرا را مجاز می‌داند، و دربارهٔ مبانیِ منطقیِ آن تئوری می‌پردازد.

مشکلاتِ استقراگرایی

استقراگرایی با وجودِ جذابیت‌اش دچارِ مشکلاتِ بسیاری است. دیدیم که بیکن دو اعتقاد دربارهٔ استقرا داشت. این دو اعتقاد در پیروانِ بعدیِ وی نیز باقی ماند. اشکالاتِ عمدهٔ این روش‌شناسی بتبعِ این دو گزاره به دو دسته تقسیم می‌گردند:

۱- ساده‌ترینِ این مشکلات جور در نیامدنِ این روش‌شناسی با تاریخِ علم است. براستی مثال‌هایی از تاریخ که استقراگرایی را تأیید کنند چقدر هستند؟ می‌دانیم که نیوتن موفق شد نظریه‌ای بپردازد (نظریهٔ جهانیِ گرانش) که هر سه قانونِ کپلر و قوانینِ گالیله در موردِ سقوطِ آزاد را همزمان به دست دهد. این کشف بعلاوه توضیح می‌داد که چرا معقول است فکر کنیم که زمین دورِ خورشید می‌گردد، و ضمناً علتِ جذبِ اشیا توسطِ زمین و علتِ گردشِ اجرام به دورِ یکدیگر را به یک علتِ واحد کاهش می‌داد. آیا نیوتن قانونِ جهانیِ گرانش را با نگاه به داده‌هایِ تجربی به دست آورد؟ آیا واقعاً خیره شدن به داده‌هایِ تیکو براهه یا قوانینِ کپلر ما را به قانونِ نیوتن می‌رساند؟ دراین‌صورت چرا خودِ کپلر آن را کشف نکرد؟ افسانهٔ عامیانه‌ای که در موردِ نیوتن هست بخوبی توضیح می‌دهد که این‌طور نیست (این که خوردنِ یک سیب به سرِ نیوتن او را به این کشف رساند). به نظر می‌رسد که نظریهٔ نیوتن بر داده‌هایِ تجربی استوار نبود، بلکه او ابتدا نظریه‌اش را داد و سپس به دنبالِ داده‌هایِ تجربی برایِ تأییدِ آن رفت.

پس نظریهٔ فرانسیس بیکن ادعا می‌کند که روشِ کشفِ همهٔ دانشمندان از طریقِ استقرا است، اما تاریخ این امر را تأیید نمی‌کند. مثالِ معروفِ دیگر در این زمینه ککولهٔ شیمی‌دان است. این دانشمند که فکرش مدت‌ها مشغولِ ساختارِ ملکولیِ ماده‌ای شیمیایی به نامِ بنزن بود، و از داده‌هایِ تجربی راه به جایی نمی‌برد، یک روز در خواب توانست ساختارِ شیمیاییِ بنزن را کشف کند! اینشتین نظریهٔ نسبیت (هم خاص و هم عام) را نه بر اساسِ هیچ داده یا آزمایشی بلکه برایِ حلِ برخی مسایلِ صرفاً نظری که سلیقهٔ او را آزار می‌داد اختراع نمود. مثال‌هایی از این دست در تاریخ فراوان اند. بنابراین به نظر می‌رسد که باورِ نخستِ استقراگرایی دچارِ مشکلاتِ تاریخی است.

۲- آیا استقرا روشی موجه و معقول است؟ یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه‌ای که نادرستیِ این باور را نشان داد و به گفتهٔ راسل تا مدتی موجبِ بی‌اعتبار شدنِ علم گردید دیوید هیومِ انگلیسی بود.

هیوم از فیلسوفانِ تجربه‌گرا و شاید مهم‌ترینِ ایشان بود. او در کتابِ رساله در بابِ طبیعتِ بشری تجربه‌هایِ حسیِ اولیه را نخستین منشأ هرگونه دانشی دربارهٔ جهان می‌داند و وجود هر دانشی که بطورِ پیشینی و خارج از تجربه در ذهن باشد را انکار می‌کند. او با جان لاک هم‌عقیده است که ذهن در آغاز لوحِ سفیدی است. هیوم این مسأله را مفصلاً تحلیل می‌کند که تصورات، احساسات و باورهایِ مختلفِ انسان چگونه از حسیاتِ اولیه آغاز گشته و طیِ فرایندهایِ روانی کلیت یافته و یا تعمیم می‌یابند. او بویژه با تحلیلِ دو مفهومِ مهمِ علیت و استقرا تاریخِ فلسفه را تحتِ تأثیرِ خویش قرار داد.

هیوم بر این باور بود که استقرا یک فرایندِ صرفاً روانی است. نه منطقاً و نه بطورِ تجربی نمی‌توان استقرا را موجه جلوه داد:

بطورِ منطقی: این که تا کنون هر روز خورشید طلوع کرده است منطقاً هیچ ارتباطی به این امر ندارد که فردا هم طلوع کند. همان‌طور که یک جوجه ممکن است فکر کند که زنِ مزرعه‌دار هر روز به او غذا می‌دهد، اما بعد از چند سال یک روز زنِ مزرعه‌دار مثلِ هر روز سر برسد با این تفاوت که این بار سرِ جوجه را ببرد. استقرا صرفاً یک فرایندِ روانیِ ناموجه است.

بطورِ تجربی: شاید ادعا شود که می‌توان استقرا را با تجربه موجه نمود. می‌توانیم بگوییم که دانشمندانِ علومِ طبیعی از استقرا استفاده نموده و می‌نمایند و این کار بسیار برایِ علم مفید بوده است، پس استقرا مفید و موجه است. اما اگر یک بارِ دیگر این استدلال را تحلیل کنیم می‌بینیم که دچارِ دور است زیرا در خودِ آن از استقرا استفاده شده است.

پس دیدیم که استقراگرایی مشکلاتی دارد. البته واضح است که همواره می‌توان برایِ پاسخ به انتقادها تلاش نمود و نمونه‌هایِ پیشرفته‌تری برایِ نظریه یافت که مشکلاتِ سابق را نداشته باشد. پس از هیوم استقراگرایی نابود نشد، بلکه نمونه‌هایِ پیشرفته‌تری از آن (بویژه در قرنِ بیستم بتوسطِ پوزیتیویست‌ها) پدید آمدند. 

نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 0:15 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 17 خرداد1387

پرویز شهریاری

پرویز شهریاری (۲ آذر ۱۳۰۵ کرمان ـ ) ریاضی‌دان، مترجم، روزنامه‌نگار، فعال سیاسی ایرانی. او از چهره‌های ماندگار [۲] در عرصه علم و آموزش ایران است. دوران خردسالی پرویز شهریاری(ایستاده سمت راست) به هم‌راه مادرش گلستان شهریاری و برادرانش سهراب و هرمزپدرش دهقان زاده‌ای بود که روی زمین‌های اربابی کارگری می‌کرد. بعد از مرگ پدر، مسئولیت خانواده به عهدهٔ مادر او (گلستان شهریاری) بود. این خانواده از لایه‌های درآمدی پایین جامعه بودند و دوران کودکی شهریاری دوران سختی از نظر معیشتی بود. دوران نوجوانی و جوانی پرویز شهریاری در بیست‌وپنج سالگیاو تا سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر در شهر کرمان گذراند و وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شد. در خرداد ۱۳۲۳ فارغ‌التحصیل شد و برای ادامه تحصیل به تهران آمد. در تهران در سال ۱۳۳۲ در رشتهٔ ریاضی در دانشکدهٔ علوم دانشگاه تهران و دانشسرای عالی (دانشگاه تربیت معلم تهران کنونی) فارغ التحصیل شد [۳]. یک سال در شیراز معلم بود. بعد به تهران آمد(۱۳۳۳). آن روزها در دبیرستان اندیشه و دبیرستان‌های مربوط به گروه فرهنگی خوارزمی درس می‌داد. در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران، در کلاس‌های روزانه و شبانهٔ دانشگاه تربیت معلم و در اراک در مدرسهٔ عالی علوم اراک هم مشغول بود [۴]. آغاز زندگی سیاسی شهریاری در دوران پرالتهاب سیاسی دههٔ ۲۰ به مبارزهٔ سیاسی روی آورد و در جریان چپ و مارکسیستی به فعالیت می‌پرداخت. در ۱۳۲۴ در نوزده‌سالگی به عضویت حزب توده ایران پذیرفته شد.[۵] پس از ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ و سؤقصد به جان محمدرضا پهلوی موجی از دستگیری آغاز شد و در فروردین ۱۳۲۸ شهریاری که عضو حوزه‌یی به مسئولیت احسان طبری بود برای اولین بار بازداشت شد و به زندان افتاد و پس از آن بارها در دوران محمدرضا پهلوی و جمهوری اسلامی به زندان افتاد. زبان روسی را در زندان فرا گرفت و دست به تالیف و ترجمه زد. تاریخ حساب تانون را در زندان ترجمه کرد. فعالیت‌ها با انتشار نشریاتی چون اندیشه ما، وهومن و چیستا با توده مردم ارتباط مستقیم بر قرار نمود. با تأسیس دبیرستان‌های «خوارزمی (۱۳۳۹)»، «مرجان (۱۳۴۰)» و «مدرسه عالی اراک (۱۳۳۵)» سعی کرد محیطی مناسب برای رشد جوانان مملکت ایجاد کند. با تالیف کتاب‌های ریاضی در فاصله ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۲ و هم‌زمان با آن تالیف و ترجمه صدها کتاب، در تاریخ و آموزش ریاضیات توانست نقش مهمی در پرورش فکری دانش آموزان و دانشجویان ایفا کند. [نشریهٔ سخن علمی از راست به چپ پرویز شهریاری، احمد آرام و باقر امامی تالار شرکت نفت، بزرگ‌داشت بیست و پنجمین سال انتشار مجلهٔ سخن.نشریهٔ «سخن علمی» از سال ۱۳۴۱ منتشر شد و استاد پرویز شهریاری سردبیر این نشریه بود. دربارهٔ این نشریه و سرنوشت آن استاد پرویز شهریاری می‌نویسد: «این نشریه هشت سال پیاپی منتشر شد: در سال اول ۶ شماره و در ۷سال بعد، هر سال ۱۲ شماره. روی هم ۹۰ شماره. در بهمن ۱۳۴۸ بلایی نازل شد. در یکی از شعبه‌های سازمان امنیت مرا خواستند. برایم چای آوردند و بسیار با محبت صحبت می‌کردند و در خواست کوچکی داشتند. مجلهٔ سخن علمی را به ما (یعنی سازمان امنیت) واگذار کنید. ما همچنان خانلری و تو را به عنوان صاحب امتیاز و سردبیر در مجله اعلام می‌کنیم، ولی شما هیچ دخالتی در آن نخواهید داشت. به هر کدام از شماها (دکتر خانلری و من)، ماهیانه پنج هزار تومان می‌دهیم؛ این قرار هم باید همین جا دفن شود. من به ظلاهر مخالفتی نکردم، ولی گفتم، اجازه بدهید سال هشتم را تمام کنیم، آن وقت خدمت می‌رسم و مجله را تحویل می‌دهم. شمارهٔ ۱۲ نشریه تا فروردین ۱۳۴۹ طول کشید و در آن یادداشتی به صورت یک برگ رنگی گذاشتم که این، آخرین شماره‌است. به ظاهر سازمان امنیت چند مجله را به همین صورت در دست گرفته بود. بعد از پخش مجله، آقای دکنر خانلری مرا خواست و جریان را جویا شد. به او گفتم، چه پیش آمده‌است ... ولی اکنون با کاغذی که لای مجله گذاشته و پخش کرده‌ام، گمان می‌کنم مسأله منتفی شده باشد و در واقع هم بعد از آن خبری نشد. برای اینکه ارزش پنج هزار تومان را در آن زمان بفهمید، باید یادآوری کنم که من از همهٔ کارهایی که می‌کردم، روی هم مایانه، کمتر از آن درآمدداشتم، مجلهٔ سخن علمی هم اشتراکی برابر ۲۵۰ ریال برای ۱۲ شماره داشت. [۶]» وی اکنون سردبیر نشریهٔ دانش و مردم و نشریهٔ چیستا است [۷] . [فعالیت‌های دیگر انتشار ماهنامه «اندیشه ما» انتشار اولین کتاب «جنبش مزدک و مزدکیان» تهیه یک دوره کتاب درسی ریاضی دوره اول دبیرستان سر دبیری هفته نامه «وهومن» تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شروع به کار در دبیرستان «اندیشه» از مهر ۱۳۳۸ راه‌اندازی اولین کلاس کنکور در ایران با نام گروه فرهنگی خوارزمی تأسیس دبیرستان پسرانه خوارزمی تأسیس دبیرستان دخترانه مرجان افتخارات دریافت نشان درجهٔ یک علمی از وزیر آموزش و پرورش وقت دکتر خانلری، (۱۳۴۵)۱۳۴۵، نشان درجهٔ یک علمی. ] آثار ستاره * در جلوی عنوان کتاب یعنی در بخش پیوند به بیرون وب گاهی برای معرفی بیشتر کتاب آمده‌است. تاریخ، فلسفه، کاربرد و آموزش ریاضیات تاریخ حساب، رنه تاتون، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول ۱۳۲۹، ترجمه. ریاضیات در شرق، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۲، ترجمه. سرگذشت آنالیز ریاضی، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۴، ترجمه. ریاضیات کار بسته، انتشارات هدهد، ۱۳۶۰، ترجمه. لباچوسکی و هندسه نااقلیدسی، انتشارات توکا،۱۳۶۰، تالیف. پویایی ریاضیات، انتشارات پویش، ۱۳۶۰، ترجمه. اواریست گالوا،(رمانی بر اساس زندگی اواریست گالوا) لئوپولد انیفلد، چاپ اول ۱۳۶۴ انتشارات هدهد، چاپ دوم ۱۳۷۳ نشر بردار، ترجمه. من ریاضی دانم، نوربرت وینر، انتشارات فاطمی، چاپ اول ۱۳۶۴، ترجمه. آفرینندگان ریاضیات عالی، ل. س. فریمان، انتشارات فردوسی، چاپ اول ۱۳۶۳، ترجمه. خوارزمی و انفورماتیک، شرکت داده پردازی ایران، ۱۳۷۰، تالیف. خلاقیت ریاضی، جورج پولیا، انتشارات فاطمی، ۱۳۷۳، چاپ چهارم، ترجمه. عالی جناب چکمه (گوشه‌ای از تاریخ ریاضیات)،انتشارات پژوهنده، چاپ اول ۱۳۷۸، چاپ دوم ۱۳۸۴، تالیف. سرگذشت ریاضیات، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۷۸، تالیف. لگاریتم (تاریخ استدلالی لگاریتم)، گ. ک. استاپو، انتشارات خوارزمی، چاپ اول ۱۳۴۸. هندسه در گذشته و حال، انتشارات امیرکبیر، سال‌های پنجاه، ترجمه. غیاث الدین جمشید کاشانی ریاضی دان ایرانی، انتشارات فنی ایران، ۱۳۷۸، تالیف. جوهر،روش و کارآیی ریاضیات، ۳ جلد، انتشارات فنی ایران، ۱۳۸۰، ترجمه. مسئله‌های تاریخی ریاضیات *، و. د. چیستیاکوف، نشر نی، ترجمه. فلسفه، اخلاق و ریاضیات، انتشارات پژوهنده، چاپ نخست ۱۳۸۰، ترجمه و تالیف. خلاقیت در ریاضیات و مهندسی، انتشارات پژوهنده، چاپ اول ۱۳۸۰، تألیف و ترجمه. ریاضیات و هنر، انتشارات پروهنده، چاپ نخست ۱۳۸۱، ترجمه و تألیف. آموزش ریاضی، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۸۴، ترجمه و تألیف. گاهنامه ریاضی، شامل شرح حال و نظر ریاضی دانان، انتشارات مهاجر، ۱۳۸۰، تالیف. شما هم می‌توانید در درس ریاضی خود موفق باشید، انتشارات مدرسه، چاپ اول ۱۳۷۸، چاپ دوم ۱۳۸۰، تألیف. نگاهی به تاریخ ریاضیات در ایران، شرکت انتشارت علمی و فرهنگی، چاپ نخست بهار ۱۳۸۵، تألیف. کتاب‌های درسی دوره کتاب‌های درسی ریاضی سه سال اول دبیرستان (نظام قدیم)، شامل دو جلد حساب (برای سال‌های اول و سوم)، دو جلد جبر (سالهای دوم و سوم)، و سه جلد هندسه (سال‌های اول و دوم و سوم)، کلاله خاور، ۱۳۳۵-۱۳۳۷، تالیف دوره کامل ریاضیات دبیرستانی و کتابهای مسائل مربوط به آن(با همکاری آقایان امامی، ازگمی، بهنیا، شیخ رضایی)؛ انتشارات علمی و سپس امیر کبیر، در فاصله سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۴، تالیف. ریاضیات ۵ سال اول دبیرستان، و ۳ سال راهنمایی تحصیلی (با همکاری آقای شمس‌آوری)، سال‌های ۱۳۴۵-۱۳۵۱، تالیف جبر سال سوم رشته ریاضی فیزیک (با همکاری آقای امامی)، ۱۳۵۲، تالیف. آموزش مبحث یا شاخه‌ای از ریاضیات روش مختصات، ل. س. پونتریاگین، نشر پژواک کیوان، چاپ اول پاییز ۱۳۸۲، ترجمه. مثلثات مستقیم‌الخط و کروی، س. ای. نووسلو، چاپ چهارم ۱۳۷۸ نشر دانش امروز، ترجمه. روش‌های جبر، دو جلد، چاپ اول،انتشارات امیر کبیر، ۱۳۴۴، تالیف. اعداد اول *، امیل بورل، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول ۱۳۴۴، چاپ سوم ۱۳۸۱، ترجمه. جبر از آغاز تا پایان (خودآموز)، واویلف/ملنیکف/آلکس نیک/پاسی چنکو، انتشارات تهران، چاپ اول ۱۳۶۹، چاپ دوم زمستان ۱۳۷۱، ترجمه.. تقارن در جبر، و. گ. بالتیانسکی/ن. یا. ویلنکین، انتشارات امیرکبیر، چاپ مرداد ۱۳۴۷، ترجمه. هندسهٔ غیراقلیدسی، نشر اندیشه، چاپ سوم اردیبهشت ۱۳۵۲، ترجمه. ورودی به نظریهٔ مجموعه ها، ژ. بروئر، انتشارات پویش، چاپ اول ۱۳۵۹، ترجمه. استقراءِ ریاضی، نوشتهٔ سومینسکی و گولووینا و یاگلوم، انتشارات خوارزمی، چاپ اول خرداد ماه ۱۳۴۸، چاپ دوم آذر ماه ۱۳۶۵، چاپ سوم آبان ماه ۱۳۷۷. نظریهٔ مجموعه ها، واتسلاو سرپینسکی، انتشارات خوارزمی، چاپ اول ۱۳۵۰، چاپ سوم مهرماه ۱۳۶۴، ترجمه. نامساویها، پاول پترویچ کارو کین، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۰، ترجمه. اشتباه استدلال‌های هندسی، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۰، ترجمه. ورودی به منطق ریاضی، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۴، ترجمه. انعکاس، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۱، ترجمه. نظریهٔ ساختمان‌های هندسی، آگوست آدلر، انتشارات فردوس ، چاپ اول ۱۳۶۹، ترجمه. هندسه پرگار، انتشارات دانشجو، سالهای شصت، ترجمه. عبارتهای متقارن در جبر مقدماتی، رز نشر، سالهای شصت، تالیف. قدر مطلق در حوزه عددهای حقیقی، رز نشر، سالهای شصت، تالیف. آنالیز برداری و نظریه میدان، انتشارات فاطمی، سالهای شصت، ترجمه. قضیهٔ مستقیم و قضیهٔ معکوس *، ا. س. گراوشتین، نشر نی، چاپ اول ۱۳۷۵، ترجمه. تابعهای متناوب، رز نشر ۱۳۶۸، تالیف. بخش درست عدد [x]، رز نشر ۱۳۶۸، نشر مهاجر ۱۳۷۸، تالیف. روش استقرای ریاضی، رز نشر، ۱۳۶۸، تالیف. ورودی به نظریه آنالیز ترکیبی، رز نشر، ۱۳۶۸، تالیف. بسط دو جمله‌ای با نمای طبیعی، رز نشر، ۱۳۶۸، تالیف. تربیع دایره و غیر جبری بودن عدد پی، رز نشر،۱۳۶۸، تالیف. ورودی به نظریه احتمال، رز نشر، ۱۳۶۸، تالیف. آنالیز ریاضی، رز نشر، ۱۳۶۸، ترجمه. لگاریتم، گ. استاکوف، انتشارات خوارزمی، سال‌های پنجاه، ترجمه. آنالیز ریاضی، ۳ جلد (با همکاری باقر امامی)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۸، ترجمه. قضیهٔ فرما *، م. م. پوستنیکوف، نشر نی، چاپ اول ۱۳۷۹، ترجمه. بنیان‌های هندسه، و. ای. کوستین، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۸۱، ترجمه. آنالیز برداری، آ. آ. گولدفاین، انتشارات فاطمی، چاپ اول ۱۳۶۴، چاپ دوم ۱۳۶۸، ترجمه. [ریاضیات به زبان ساده بازی با بی نهایت، روزا پتر، چاپ اول ۱۳۵۶ انتشارات توکا، چاپ دوم ۱۳۶۳ انتشارات فردوسی، ترجمه. منحنیها در فضا، دونووان جونسون، انتشارات چاپار، چاپ اول ۲۵۳۶، ترجمه. دستگاه‌های محدود ریاضیات، انتشارات چاپار، ۲۵۳۴، ترجمه. داستان مجموعه ها، ن. ی. ویلنکین، انتشارات توکا، چاپ اول ۱۳۵۵، چاپ دوم شهریورماه ۱۳۵۷، ترجمه. داستان‌های ریاضی، انتشارات توکا، سالهای شصت، ترجمه. روش مختصاتی و هندسهٔ چهار بعدی، ی. م. گلفاند/ا. گ. گلاگوله وا/آ. آ. کیریلوف، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۶، ترجمه. مسیر ریاضیات جدید، و. و. سایر، رز نشر/سازمان چاپ و نشر مشهد، چاپ دوم بهار ۱۳۶۹، ترجمه. مسائل ریاضی مهم ترین مسأله‌ها و قضیه‌های ریاضی، شکلیارسکی/چنتسوف/یاگلوم، انتشارات مجید/انتشارات فردوس، چاپ دوم ۱۳۷۴، ترجمهٔ پرویز شهریاری و ابراهیم عادل. مسأله‌های دشوار ریاضی، کنسانتین شاخنو، انتشارات فردوس، چاپ سوم ۱۳۷۴، ترجمه. مسابقه‌ها، کنکورها و المپیادهای ریاضی، انتشارات جاودان خرد، چاپ اول ۱۳۷۲، تألیف. گزیدهٔ مسأله‌های تازه و بکر مقدماتی ریاضیات، و. پلاتونف/ک. ر. لیوک/و. زارتسکی/ن. مدتلسکی/ل. توتایف، نشر پژواک کیوان، چاپ اول ۱۳۸۲، ترجمه. مسائل مسابقات ریاضی، وا. س. کوشچنکو، انتشارات امیرکبیر، چاپ هشتم ۱۳۶۵، ترجمه. روشهای مثلثات (با همکاری آقای فیروز نیا)، انتشارات خوارزمی ،سال‌های پنجاه، تالیف. تمرینها و مسائل آنالیز ریاضی *، ب.ب.دمیدوویچ، انتشارات امیرکبیر، چاپ ششم ۱۳۸۲، ترجمه. مساله‌های ریاضی، آسان ولی...، انتشارات توکا، ۱۳۵۴، ترجمه. مساله‌های المپیادهای مجارستان، انتشارات دانشجو، سالهای شصت، ترجمه. دربارهٔ حد، آ. آ. کیریلوف انتشارات آزاده، ۱۳۶۳، ترجمه. تئوری اعداد(۲۵۰ مسألهٔ حساب)، نوشتهٔ واتسلاو سرپینسکی، انتشارات خوارزمی، چاپ اول آبان ماه ۱۳۴۹، چاپ دوم شهریور ماه ۱۳۶۹، چاپ سوم تیر ماه ۱۳۷۷. مساله‌های المپیادهای آمریکا،(با همکاری آقای عادل)، نشر بردار،۱۳۶۸، ترجمه. المپیاد ریاضی لنینگراد (از سال ۱۹۶۱ به بعد)، د. و. فومین، چاپ اول انتشارات اینشتین ۱۳۷۴، چاپ دوم نشر گستره ۱۳۷۹، ترجمه. المپیادهای بین الملی (با همکاری آقای عادل)، انتشارات فاطمی، ۱۳۶۸، ترجمه و تالیف. مساله‌های المپیادهای ریاضی در کشورهای مختلف، انتشارات فردوس، ۱۳۶۸، ترجمه. آمادگی برای المپیادهای ریاضی، انتشارات فاطمی، ۱۳۶۹، ترجمه. مساله با حل (با همکاری اقایان امامی. حریرچی)،سالهای چهل، تالیف و ترجمه. دوره اختصاصی جبر مقدماتی، سالهای چهل، انتشارات امیرکبیر، ترجمه. مسائل امتحانی جبر چهارم دبیرستانهای کشور با حل، انتشارات امیر کبیر،۱۳۴۴، تالیف. مسائل امتحانی جبر پنجم دبیرستان‌های کشور با حل، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۴۴، تالیف. تست حساب استدلالی (با همکاری آقایان امامی و قوام زاده)، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۴۳، تالیف مسائل جبر و راهنمای حل آنها برای کلاس‌های کنکور (با همکاری آقای امامی)،انتشارات امیر کبیر ،سال‌های چهل، تالیف مسائل مثلثات و راهنمای حل آنها برای داوطلبان کنکور (با همکاری آقای امامی) ،انتشارات امیر کبیر ،سال‌های چهل، تالیف. مسائل هندسه و راهنمای حل آنها برای داوطلبان کنکور (با همکاری آقای ازگمی)، انتشارات امیر کبیر،سالهای چهل، تالیف. تستهای ریاضیات (با همکاری آقای تقوی)،انتشارات امیر کبیر ،سال‌های پنجاه، تالیف. تئوری اعداد (با همکاری آقای قوام زاده)، انتشارات امیر کبیر ،سال‌های پنجاه، تالیف. حل مسائل آنالیز (با همکاری آقایان امامی و عصار)، انتشارات دانشگاه تهران ،سال‌های پنجاه، تالیف. تست ریاضیات (با همکاری آقایان امامی و قوام زاده)، انتشارات امیرکبیر،۱۳۵۰، ترجمه. مساله‌های ریاضیات عمومی با حل (با همکاری آقای امامی)، انتشارات امیر کبیر،۱۳۵۳، تالیف. مساله‌های کنکور شوروی، انتشارات پویش، ۱۳۶۱، ترجمه. سرگرمی در ریاضیات سرگرمیهای هندسه، ی. ای. پرلمان، انتشارات خوارزمی، ترجمه. سرگرمیهای جبر، ی. ای. پرلمان، انتشارات امیرکبیر، ترجمه. سرگرمیهای ریاضی، ی. ای. پرلمان، ترجمه. ۱۷۵ مسألهٔ منطقی *، دی یر دبیزام/یانوش هرتسگ، نشر نی، چاپ اول ۱۳۶۶، چاپ دوم ۱۳۷۴، ترجمه. سرگرمی‌های توپولوژی (توپولوژی عمومی) *، استفن بار، نشر نی، چاپ دوم ۱۳۷۴، ترجمه. در پی فیثاغورث *، ش. النسکی، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم ۱۳۸۴، ترجمه. در قلمرو ریاضیات، آ. پ. دوموریاد، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول ۱۳۴۸، چاپ دوم ۱۳۶۳، ترجمه. رمان یا فیزیک یا تاریخِ نجوم یا غیره باد و باران زاهاریا استانکو (رمان دو جلدی) کتابی در باره کتاب، سرگی له‌وو داستان‌های علمی، مارک تواین/ ایزاک آسیموف...، انتشارات فردوسی، چاپ اول خرداد ۱۳۶۱، ترجمه. علم، جامعه و انسان، جلد یک و دو، انتشارات هدهد، چاپ اولِ جلد دوم خرداد ۱۳۶۰، ترجمه و تألیف. آواریست گالوا، لئوپولد اینفلد، انتشارات هدهد، چاپ اول 1360، ترجمه یک روز زندگی پسرک قبطی، ماتیو، انتشارات توکا، ترجمه. اخلاق و انسان، الگانا تانونا کروتووا، انتشارات فردوسی، چاپ دوم ۱۳۶۱، ترجمه. نظریهٔ نسبیت در مسئله‌ها و تمرین‌ها *، الکسی نیکلایه ویچ مالینین، نشر نی، چاپ دوم ۱۳۷۴، ترجمه. در جستجوی هماهنگی، اُلِگ موروز، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۸۲، ترجمه. درباره پرویز شهریاری سال‌ها باید که تا... جشن‌نامه استاد پرویز شهریاری، به کوشش دکتر رقیه بهزادی، انتشارات فردوس، ۱۳۸۲. ارج نامه شهریاری به خواستاری واشراف دکتر پرویز رجبی نشر توس. یک زندگی خاطرات ودیدگاهای دکتر پرویز شهریاری در گفتگو با مهندس امیر حاجی صادقی، نشر کوچک پس از چهل سال: زندگی نامه استاد پرویز شهریاری، نویسنده: ابوالقاسم پورحسینی، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۸۰. ستارهٔ اعداد (پرویز شهریاری) کیست و چه کرد؟، سیدعلی صالحی، انتشارات تهران. مستند فانوس گلستان، درباره زندگی . اندیشه . اثار و فعالیت‌های دکتر پرویز شهریاری، فیلمی از میلاد درویش، بزودی از بنیاد فرهنگی پرویز شهریاری بنیاد فرهنگی پرویز شهریاری مقالهٔ اصلی: بنیاد فرهنگی پرویز شهریاری بنیاد فرهنگی پرویز شهریاری در مرداد ۱۳۸۴ به شمارهٔ ۱۸۵۳۲ در ادارهٔ ثبت شرکتها و مؤسسات غیر تجاری تهران به ثبت رسید
نوشته شده توسط ( نبی اله ابراهيمي) در 10:13 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •